طفیلیان و پرخواران|طمعکاران|خسیسان|دزدان|ابلهان|مدعیان نبوت|طبیبان|بانوان|حکومتیان|حاکمان|ظریفان|ادیبان|مثل ها|استشهادات قرآنی|لطایف بزرگان دین|صفحه اصلی

لطایفی از ظریفان

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

حکومت داران و حکومتیان

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
مگر کوری؟

مردی با سپری بزرگ به جنگ رفته بود. از قلعه سنگی بر سرش زدند و بشکستند. برنجید و گفت: ای مردک! مگر کوری؟ سپری بدین بزرگی نمی بینی، سنگ بر سر من می زنی؟





تو بزرگتری یا برادرت؟

از ابلهی پرسیدند: تو بزرگتری یا برادرت؟ گفت: من بزرگترم اما اگر یکسال دیگر بگذرد با من برابر خواهد شد. علی صفی، لطایف الطوایف، ص 407.





دروازه ها را ببندید!

پرنده باز شکاری از دست بکار بن عبدالملک مروان -از احمقان مشهور- پرواز کرد. به نوکران دستور داد که به دروازه بانان بگویید تا زود دروازه ها را ببندند که ناگاه باز من از شهر بیرون نرود. که اگر از شهر بیرون رفت دیگر او را نمی توانم بگیرم. علی صفی، لطایف الطوایف، ص 405.





تمام اخبار برگزیده ...

لطایفی از بزرگان دین

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

داستان ها و مثل ها

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10