معرفی کتاب|گزارش و مصاحبه|مقالات گروه|صفحه اصلی
مقالات حضرت ابوالفضل ع
حجت الاسلام والمسلمین دکتر حامد منتظری مقدم، عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و‌ پژوهشی امام خمینی(ره) در مصاحبه اختصاصی با سایت سخن تاریخ:
بعثت پیامبر منت بزرگ خداوند برای جامعه بشری است
روایات مشهور درباره چگونگی بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله)
بعثت پیامبر در تاریخ طبری
هیچ حادثه‌ای بالاتر و بر‌تر از بعثت پیامبر اکرم (ص) در عالم وجود ندارد.
مهم ترین پیام بعثت، تقویت مکارم اخلاقی در سایه عبودیت است
پیامبر اکرم از همان آغاز بعثت نگاه فرامنطقه ای داشت
هدف از بعثت یا زیباترین آیت قرآنی نوشتاری از رسول جعفریان
نقش سیره و شخصیت رسول الله (ص) در گسترش اسلام در دوران بعثت
مبعث رسول اکرم (ص)
آیین پیامبر خاتم (ص) پیش از بعثت؟


  چاپ        ارسال به دوست


اخبار تاريخي


حجت الاسلام والمسلمین دکتر حامد منتظری مقدم، عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و‌ پژوهشی امام خمینی(ره) در مصاحبه اختصاصی با سایت سخن تاریخ:



حجت الاسلام والمسلمین دکتر حامد منتظری مقدم، عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و‌پژوهشی امام خمینی(ره) در مصاحبه اختصاصی با سایت سخن تاریخ: پيامبر(ص) هيچ‌گاه به اختيار به جنگ روي نمي‌آورد؛‌ بلکه به ضرورت مي‌جنگيد

 

 
سایت سخن تاریخ به مناسبت مبعث رسول الله (صلی الله علیه وآله) مصاحبه ای باحجت الاسلام والمسلمین دکتر منتظری مقدم، انجام داده است که از نظر محققان و تاریخ پژوهان گرامی می گذرد:


1. با سلام و تشکر از پذیرش مصاحبه و تبریک عید مبعث، بفرمایید اهميت مسئله صلح و جنگ در حيات بشر، چيست؟ مشخصا آيا انسان ذاتا، صلح‌جوست يا جنگ‌طلب است؟‌

بنده هم عيد مبعث رسول اعظم (ص) را به تمام مسلمانان تبريک عرض مي‌کنم. مبعث رسول خدا (ص) يکي از مهم‌ترين حوادث تاريخ بشريت است و بزرگداشت مبعث که ريشه در سنت امام صادق (ع) دارد، فرصتي است که ما با معارف مکتب نبوي بيشتر آشنا شويم.


در ارتباط با سؤالي که مطرح شد، بايد عرض کنم که در طول تاريخ، همواره صلح و جنگ، يکي از پديده‌هاي بسيار مهم جامعه بشري است: در جنگ، آسيب زدن و آسيب ديدن هست، کشتن و کشته شدن هست؛ اما در صلح، آسايش و زنده ماندن و زنده گذاردن ديگران.


برخي امور با طبع و سرشت ذاتي انسان هماهنگ است و انسان دنبال به دست آوردن آنهاست. در مقابل، اموري هم هست که با طبع و سرشت انسان ناهماهنگ است و انسان از آنها گريزان است.


انسان ذاتا يعني به لحاظ سرشت انساني خودش، جوياي چيست؟ جوياي خيلي چيزهاست. البته اهم و مهم هم دارد. انسان ذاتا جوياي آرامش و امنيت است؛ همينطور انسان، ذاتا جوياي حق و عدالت و عزت و شرافت هم هست.


خب اينجا ميان مطالبات ذاتي انسان تعارض پيش مي‌آيد:
آرامش‌خواهي و امنيت‌جويي انسان، به او مي گويد: صلح کن.


اما عدالت خواهي و عزتمندي، به انسان مي‌گويد: از جنگ فرار نکن و در جايي که عدالت و حقيقت و عزت اقتضا ميکند، بجنگ.
خب حالا بايد ديد در اين تعارض بزرگ چه بايد کرد؟ اينجا واقعا از جاهايي است که انسان هم به لحاظ نظري و فکري نيازمند شناخت و آگاهي است و هم به لحاظ عملي و ميداني نيازمند الگو و راه و روش مشخص است.



2. در کشاکش و تعارض ميان مطالبات انسان در جنگ‌طلبي و صلح‌خواهي، نقش دين چيست


دين الهي به معناي وسيع برنامه زندگي است. در ارتباط با مسئله‌اي که مطرح شد، دو کار اساسي انجام مي‌دهند:

اولا: در ساحت نگرش و نظر، به انسان کمک مي‌کند تا به يک «توازن صحيح» و «انسجام» در مطالبات خود برسد؛

ثانيا: در ميدان عمل، به انسان الگو مي‌دهد، راه و روش را نشان مي‌دهد.

در قرآن کريم، در آيات متعدد دربارة صلح و جنگ بحث شده است. اجمالا در نگرش قرآن، جنگ براي حقيقت و عدالت، به عنوان «جهاد في سبيل الله» معرفي مي شود؛ يعني يک امر کاملا مقدس و ارزشمند است.


مهم‌ترين پيام قرآن اين است که انسان مسلمان نبايد از وقوع چنين جنگي بيمناک باشد؛ چرا؟

به دو علت اساسي:

علت اول: خداوند – قدرتمندترين نيروي هستي- ناصر و ياري کننده انسان مجاهد است؛
اين نصرت و ياري به اندازه‌اي پررنگ است که مي‌فرمايد: تو نيستي که مي‌جنگي و تير مي‌افکني؛ بلکه اين خداست که مي‌جنگد و تير مي‌افکند: فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ (انفال: 17).


علت دوم:‌ فرجام اين جنگ، يکي از دو نيکي است: «پيروزي» يا «شهادت»: «اِحْدَي الْحُسْنَيَيْن؛ مي‌شود (توبه، 52)
حتي اگر انسان کشته شود، زنده است: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل عمران: 169).
در دوران جنگ با داعش، ژنرال عراقي ميگفت: ژنرال قاسم سليماني به ما آموخت که از مرگ نترسيم.

قرآن به نقطة مقابل جنگ، يعني صلح هم نظر مثبت دارد: مي‌فرمايد: اگر دشمن به صلح تمايل يافت، تو هم تمايل نشان ده: وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها... (انفال: 61).


اما در مجموع، قرآن دربارة صلح روي دو نکته تأکيد دارد:
يک) انعقاد صلح به طور دقيق و منضبط؛
دو) تعهد و پاي‌بندي طرفين به صلح.
خب قرآن با اين آموزه‌ها، در ساحت انديشه و نظر، به مسلمانان تا حد زيادي، شناخت و آگاهي و معرفت مي‌دهد و مسير کلي را مشخص مي‌کند؛‌ البته بخش مهمي از آموزه‌هاي دين اسلام، به‌خصوص در بعد الگودهي و نشان دادن راه و روش‌هاي عملي در سنت و سيرة معصومان است.


3. رسول خدا
(ص) در مسئله جنگ و صلح چه الگويي را به ما ارائه داده است؟

طبق فرمودة خداوند، حضرت رسول(ص) اسوة حسنه است: لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (احزاب: 21).

بايد توجه داشت که اين اسوه بودن، اطلاق دارد: مقيد به دوران حضرت نيست. مقيد به امور شرعي و عبادي هم نيست. يک نکته بسيار مهم، اين است که دشمنان اسلام، سعي مي‌کنند که با زشت‌نمايي و غيرمنطقي و حتي غيرانساني نشان دادن رفتارهاي پيامبر و ديگر معصومان، الگوگيري از آنان را زير سؤال ببرند و آن را غيرعقلايي و نامعقول معرفي کنند. اينجاست که تعهد و وظيفة علمي و ديني ما اهل تاريخ، خيلي سنگين مي‌شود که اولا، ثبوتا، به فهم دقيق و درستي را رفتارهاي معصومان برسيم و ثانيا، اثباتا، جلوي اين زشت‌نمايي‌ها بايستيم.


در ارتباط با جنگها و صلح هاي رسول اعظم
(ص)، تاکنون دربارة صلح‌هاي ايشان آثار اندکي نگاشته شده،‌ و در بيش‌تر آثار به جنگ‌هاي حضرت توجه شده است. از اين رو، اين زمينه فراهم شده است تا خاورشناسان، اسلام را به ناروا «دين جنگ و شمشير» بنامند و چهره بسيار خشن و جنگ‌طلبي از رسول خدا(ص) ترسيم و ترويج کنند. در تقابل با اين فضا، کتاب بررسي تاريخي صلح‌هاي پيامبر(ص) را بنده تأليف کردم.


بنده يک مقاله‌اي هم دارم زير عنوان: صلح و جنگ در سيرة پيامبر اعظم
(ص).
تحقيقات فراوان ديگري نيز انجام شده است و خوشبختانه ما دستاوردها و يافته‌هاي بسيار خوبي در اين حوزه داريم.

 


4. آيا رسول خدا
(ص) با انجام صلح در پي فرصت‌سازي بود؟

پاسخ به يک معنا منفي و به معنا مثبت است. پيامبر اعظم (ص) در صلح با دشمن، در پي فرصت‌سازي براي اين نبود که نيروي نظامي بيشتري فراهم‌ کند و توان‌ جنگي‌اش را ارتقاء بدهد و بعد، با نقض صلح، دشمن را غافلگير کند و شکست دهد. هرگز اين طور نيست، پيامبر (ص) همواره متعهد به صلح بود؛


اما پيامبر
(ص) قطعا در پي فرصت‌ براي گسترش آيين اسلام و زمينه‌سازي براي دعوت به توحيد و يکتاپرستي بود. لذا مهم‌ترين هدف رسول خدا(ص) از صلح، تأمين امنيت بود تا بتواند به دور از تهديد دشمن و با آسودگي، پيام‌ اسلام را به همگان برساند. حضرت، با پاي‌بندي کامل به صلح‌هايي که منعقد مي‌کرد، از فرصت و ظرفيت به دست‌آمده بهترين استفاده را ‌کرد. براي رسول خدا(ص) دعوت به اسلام و دعوت به توحيد و نجات انسان‌ها از گمراهي اصالت داشت، و حضرت در رسيدن  به اين هدف، همواره صلح را بر جنگ ترجيح مي‌داد؛ البته اين ترجيح ‌دادن اصيل بود؛ شكلي و ظاهري نبود.



5. واکنش حضرت به نقض عهد طرف مقابل صلح چه بود؟

در هر صلحي يک نرمش اتفاق مي‌افتد. تعبير نرمش قهرمانانه از صلح امام مجتبي (ع) تعبير جالبي است. صلح‌هاي پيامبر (ص) هم همين گونه است؛ اما اين نرمش هر چه هست، در مرحلة انعقاد صلح است که بر اساس منافع و مصالح و بر اساس عزت و حکمت است؛ اما اگر قرار باشد اين نرمش در پاي‌بندي به صلح هم تداوم داشته باشد؛ قطعا خسارت‌بار است.


صلح‌هاي رسول خدا
(ص) به‌وضوح بيانگر نگرش حکيمانه حضرت است. حضرت در صلح حديبيه بدون توجه به رفتارهاي احساسي و هيجاني برخي از اصحاب، به حسب ظاهر امتيازاتي را به دشمن داد؛ اما به اهداف بسيار راهبري دست ‌يافت. در اين بين، پيامبر(ص) به طور دو سويه، هم خود به صلح پاي‌بند بود، و هم تعهد و پاي‌بندي طرف مقابل را پي‌گيري مي‌کرد. در صلح حديبيه، که در بين صلحهاي پيامبر(ص) يک شاخص است، دشمن (مشرکان قريش مکه)، صلح را نقض کردند که اين نقض صلح با واکنشي بسيار استوار و قاطعانه «فتح مکه» همراه بود. يعني کانون اصلي تمام دشمني‌ها پس از نقض صلح از بين برداشته شد.


موارد ديگر، قبيله‌هاي سه‌گانه يهودي، بني‌قينقاع و بني‌نضير و بني‌قريظه هستند. اينها با رسول خدا
(ص) پيمان و عهد صلح منعقد کردند که امنيت جاني، مالي و ديني داشته باشند و در مقابل، نسبت به مسلمانان «بي‌طرف» باشند و به دشمنان ايشان ياري نرسانند، و اگر چنين كردند، مجازات شوند. خب اين سه قبيله يهودي، در سال‌هاي دوم، سوم و پنجم هجري، يكي پس از ديگري پيمان خود را شكستند و هر کدام قاطعانه مجازات شدند.


6. اهداف و ويژگي‌هاي اصلي جنگهاي رسول خدا
(ص)چيست؟ مشخصا حضرت چه اندازه به جنبه‌هاي انساني توجه داشتند؟

پيامبر(ص) هيچ‌گاه به اختيار به جنگ روي نمي‌آورد؛‌ بلکه به ضرورت مي‌جنگيد. جنگ‌هاي رسول خدا(ص) دو هدف کلي داشت: «دفاع از کيان اسلام و مسلمانان» و «رفعِ موانع دعوت به اسلام»؛ يعني دفع و رفع مانع؛ البته برخي از جنگ‌هاي پيامبر(ص) هم پيش‌گيرانه‌ بود. برخي نيز واکنش به پيمان‌شکني و فتنه‌انگيزي بود، که در اين موارد، طرف مقابل قصد هجوم، و يا دشمني پنهاني داشت. جنگ، آن‌گاه که ضرورت مي‌يافت، جهاد و امر مقدسي بود، که فرجامش اِحْدَي الْحُسْنَيَيْن بود.


پيامبر
(ص) در جنگ‌ها به رعايت موازين الهي و انساني بسيار اهتمام داشت. رسول خدا(ص) هنگامي که سپاهي را مأمور به انجام سريه‌اي مي‌کرد، صرف نظر از دستورهاي موردي نظامي، سفارش‌ مي‌کرد: «به نام خدا و در راه خدا بجنگيد؛ خيانت نورزيد و عهدشكني نكنيد؛ مُثْله نکنيد (اعضاي بدن دشمن را نبريد)؛ کودکي را نکشيد؛ زني را نکشيد».


هنگامي که علي
(ع) از سوي پيامبر(ص) به فرماندهي سريّه‌اي به يمن منصوب و مأمور شد، از حضرت پرسيد که چگونه رفتار كنم؟ پيامبر(ص) به او فرمود: «شروع به جنگ نكن تا آنها شروع به جنگ كنند...» و در نهايت فرمود: «به خدا سوگند اگر خداوند يك نفر را به دست تو هدايت كند برايت بهتر است از آنچه كه خورشيد بر آن طلوع و غروب مي‏ كند».


در گزارش‌هاي تاريخي غزوات و سراياي پيامبر
(ص) نمونه‌هاي فراواني وجود دارد. يک نمونه، رفتار پيامبر(ص) با حَکَم بن کيسان است. حَکَم در سريه‌اي به اسارت درآمد و نزد پيامبر(ص) آورده شد. حضرت شروع به فراخواندن او به اسلام کرد، و با اين‌که اين فراخواندن به درازا کشيد، حکم بن کيسان ‌پذيراي اسلام نشد. عمر بن خطاب با اظهار اين‌که حَکَم هيچ‌گاه اسلام نمي‌آورد، از پيامبر(ص) اذن خواست که وي را به قتل برساند؛ اما حضرت اذن نداد، و سرانجام حَکَم اسلام آورد. اسلام او چنان استوار بود که او خود در حادثة بئر معونه جزء شهداي راه دعوت به اسلام شد (ابن‌سعد، الطبقات الكبري، ج‏4، ص102).


در واقع، آن‌چه که براي پيامبر
(ص) اهميت داشت، فتح دل‌هاي ديگران و هدايت آن‌ها بود، و نه فتح سرزمين‌ها. اين اهتمام،‌ خود رفتارهاي انتقام‌جويانه را از سيرة جنگي پيامبر(ص) دور مي‌کرد، و او را ماية «رحمت» انسان‌ها مي‌ساخت.


در دوران حکومت رسول خدا
(ص) تقريباً تمام شبه جزيرة عربستان فتح شد؛ اين در حالي بود که آمار کشته‌هاي اين فتوحات، بسيار اندک، و احتمالاً در نهايت يک تا دو هزار تن بود. در اين ميان، در فتح مکه، که بي‌ترديد بزرگ‌ترين فتح پيامبر(ص) بود؛ حضرت اين سخن را که امروز روز انتقام است، انکار، و تصريح فرمود: امروز روز رحمت است (واقدي، المغازي، ج‏2، ص821).


١٦:٣٨ - چهارشنبه ٢٠ اسفند ١٣٩٩    /    شماره : ١١٦٠٢٥    /    تعداد نمایش : ٧٤٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





مقالات گروه

مهم ترین پیام بعثت، تقویت مکارم اخلاقی در سایه عبودیت است

حجت الاسلام و المسلمین حمیدرضا مطهری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی: مهم ترین پیام بعثت پیامبر اکرم(ص) تقویت مکارم اخلاقی در جامعه در سایه عبودیت و بندگی خدا است.

مبعث عید علم و اندیشه

حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی، رئیس مجتمع آموزش عالی تاریخ، سیره و تمدن اسلامی: عید مبعث مادر همه اعیاد است، عیدی که اوج بیان آن از علم و اندیشه سخن می گوید.

بعثت بزرگ‌ترين مسير تعالي و پيشرفت انسان است

حجت الاسلام دکتر محسن الویری؛ بعثت پيامبر(ص) آن نقطه اوج تكامل و ورود بشر به مرحله تعالي خود و آن نقطه عطف اصلي است كه از آن نقطه به بعد بشر آخرين مرحله كمال خود را تجربه مي‌كند كه در اين مرحله آخر، ديگر نيازمند وحي جديد نيست.

نقش سیره و شخصیت رسول الله (ص) در گسترش اسلام در دوران بعثت

نویسنده: اصغر منتظر القائم؛دوران سیزده ساله ی بعثت نبوی، طی سه مرحله: دعوت مخفیانه، دعوت خویشان و اقوام و دعوت علنی و عمومی، با موفقیت ادامه یافت و اقشار بسیاری، به ویژه جوانان مکه، به رسول الله (ص) گرویدند. سران قریش و مشرکین که حیات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی خود را در خطر دیدند، با تکیه بر تعصبات قومی و فرهنگی جاهلی و گذشته گرایی، به شدت به مقابله با آن حضرت پرداختند و از هیچ کوششی اعم از شکنجه و تهمت های ساحری، کهانت، جنون و شاعری نسبت به وی و یارانش دریغ نکردند.