مقالات گروه|گزارش و مصاحبه|معرفی کتاب|صفحه اصلی
مقالات حضرت معصومه س
سیاست های فتحعلی شاه در توسعه عمرانی قم و ابنیه حرم حضرت معصومه (ع)
حضرت معصومه (س)، اختر تابان آل محمد (ص)
راز عدم ازدواج حضرت معصومه(س)
حرم حضرت معصومه (س) از نگاه سفرنامه نویسان اروپایی
سیر تحول حرم حضرت معصومه(س) با تاکید بر سلسله‌مراتب ورود (تشرف) از دورۀ صفوی تا دورۀ قاجار
بررسی مقابر پادشاهان صفویه ی مدفون در حرم حضرت معصومه(ع)
کرامت حضرت معصومه به روایت میرزا علی اکبر فیض تاریخنگار قمی در دوره ناصری
قم در مسیر تاریخ(3)
قم در مسیر تاریخ(3)
راز عدم ازدواج حضرت معصومه(س)
جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه(س)(2)
جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه(س) (1)
گاه شمار حوادث در دوره حضرت معصومه


  چاپ        ارسال به دوست


اخبار تاريخي


حرم حضرت معصومه (س) از نگاه سفرنامه نویسان اروپایی


نویسنده: محمود امیری


پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی، که کاتولیک متعصبی است، مزار حضرت معصومه(س)را چنین توصیف می کند: «می گویند خواهر امام رضا، یکی از بازماندگان پیغمبر اسلام، در آنجا دفن است و این خواهر نیز از طرف مردم، مقدس شمرده می شود و مدفن او زیارتگاه عمومی است». ده بیت که بدین شرح با آب طلا بربالای مدخل نوشته شده صاحب مقبره را معرفی می کند: تاریخ بنای سردر مقبرۀ حضرت معصومه قم-علیها السلام-: در زمان پادشاهی خیرآفرین شاه عباس ثانی که خدا دوران سلطنتش را پاینده بدارد این در رحمت به روی مردم گشوده گشت چنان دری که هرکس بدان بنگرد بهشت را از یاد می برد.

این لفظ را مسیحیان یونانی دربارۀ کسانی به کار می برند که مأمور روشن داشتن مشعل ها و چراغ های معابد می باشند، و بسا ممکن است از کلمۀ شاندل مشتق شده باشد که در تمام زبان های اروپایی نزدیک به هم تلفظ می شود، اما معنیشان یکی است. چون در نظر مردم ایران شهر قم به سبب وجود بارگاه حضرت معصومه در آن، مقدس است و مردم اگر بتوانند جسد مردگان خود را به آن جا می آورند و به خاک می سپارد.

کارری گرچه در این زمینه اشتباه برخی از سفرنامه نویسان پیشین را تکرار کرده، حضرت فاطمه معصومه را دختر بی واسطۀ امام حسین(ع)به شمار آورده است، ولی نکته هایی دقیق و ظریف از وضعیت حرم مطهر و رواق های اطراف آن ثبت کرده است که به راستی ارجمند و زیباست. در این مسجد قبر شاه صفوی و شاه عباس دوم قرار گرفته است، ولی گویا مقبرۀ اصلی مورد احترام، متعلق به فاطمه بنت امام حسین فرزند امام علی و فاطمه زهرا(س)دختر محمد(ص)می باشد!در بالای در بزرگ، کتیبه ای به خط طلا در ثنای شاه عباس دوم نوشته شده است.

مقدمه

یکی از مهم ترین ویژگی های بقاع متبرکه و امامزادگان، جاذبۀ معنوی آنهاست. این ویژگی زمانی بیشتر جلوه گر می شود که می بینیم افرادی با مذاهب و فرهنگ هایی غیراسلامی از راه های دور به دیدار این اماکن می آیند. ازاین روست که سفرنامه ها از گنجینه های ادبی و هنری باارزشی هستند که علاوه بر جذابیت هنری و تاریخی، دارای ظرایف و نکات فراوانی در این مورد هستند. با مطالعۀ این سفرنامه ها می توان به وضعیت مکان های مقدس و متبرک در جوامع اسلامی و خصوصیات آنها پی برد. به دلیل کثرت و تنوع سفرنامه ها، تقسیم بندی سفرنامه ها راهگشایی این تحقیق خواهد بود. در این تقسیم بندی می توان سفرنامه های معاصران را از سفرنامه های گذشته و همچنین سفرنامه های مذهبی را از غیرمذهبی جدا کرد. مسائل مختلف مربوط به مذهب از قبیل اعتقادات مذهبی، باورهای دینی، نمای ظاهری اماکن مذهبی و شیوۀ اجرای آداب دینی در داخل مساجد و کلیساها نیز از دید سفرنامه نویسان مخفی نمانده است که این عوامل نیز می تواند بخشی از اجزای این تقسیم بندی باشد.

هدف از این تحقیق، آشنایی کلی با نحوۀ برخورد سفرنامه نویسان قدیم و جدید با فضای معنوی شهرهای مذهبی و مقایسه حال و هواهای متفاوت سفرنامه نویسان با یکدیگر و یادآوری نکات مهم (مثبت و منفی)مربوط به بقاع متبرکه و اماکن مقدس شیعیان است. از سوی دیگر می خواهیم به این نکته اشاره کنیم که اگر به تصویرسازی سفرنامه نویسان در بیان واقعیات دقت کنیم، می توان با رفع کاستی هایی که گاه از دید ما پنهان است، برجاذبۀ این اماکن افزود و از این را روز به تقویت بنیان های دینی یاری رساند.
موقعیت ویژۀ قم در بین شهرهای ایران

قم، به دلیل برخورداری از موقعیت ویژه از لحاظ مذهبی و مظاهر فرهنگ و تمدن ایران اسلامی سال هاست که دل و دیدۀ میلیون ها زایر و سیاح داخلی و خارجی را به خود مشغول کرده است. هرکس که به قم سفر می کند با جاذبه ها، دیدنی ها و شنیدنی هایی روبه رو می شود که ویژۀ این شهر است. این جاذبه ها برای کسی که با آنها آشنایی ندارد، البته بسی افزون تر است. حضور هزاران مرد و زن مؤمن و عاشق بر گرد حرم نبیرۀ پیامبر(ص)نیز برای اکثر بینندگان خارجی همواره پرجاذبه و شگفت انگیز بوده است؛ چرا که آنان در ورای این شکوه، حقیقت و معنویتی را دیده اند، اگرچه آنان در کنار این اعترافات، گاه از برخی موارد نامطبوع نیز سخن گفته اند. هرچند ذهنیت و نوع تربیت این سیاحان سبب می شده است که با نگرش خاصّی به واقعیت ها بنگرند و گاه با انگیزه های سیاسی و مذهبی، تعابیر سوء و ناروایی به کار ببرند، ولی صرف نظر از این انگیزه های آنها، دیدگاه ناظران خارجی برای ما خالی از فایده نخواهد بود.

می دانیم که پای بیشتر این سیاحان و جهانگردان، در آستانۀ به قدرت رسیدن صفویان به این مرز و بوم باز شده است. عصر جدید اروپا، که همزمان با دوران انحطاط مسلمانان آغاز شد، دیپلماسی فعالی را ایجاب می کرد که بتواند ارزیابی دقیقی از پدیدۀ سیاسی اجتماعی نوین، ازجمله تحو لات دنیای اسلام ارائه کند؛ به ویژه که هیمنه و قدرت امپراتوری عثمانی هنوز هم می توانست در برابر طمع ورزی های آنان از خود مقاومت نشان دهد.

با تجزیۀ امپراتوری عثمانی این سد شکسته شد و اروپاییان، همچون سیل، به سرزمین های اسلامی سرازیر شدند. سرانجام انقلاب صنعتی و نیاز به مواد خام و بازار مصرف، استعمار نو را ناگزیر از خشونت و تهاجم نظامی و دست اندازی به ممالک اسلامی ساخت. طلایه دار این تهاجمات گسترده، نمایندگان سیاسی و گاه مبلّغان مسیحی و پدران روحانی بودند که به منظور شناسایی امکانات و جمع آوری اطلاعات و یا زمینه سازی برای جلب منافع استعماری به این سرزمین ها سفر می کردند.

البته در میان غریبان کسانی هم به قصد تفرّج و یا از روی کنجکاوی به گشت وگذار می پرداختند و خاطرات و مشاهدات خود را ثبت و منتشر می کردند، ولی گویا در دورۀ جدید بیشتر آنان فارغ از انگیزه های سیاسی نبوده اند. یکی از اینان گارسیا دسیلوافیگوئر، سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس اول، بود که گذری از سوی کاشان به قم داشته است. وی نتوانسته است شکوه و جلال بارگاه حضرت معصومه(س)را انکار کند. ازاین رو پس از نقل وقایعی، که سخت تردیدبرانگیز است، در این باره می نویسد: «. . . پس از آنکه دیوار مسجد و قسمت پرجمعیت حومۀ شهر را پشت سر گذاشتیم، به پل بسیار بزرگی رسیدیم. . . هنگامی عبور از پل یکی از حکام در دست چپ جاده و نزدیک شهر بنای مجللی را به سفیر نشان داد که از دور بهترین و باشکوه ترین ساختمان شهر می نمود. این بنا گنبد و مناره هایی داشت که با کاشی های الوان پوشیده شده بود، ایرانیان از اشیای گرانبهای این بقعه و معجزاتی که هرروز در آن رخ می داد استان ها می گفتند؛ ازجمله بیان می کردند که هرروز عدّۀ زیادی بیمار در آن شفا می یابند و همۀ این عجایب مرهون وجود بانوی پرهیزگار و عالیقدری بود که پیش تر از او سخن گفته ایم؛ همان بانو که به دستور وی نزدیک حرم مقصوره یا آرامگاهش کاروانسرایی برای پذیرایی از زوار ساخته بودند».

پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی، که کاتولیک متعصبی است، مزار حضرت معصومه(س)را چنین توصیف می کند: «می گویند خواهر امام رضا، یکی از بازماندگان پیغمبر اسلام، در آنجا دفن است و این خواهر نیز از طرف مردم، مقدس شمرده می شود و مدفن او زیارتگاه عمومی است».

یکی دیگر ازجهانگردان پرآوازه ای که بسیار به ایران سفر کرده: تاورنیه است. تاورنیه، میان سال های 2361 و 8661، شش بار به مشرق زمین سفر کرد و بیش از نه بار به ایران آمد. تاورنیه ایران را نسبتا خوب شناخته است؛ زیرا در شش سفر طو لانی اش با نظری دقیق به همۀ امور توجه کرده، مشاهداتش را با صراحت و صداقت نگاشته است. او دربارۀ شهر مقدس قم و مساجد آن می نویسد: «. . . قم یکی از شهرهای بزرگ ایران است که در جلگۀ صافی واقع شده. . . چیزی که در قم خیلی قابل ملاحظه است، مسجد خیلی بزرگ است که ایرانیان احترام آن را کمتر از مسجد اردبیل به جا نمی آورند و در همان جاست که مقبرۀ شاه صفی و شاه عباس ثانی دیده می شود، و همچنین مقبرۀ سیدتی فاطمه دختر حسین بن علی فرزند فاطمه زهرا و محمد(ص)می باشد.

. . . مقبرۀ سیدتی فاطمه، نوادۀ محمد(ص)، در آخر مسجد واقع شده است، به طوری که میان دیوار و قبر، یک آدم فقط می تواند عبور کند. اطراف قبر، ضریح بزرگی از نقره کشیده شده که شانزده پای مربع مساحت آن است. میله های آن گرد و محل تقاطع آنها مانند سیب گرد است. روشنایی چراغ هایی بسیار، که از چراغدان های طلا و نقره ای بی شمار نورافشانی می کنند. جلوه و تلالؤ غریبی به این مکان می دهد. داخل مسجد تا زیر زوایای هشت گوشه، که پایۀ طاق های گنبد روی آن است، تمام از کاشی های الوان بسیار اعلاست و طاق گنبد مسجد، به سان طاق درب مدخل آن، از طلا و لاجورد به سبک اعراب نقش ونگار شده است.

در هرطرف مسجد، نزدیک قبر سیدتی فاطمه، تالار بزرگی است برای فقرا و اشخاصی که باید از مطبخ و خیرات سلطنتی غذا بخورند و در آنجا جمع شده اند. چنانچه سابقا گفته ام در میان آنها پلو و انواع گوشت ها، که در کمال نظافت تدارک شده، تقسیم می نمایند».

پربرگ و بارترین سفرنامه در عصر صفویه، سفرنامۀ شوالیه شاردن است. شاردن فرانسوی در زمان پادشاهی شاه عباس ثانی، و پسر و جانشینی شاه سلیمان، سه بار به ایران سفر کرد و افزون بر دوازده سال در این کشور به سر برد. او جز زبان های فرانسوی و انگلیسی، زبان های ترکی و فارسی را نیز می دانست.

شاردن دربارۀ اماکن مشرفۀ شهر تاریخی و مذهبی قم چنین گزارش می دهد: «وقتی به قم نزدیک می شدیم در هرطرف و هرجا مسجدهای کوچک و مقبره هایی که مدفن نبیره های حضرت علی بود مشاهده می شد. مردم ایران نواده ها و نبیره های این خلیفه را امامزاده می نامند که به مثابۀ حواریون حضرت مسیح می باشند. در سراسر ایران عدّۀ زیادی امامزاده مدفونند، و همه در نظر ایرانیان مقدس می باشند. در قم و دیه ها و آبادی های مجاور آن افزون بر چهارصد امامزاده وجود دارد. . . ده بیت که بدین شرح با آب طلا بربالای مدخل نوشته شده صاحب مقبره را معرفی می کند: تاریخ بنای سردر مقبرۀ حضرت معصومه قم-علیها السلام -: در زمان پادشاهی خیرآفرین شاه عباس ثانی که خدا دوران سلطنتش را پاینده بدارد این در رحمت به روی مردم گشوده گشت چنان دری که هرکس بدان بنگرد بهشت را از یاد می برد. بینندگان چنا به خیره و به نظر شگفتی بر این بنا می نگرند که آسان نمی توانند دیده از دیدنش برگیرند و به سان باد بگذرند. معصوم خلیفۀ مرشد کامل که خورشید گیتی آرا از پرتو آرای جهان تابش روشنی گرفته وسیلۀ یکی از نواب خود آقا مراد این سه در باشکوه را، که از فرط رفعت و عظمت سربه آسمان می ساید، ساخته است. این است گذرگاه ورود به بارگاه رفیع و قدرتمند حضرت معصومه که از خاندان جلیل حضرت رسالت-علیه السلام-است. خوشا به حال مؤمنان راستینی که بر این آستان رفیع درجات، که ماه و خورشید بر آن بوسه می زنند، سر می سایند و آن را زیارت می کنند همچنان که تبر به هدف اصابت می کند ملتمسانی که از این آستان فیاض، مراد می طلبند البته به آرزوی خود می رسند. بی گمان تقدیر در برابر بانی و سازندۀ این درگاه که برای رضای خدا ساخته می شود، هرگز مانعی به وجود نمی آورد.

حیاط دوم از نظر صفا و زیبایی همسنگ حیاط اول نیست؛ و اطراف حیاط سوم را که دست کمی از حیاط اول ندارد، بناهای دوطبقه ای احاطه کرده که دارای ایوان و مهتابی می باشند، و جوی آبی همانند جوی حیاط اول از میان آن جاری است. در وسط حیاط حوض بزرگی دیده می شود، و چهار درخت بزرگ و سایه افکن در چهار گوشۀ آن است که روزها برروی حوض سایه می اندازند. این حیاط به وسیلۀ دوازده پله سنگ مرمر به حیاط چهارم مربوط می شود. سردر مرتفع حیاط اخیر بسیار عالی و باشکوه است، و قسمت پایین آن با سنگ مرمر سپید، که از روشنی و تابناکی چون سنگ سماق می درخشد، آذین یافته است؛ و قسمت بالای سردر که به صورت نیمه گنبد است با نقوش زرین و لاجوردی مزین شده است. در پایین و اطراف حیاط چهارم، حجره های بسیاری بنا شده که مانند اتاق های سه حیاط دیگر ایوان و مهتابی دارند. در این حجره ها طلاب علوم دینی زندگی می کنند و هزینۀ آنان از درآمد اوقاف این استان تأمین می شود. عمارت های ضریح حضرت معصومه در مقابل بنا شده و شامل سه بنای باشکوه و مجلل است که همه در کنار هم و در یک ردیف قرار گرفته اند. مدخل بارگاه میانی، که هجده پا عمق دارد، در نهایت شکوه و جلال می باشد و سردر آن از سنگ های مرمر سپید و شفاف و پرقیمت ساخته شده است. بالای سردر، نیم گنبدی است که سطح رویۀ بیرونی آن از کاشی های آبی بسیار زیبایی پوشیده شده و سطح داخلیش با لاجورد و آب طلا آذین یافته است. اطراف در عمارت، که دوازده پا بلندی و شش پا پهنا دارد، از سنگ شفاف و روشنی ساخته شده، و سطح در با صفحه ای نقره فام که روی آن با طلا و مینا و قلمکاری مزین گشته پوشیده شده است. بارگاه حضرت معصومه بنایی هشت ضلعی است که بالای آن گنبدی بزرگ و زیبا و باشکوه برافراشته شده است. سطح داخلی بارگاه از پایین به بالا به قدر شش پا با صفحه های بزرگی از سنگ سماق براق و مواجی که روی آنها با طلا و رنگ های زیبا شکل شکل گل کشیده شده پوشیده شده، و در سطوح بالا و رأس گنبد، میله مانندی ضخیم و بلند به درازای تقریبی بیست پا افراشته شده که سر ان منتهی به هلالی است. این میله از گلوله هایی به اندازه های متفاوت که روی هم تعبیه شده تشکیل گردیده است. همۀ این گلوله ها، که بنا به اعتقاد ایرانیان توپر می باشند، از طلای بی غش است، و اگر این گفته درست باشد بهای آنها از میلیون ها می گذرد. به هرروی این تزیینات، زیبا و دیدنی و بس سنگین قیمت می باشد. این است ترجمه و مفهوم دعاها و کلماتی که در بارگاه آمده است: «خدا همیشه بوده و همیشه خواهد بود، و جز پروردگار همه کس و همه چیز نیست و فنا می شود. حمد و ثنایی که دربارۀ ذات پروردگار نباشد همه بیهوده و باطل است، و هرنعمتی که موهبت الهی نباشد جز سایه و شبحی از نعمت نیست.

پاکبازان و پرهیزکاران نباید به امید پاداش، خدا را ستایش و نیایش کنند. لذت جویی و پاداش طلبی شیوۀ عاشقان راستین نیست. پیوستن به معشوق پایان آرزو و هدف دلدادگان صادق است، و من از آن از خود گسسته ام تا در دریای بیکران فنا بقا یابم. »

در میان این بارگاه، قبر متبرک و مطهر حضرت فاطمه، دختر گرامی حضرت امام موسی کاظم(ع)، هفتمین امام شیعیان است. شیعیان بر این اعتقادند که جانشینان حقیقی حضرت رسول دوازده امامی می باشند که از دودمان آن حضرت و دامادش حضرت علی، یکی پس از دیگری ظهور کرده اند.

طول مزار حضرت معصومه هشت، عرضش پنج، و بلندیش شش پاست. رو و دورش با کاشی های بسیار عالی و زیبا پوشیده شده، و روپوشی زربفت بر آن گسترده شده است. نیم گام دور از مزار، نرده ای سیمین و توپر به بلندی شش پا در اطراف آن تعبیه شده، و در هریک از چهار گوشه اش گویی بزرگ از زر نصب گردیده است. نرده را دور مزار آن نصب کرده اند که زایران نتوانند به مزار مقدس دست بزنند یا ببوسند. روپوش نیز بدین سبب بر آن گسترده شده که مقبره از دید مردمان پنهان بماند، و تنها با موافقت ارشد متولیان و خادمان و پرداختن مبلغی پول به دیدن خود مزار می توان نایل شد. کف بارگاه با قالی هایی پشمین، خوش بافت و گرانبها فرش شده، اما روزهای عید روی آنها قالی های ابریشمین زربفت می گسترانند. ده پا پایین سقف بارگاه چند قندیل نقره آویخته شده است. شکل این قندیل ها، که هرکدام قریب شصت مارک وزن دارد، همانند قندیل های اماکن متبرک مسیحیان نیست؛ زیرا قندیل هایی بارگاه حضرت معصومه هیچ یک انبار روغن ندارد و آنها را نمی توان روشن کرد. چندان که پرسیدم نتوانستم معنای کلمۀ قندیل را درمی یابم. گمان کنم این کلمه از«کاندیل»لاتینی مشتق شده است. این لفظ را مسیحیان یونانی دربارۀ کسانی به کار می برند که مأمور روشن داشتن مشعل ها و چراغ های معابد می باشند، و بسا ممکن است از کلمۀ شاندل مشتق شده باشد که در تمام زبان های اروپایی نزدیک به هم تلفظ می شود، اما معنیشان یکی است. مسلمانان به متصدیان روشن داشتن مشعل ها قندیل چی می گویند.

بر نردۀ مزار او دعاهایی به خط زرین نوشته و آویخته شده است. این دعاها بر پوست هایی که کاملا صاف و صیقلی شده، نسبتا ضخیم و به بزرگی ورق کاغذ است، کتابت یافته است. زائر درحالی که با حضور دل به مزار می نگرد، ملایی که همه وقت برای خواندن زیارتنامه آماده است، زیارتنامه را کلمه به کلمه به او تلقین می کند. زایر پس از خواندن دعا و ذکر، دگربار نرده و سپس آستانه را می بوسد، سپس مبلغی معادل چهار یا پنج سو، به نسبت دارایی خود، به ملا می دهد. زایران پول هایی را که نذر مرقد مطهر حضرت معصومه کرده اند در صندوقچۀ آهنینی که به شکل مخروط ناقص است و نزدیک در ورودی بارگاه جادارد می ریزند. هرجمعه در صندوق را باز می کنند، پول هایی را که زایران در آن ریخته اند برمی دارند و میان خادمان حرم مقدس تقسیم می کنند.

مرقد حضرت فاطمه تا زمان حاضر سه بار تعمیر و ترمیم شده است. چون خلفای بغداد شیعیان حضرت علی -علیه السلام - و همۀ ائمۀ اطهار را مورد شکنجه و آزار قرار می دادند، امام موسی کاظم، پدر آن حضرت، وی را به شهر قم انتقال داد. حضرت فاطمه طی مدت اقامت خود در این شهر، بناهای بزرگی ساخت و سرانجام در همین شهر جان به جان آفرین تسلیم کرد. شیعیان بر این اعتقادند که به اراده و مشیت باری تعالی آن حضرت پس از مرگ به آسمان ها عروج کرده و در مرقدش چیزی نیست، و این بناهای عالی به یادوی برپا شده است. دو ساختمان دو طرف آستان مقدس حضرت فاطمه، آرامگاه دو تن از پادشاهان اخیر ایران است.

. . . شامگاهان در سراسر عمارت مرقد، دالان ها، ایوان ها و جاهای دیگر ساختمان شمع می افروزند که تا بامداد روشن است. در بارگاه حضرت معصومه نیز شبانگاهان شمع بسیار روشن می کنند. دو شمعدان بسیار بزرگ که هریک روی سه پایۀ سنگینی قرار دارد شبانگاه اطراف خود را نورباران می سازد. هشت تن قاری موظفند که شب و روز به نوبت قرآن بخوانند. این قاریان، بی آنکه به رفت وآمد کسان اعتنا کنند، به قرائت قرآن مجید اشتغال دارند، و گاهی سر خود را به راست و چپ و جلو و عقب حرکت می دهند؛ زیرا بر این باورند که این کار هم بیانگر اعتقاد بیشتر آنان به مبانی مذهبی است، و هم با دقت و توجه افزون تر قرآن را قرائت می کنند. دوازده قاری نیز باید به نوبت برسر قبر شاه صفی قرآن تلاوت کنند. و بیست و پنج تن نیز به نوبت برسر گور شاه عباس ثانی قرآن تلاوت نمایند.

در پشت و کنار این هر سه مزار، خانه های زیبا، باغچه ها، بناهای بسیار باشکوه که همه مفروش و پاکیزه و دارای اثاثیۀ لازم می باشند، واقعند. در مغرب، گورستانی، که متجاوز از هزار و پانصد گام مربع وسعت دارد دیده می شود. در این گورستان گورهای کهنه و نو بسیار است. چون در نظر مردم ایران شهر قم به سبب وجود بارگاه حضرت معصومه در آن، مقدس است و مردم اگر بتوانند جسد مردگان خود را به آن جا می آورند و به خاک می سپارد.

(به تصویر صفحه مراجعه شود) در سمت راست بنا، دیواری بلند و عریض است که از آجر ساخته شده و آن در حقیقت سدی است در برابر طغیان رودخانۀ قم که از پایین دیوار می گذرد. مردم ایران به این مکان مقدس، آستان مبارک معصومه می گویند؛ و این نام در الهیات سزاوار کسی است که در تمام مدت عمر خود هرگز مرتکب گناه نشده است. در هرسال قریب سه هزار و دویست تومان، معادل صد و چهل هزار لیور، به مصرف نگهداری و دیگر خدمات این بناها می رسد. از این مبلغ هزار و پانصد تومان خرج آرامگاه شاه عباس ثانی، هزار تومان هزینۀ مقبرۀ شاه صفی، و هفتصد تومان خرج آستان مقدس حضرت معصومه می شود. مخارج نگهبانی و تعمیر و ترمیم بناها، هزینۀ نگهداری اثاثیه، بهای شمع و روغن مشعل ها، خرج روزانۀ روحانیون ساکن آستانه و طلاب علوم دینی، و هزینۀ اطعام بینوایان و مستمندان از این محل تأمین می شوید.

سه نفر از رجال سرشناس و مهم ایران سمت تولیت بارگاه های سه گانه را دارند و مسؤولیت هربارگاه به عهدۀ یکی از آنهاست. عایدات و مخارج هر بارگاه زیرنظر مستقیم متولی آن تنظیم می شود. عنوان متولی ها«تربت دار»است، و انتخاب امام جماعت، برگزیدن مؤذن، قندیل چی، که قندیل ها و شمع ها را روشن می کند، مأموران نظافت که هم بناها را جارو و تمیز می کنند، و هم مسؤولیت تهیۀ آب جهت وضو و تطهیر می باشند، از جملۀ وظایف آنهاست.

پیرمرد سرشناس و محترمی که سابقا سمت قورچی باشی داشته، یعنی فرماندۀ کل سی هزار مرد سپاهی بوده، اکنون متولی آستانۀ مقدس است. قم جز این بناها دارای بسیار عمارت های رفیع و باشکوه می باشد و روی هم رفته شهر خوبی است».

در سال 4961 م5011/ ق یک ایتالیایی دیگر به نام«جملی کارری»در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی به ایران آمد و آنچه را که دید و شنید، چون نقاشی چیره دست به روی کاغذ آورد، «کارری»کمی پس از تاورنیه به ایران آمد و از او در سفرنامۀ خویش یاد کرده است. اما گزارش های او از شهرهای ایران، به ویژه شهر مقدس قم، با گزارش های تاورنیه و سیاحان پیشین و معاصر در برخی زمینه ها متفاوت است. کارری نکته ای را یاد کرده است که برای ما مسلمانان ایرانی سخت عبرت آموز است. او می نویسد: «قم چند مسجد زیبا دارد. اگر مخارج هنگفتی که برای بنای مساجد تازه صرف می شود، به مصرف تعمیر و نگهداری این چند مسجد قدیمی برسد، آنها را از ویرانی و انهدام نجات خواهد داد. متأسفانه به این نکته توجه نمی شود و هرثروتمندی برای آمرزیده شدن گناهان و زنده ماندن نامش به ساختمان مسجد تازه ای اقدام می کند ولو چند سال پس از مرگ او مبدل به تل خاک شود. ازاین رو است که روزبه روز شمار مساجد ویران افزون می شود. »

از نگاه ما انتقاد«کارری»با هرنیتی که گفته باشد نیک و بجاست؛ زیرا همتی که در راه احداث مساجد به کار گرفته می شود، هرگز مصروف نگهداری و پاکیزگی آنها نمی گردد، چه بسیار مساجدی که بر اثر عدم رسیدگی کافی، ویران و یا دست کم کثیف و بدمنظر گردیده اند و رونق مسلمانی را برده اند.

بخش عمدۀ گزارش کارری از قم مربوط است به حرم حضرت فاطمه معصومه(س). کارری گرچه در این زمینه اشتباه برخی از سفرنامه نویسان پیشین را تکرار کرده، حضرت فاطمه معصومه را دختر بی واسطۀ امام حسین(ع)به شمار آورده است، ولی نکته هایی دقیق و ظریف از وضعیت حرم مطهر و رواق های اطراف آن ثبت کرده است که به راستی ارجمند و زیباست. او در این باره می گوید: «راهنمایی اجیر کردم تا همراه وی به دیدن مسجدی که به اندازۀ مسجد اردبیل مورد توجه و احترام شیعه هاست بروم. در این مسجد قبر شاه صفوی و شاه عباس دوم قرار گرفته است، ولی گویا مقبرۀ اصلی مورد احترام، متعلق به فاطمه بنت امام حسین فرزند امام علی و فاطمه زهرا (س)دختر محمد(ص)می باشد!در بالای در بزرگ، کتیبه ای به خط طلا در ثنای شاه عباس دوم نوشته شده است. میدان درازی که هردو سوی آن دکان هایی کوچک بنا گردیده و کاروانسرایی که در سوی دیگر رودخانه ساخته شده، منظره را تکمیل کرده است. سپس به حیاط وسیعی وارد می شویم که چون باغی بزرگ با درختان کاج پوشیده شده و از دو طرف با دیوارهای کوتاهی محصور گردیده و در قسمت جلوی آن گل سرخ و دیگر گل ها به حدی غرس و در دست راست، اطاق کوچکی جهت اطعام مساکین بنا شده است.

غربا و مساکینی که بدان می آیند با پارچه ای(تیکه ای)از گوشت و مقداری نان و پلو رایگان اطعام می گردند. چند حجرۀ دیگر نیز همان جا دیده می شود که گفتند اشخاص قرضداری که نتوانند از عهدۀ پرداخت دین خود برآیند در آن جا متحصن می شوند و در طول مدّت تحصن به هزینۀ اوقاف مسجد امرار معاش می کنند و طلبکاران نیز راه و اختیاری برای مطالبۀ طلب خود ندارند.

این حیاط بزرگ به یک حیاط وسیع دیگر متصل است که درختان گوناگون و حجراتی برای خدّام و نگهبانان مساجد دارد. از این جا دری به حیاط مربع زیبای دیگر باز می شود. حوض پرآب و فواره ای در حال فوران دارد. در تمام اطراف آن حجرات و اطاق هایی جهت ملاها و طلاب علوم دینی بنا گردیده. بعد از بالارفتن از دوازده پلۀ آجری رنگارنگ که در پای جلو خان زیبایی قرار دارند، وارد حیاط چهارم می شویم که در آن حجراتی برای طلاب و همچنین مسجد کوچکی بنا شده که نمای قشنگی دارد. سه در، در زیر سردر بزرگ آن به چشم می خورد؛ وسطی بزرگ است و به مسجد باز می شود، دست راستی به مقابری باز می شود که در پیش بدان ها اشارت رفت، سومی یعنی دست چپی به تالاری باز می شود که در آن بین فقرا صدقه توزیع می گردد، با این فرق که آستانه و درگاه در وسطی با صفحات نقره پوشیده شده است. وقتی به این جا رسیدم چند تن از ملاها مشغول مطالعۀ کتاب های بزرگی بودند، یکی به جلو آمد جهت تماشای داخل راهنمایی کرد. در این جا برایم روشن شد که نوشتۀ تاورنیه که ورود مسیحیان را به این محل ممنوع دانسته، بی اساس است. داخل مسجد هشت ضلعی است، هشت در کوچک گردویی دارد. قبر فاطمه، نوادۀ محمد(ص)، در وسط مسجد قرار گرفته و نسبت بدان مسجد کوچک، تقریبا بزرگ است. از کنار قبر فقط راهی برای عبور زایران باقی مانده است. روی این قبر چهارگوش، روپوش زربفتی انداخته اند، اطراف قبر را نیز نرده های نقره ای به ارتفاع شانزده پالم محصور گردانیده، زایران چراغ هایی از نقره و طلا بدین نرده ها بسته اند. بنای مسجد آجری است. روی آجرها نقاشی شده و سطح داخلی گنبد به وسیلۀ طلا و لاجورد با اشکال هندسی تودرتور تزیین یافته است. دست راست به اتاقی راه دارد مانند اتاق مجاور که در آن، جهت جلوگیری از اغتشاش، بین فقرا صدقه توزیع می گردد و با فرش های خوب پوشیده شده است. از سمت راست که انسان سه پله بالا رو، با دو در روبه رو می شود: یکی از آنها مدخل تالاری است مفروش که راهی به مقبرۀ شاه صفی دارد. قبر شاه صفی چهار پالم بلندتر از سطح زمین و پوشیده از پارچه ای زربفت است. مقبره از چهارسو دری دارد: یکی به مقبرۀ فاطمه و یکی به مقبرۀ شاه عباس و دوتای دیگر هرکدام به حجره ای باز می شود.

همۀ این مقابر گنبد آجری دارند. دورتادور مقبرۀ شاه عباس خانه های کوچکی تعبیه کرده و در آنها اشیای گرانبها و نفیس قرار داده اند. کف مقبره نیز فرش گرانقیمتی دارد. در یکی از حجره ها کتابخانه ای برای مطالعۀ ملاها ترتیب داده شده. به روی مقبرۀ شاه عباس حریر ستبر پرقیمتی انداخته اند که با طلا و لاجورد روی آن نقاشی و سخنانی به عربی نوشته شده است».

همان گونه که ملاحظه می شود این فراز از گزارش کارری شامل جنبه های معماری، هنری و معنوی حرم مطهر حضرت معصومه می شود و نیز به نقش اجتماعی حرم اشاره کرده است. چنان که گذشت کارری از تحصن بدهکاران و گرفتاران در اطراف مرقد دختر پامبر(ص)و اطعام و اعطای صدقه به نیازمندان به نیکی یاد کرده است.

یکی دیگر از سیاحان اروپایی که مساجد قم را بررسی کرده است بارون دوبد، بازرگان روسی، است. وی در سر راه خود، به قم می رسد و لحظاتی را در این شهر به سر می برد. این بازرگان نکته سنج و فعال روسی شرح مشاهدات خود از شیوۀ زندگی، خصوصیات اخلاقی، تجارت و صنعت مردم را دیده و به قلم آورده است. او دربارۀ مساجد و بقاع متبرکۀ شهر مقدس قم می نویسد: «سه مکان هست که شیعیان به زیارت آن جا می روند. شهر مشهد که درجۀ تقدس آن از دوتای دیگر کمتر است؛ کسانی به زیارت مرقد امام رضا(ع)می روند«مشهدی»خطاب می شوند. مرتبۀ بعدی«کربلایی»است که از حرمت بالاتری برخوردار است؛ درحالی که فقط کسانی می توانند مدعی عنوان«حاجی»باشند که به زیارت کعبه و قبر پیامبر در مکه و مدینه رفته باشند. جالب است گهگاه شاهد منزلتی هستیم که عدّه ای، خصوصا در میان طبقات پایین تر جامعه، به رجحان این القاب می دهند. اگر به شخصی که شایستۀ استفاده از عنوان برتر کربلایی، و یا از آن بالاتر صاحب لقب مطنطن حاجی است، مشهدی خطاب کنید او را آزرده خاطر می سازید. به این ترتیب مشهدی، کربلایی، و حاجی القابی برای امتیاز محسوب می شود و دارندگان آن غرور کمی هم ندارند و اغلب اوقاب به آن اندازه هم نادان هستند که این عناوین را مزیدی بر شایستگی شخصی خود می پندارند. لیکن به عوض محکوم کردن قضاوت فریب آمیز دیگران موظفیم به خویشتن بنگریم و ببینیم آیا ما نیز توسط انگیزه های مشابه و در لوای رنج همان ضعف های اسفناک در معزّز شمردن تصوّرات مقام دنیوی و عناوین خودمان سوق داده نمی شویم؟

در شهر مقدس قم که مرقد فاطمه(ع)، خواهر یکی از امام های بزرگ، در آن واقع است فقط مدت کوتاهی آن هم در یک کاروانسرایی مخروبه توقف نمودم. . . ».

هرچند تا زمان مورد بحث، رفت وآمد جهانگردان و بازرگانان روسی به ایران چندان هم زیاد نبوده است، ولی گروه انگشت شماری که به دیدار این سرزمین آمده اند، در بیان مشاهدات خود، قلم به تحقیر و بدبینی هم آلوده اند.

حضور دو هنرمند در هیأت اعزام شده از فرانسه، یعنی اوژان فلاندن به اتفاق هنرمند هموطن خود پاسکال کست به ایران نیز حاوی نکاتی تأمل برانگیز است. فلاندن مانند اغلب جهانگردان اروپایی به جای سپاسگزاری از مهمان نوازی ایرانیان در دورۀ اقامت دو سال و نیمۀ خود، علی رغم ستایش از هنر و ذوق و استعداد و هوشمندی ایرانیان، می کوشد تا چهرۀ زشتی از روحیات و اخلاقیات و آداب و رسوم و به طور کلی فرهنگ ایرانی ارائه کنند، به ویژه آن جا که سخن از عقاید و احکام اسلامی به میان می آورد این بدبینی و بدنمایی افزون تر می شود. او جابه جا نمایی از خشونت در سیمای مردم ایران تصویر می کند که بی تردید برای کسانی که ایران و ایرانیان را از نزدیک مشاهده نکرده اند، ناخوشایند است.

اوژن فلاندن و هیأت همراه او آثار باستانی ایران در شهرهای تاریخی را از نزدیک مشاهده و بررسی کرده اند. فلاندن دربارۀ بناهای مذهبی شهر مقدس قم چنین می نویسد: «. . . [شیعیان ]خاک قم را مقدس و محترم می دانند و از این لحاظ عدّه ای از مقدسین مدفن خود را در قم قرار داده اند. قم مقابر متعدد و زیادی دارد که امامزاده یعنی مرقد اعقاب علی(ع)هستند. . . مقبرۀ فاطمه، که ایرانی ها«معصومه»می نامند، در تمام مشرق، احترامی بسزا دارد و مردم از اکناف به زیارتش می آیند، این فاطمه نوۀ علی (ع)است که به همراهی پدرش امام موسی به قم آمد؛ چه امام موسی کاظم می خواست از ستمگری های خلفای بغداد رهایی یابد. هنگام نزعش مردم تصور کردند که خدا او را به آسمان برده است. اگرچه مقبره اش خالی است ولی عقیدۀ عموم بر این است که شایان احترام و زیارت می باشد.

این مقبره از مرمر، طلا و موزاییک است. تالاری وسیع دارد که یک تکه نقره می باشد. در داخلش به اطراف پیشکش هایی را که از قبیل سلاح، سنگ های قیمتی، لباس های گرانبها آورده اند دیده می شود، گنبدش را هم فتحعلی شاه از طلا زینت داده است. مانند سایر اماکن که بدان ها پا می گذاردم خواستم بدین مرقد هم وارد شوم. در اثر انعامی که به فراش باشی یا راهنمای بیگانگان وعده دادم، مرا از پیچ و خم های این حیاطها عبور داد و به زحمت تا آخرین پله که به بقعه یا مرقد می رود پیش رفتم. با بهت و تعجب درب مقبره را تماشا می کردم که یک مرتبه ملایی غضبناک نزدیک شد. اگرچه جرأت نکرد به سوی من پیش آید، ولی راهنمایم را فحش و ناسزا می داد و بدو دستور داد به فوری این عیسوی را از این محل بیرون برکه حتی حضور و راهی را که می پیماید نجس می سازد. این جملات را به تندی و با شدت بیان کرد و مانند ستاره ای مقدس که برقلب ایرانیان تصویر اندازد از نظر ناپدید شد ».

صرف نظر از درستی و یا نادرستی گزارش اوژن فلاندن از وضع قم و حرم مطهر حضرت معصومه(س)، با قاطعیت می توان گفت که اظهارات او دربارۀ هجرت امام موسی بن جعفر(ع)به ایران و باور شیعیان مبنی بر عروج جنازۀ وی به آسمان، برپایۀ روایات و منابع شیعی بی پایه است.

فوریه، طبیب دربار ناصر الدین شاه قاجار، نیز از دیگر فرانسویانی است که به توصیف مزار حضرت معصومه(س)در قم پرداخته است. فوریه در سفرنامه اش که در مورخ 91 مه 22 شوال نگاشته، آورده است: «وجود این مزار در این نقطه باعث آمده است که شیعیان از جمیع نقاط، اموات خود را برای دفن به این جا بیاورند، چنانکه شاه صفی و شاه عباس و شاه سلیمان از سلسلۀ صفویه و فتحعلی شاه و محمدشاه از سلسلۀ قاجاریه در این محل مدفونند. ناصر الدین شاه هم در همین نقطه در کار تهیۀ قبری جهت خود هست و امین السلطان هرسال برای فاتحه خوانی بر سر قبر مادر خود به این جا می آید».

ایرانگرد آلمانی، هنریش کارل بروگش، (4981-7281)که دربارۀ ایران نیز پژوهش های بسیار کرده و دوبار به ایران سفر کرده است، در سفرنامه اش به شهر مقدس قم پرداخته است. او آنچه را که دربارۀ این دیار دیده و شنیده، از مدخل شهر تا آستانۀ مقدسه و حرم حضرت معصومه (س)، را چنین به قلم می آورد: «. . . دورنمای قم به معنی واقعی کلمه از فاصلۀ چند میلی می درخشد؛ زیرا گنبد زیارتگاه این شهر را با ورقه هایی از طلا پوشانده اند که نور آفتاب را به شکل خیره کننده ای منعکس می کند. شاهان ایران علاقۀ زیادی دارند به این که گنبد بناهای مقدس را-مانند مزار امامان و امام زاده ها-با ورقه های طلا و نقره بپوشانند. زایرانی که به شهر مشهد، که در شمال شرقی ایران نزدیک مرز روسیه قرار دارد، رفته اند، دربارۀ شکوه مقبرۀ امام رضا(ع)و درخشش خیره کنندۀ گنبد زرین آن با بیان احساسی سخن می گویند. هرچند باید گفت که توصیف آنها اغراق آمیز نیست چرا که سیاحان اروپایی هم گفته هایشان را تأیید کرده اند، و دربارۀ ثروت و شکوه و جلال بارگاه امام رضا (ع)مطالب اعجاب آوری نوشته اند. نقره و طلا، ضریح بزرگ نقره ای و پوشش ضخیم طلایی که روی مناره ها کشیده شده، میناکاری های رنگارنگ بر زمینۀ طلایی و جواهرات زیادی که آن جا وجود دارد، این مکان مقدس را که در میان زیارتگاه های ایران مقام نخست را داراست، بسیار شکوهمند کرده است. مشهدی ها یا زایرانی که از زیارت مشهد مقدس بازگشته اند، از اینکه توانسته اند در کنار مقبرۀ امام رضا(ع)بایستند و نماز بخوانند، احساس خوشبختی می کنند.

همان معنایی که مشهد برای زایران مرد دارد، شهر قم برای بانوان ایران داراست. آنان حضرت فاطمه، خواهر امام رضا، را حامی خود می دانند و در سراسر سال برای زیارت مقبره اش به قم می آیند و هفته ها بلکه ماه ها در این شهر می مانند. هجوم زایران زن به این شهر آن قدر زیاد است که در پاره ای از فصول واقعا جای مناسبی برای سکونت یافت نمی شود. این مقبره هم، از جلال و شکوه چیزی کم ندارد. کاشیکاری های مناره ها و سردر آن بسیار زیباست. طلاکاری ها و نقره کاری های زیبا ضریح مقدس واقعا چشم را خیره می سازد. تعداد چهارصد چراغ مرصع در اعیاد بزرگ اطاق های تاریک و محل مقبره را روشن می کنند. خدمتکارانم پیوسته از شکوه و جلال گنبد و مقبرۀ فاطمه در قم و همین طور از مقبره های فتحعلی شاه و چند تن از فرزندانش که بنا به وصیتشان در اینجا دفن شده اند، سخن می گفتند.

اعتقاد زنان ایران نسبت به این زیارتگاه، که رسما به عنوان یک بست تعیین شده، فوق العاده زیاد است. آنان مزار این باکرۀ مقدس را به سان آرامگاه «زینب»[سته زینب ]دختر[حضرت ]علی و نوۀ پیامبر در مصر، مکانی مقدس به شمار می آورند و این باکره را یکی از حامیان خود می دانند و چنین اعتقاد دارند که اگر کسی بر مزار وی به شکل معینی دعا بخواند، آرزویش برآورده می شود؛ مثلا بی توجهی و بی مهری شوهر نسبت به زن به محبت تبدیل می شود یا اگر زنی نازا باشد صاحب فرزند می شود؛ زن بی وفا بخشیده می شود و عشق و علاقۀ شوهرش به او افزایش می یابد. این موضوع باعث شده است که همواره زنان زیادی از سراسر ایران به قم بیایند. نه فقط زندگان که مردگان نیز به سوی مزار حامیشان جلب می شوند؛ زیرا بسیاری از ایرانیان وصیت می کنند که پس از مرگ در جوار این بانوی مقدس دفن شوند. ازاین رو گورستان پیرامون شهر بسیار وسیع شده و روزبه روز به وسعتش افزوده می شود.

(به تصویر صفحه مراجعه شود) قم مدفن قدیسین دیگری هم هست. بنابه گفتۀ اهالی محل، قم دارای 444 امامزادۀ کوچک و بزرگ است. سه بار عدد چهار معنای خاصی دارد؛ زیرا در زبان فارسی عدد چهل مانند عدد صد در نزد ما مفهوم کثرت را می رساند؛ مثلا به تالاری که دارای ستون های زیادی است«چهل ستون»می گویند، جار را«چهل چراغ»و هزارپا را«چهل پا»و گاهی اوقات هم ویرانۀ تخت جمشید را «چهل منار »می نامند.

پی نوشت

(1). سیری در سفرنامه ها، فؤاد فاروقی، تهران: انتشارات عطایی، 1631-

(2). سفرنامۀ دن گارسیا دسیلوافیگوثروا، ترجمۀ غلامرضا سمیعی، تهران: نشر نو، 3631-

(3). سفرنامۀ پیترو دلاواله، ترجمۀ شجاع الدین شفا، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 8431-

(4). سفرنامۀ الئاریوس، ترجمۀ احمد بهپور، تهران: سازمان انتشاراتی و فرهنگی ابتکار، 2631-

(5). تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس، محمود محمود، ج 1، تهران: بی نا، بی تا.

(6). خاطرات مأموریت ژنرال گاردن در ایران، ترجمۀ عباس اقبال آشتیانی، به کوشش همایون شهیدی. بی جا: بینا، بی تا.

(7). فلاندن، اوژن، سفرنامۀ فلاندن به ایران، ترجمۀ حسین نور صادقی، تهران: انتشارات اشراقی، 2631-

(8). شرح حال عباس میرزا ملک آراء، عبد الحسین نوایی، تهران: بی نا، 6531-

(9). روزنامۀ خاطرات ناصر الدین شاه، سفر سوم فرنگستان، کتاب دوم، تهران: سازمان اسناد ملی ایران، بی تا.

(01). سه سال در ایران، دکتر فوریه، ترجمۀ عباس اقبال آشتیانی، مقدمۀ مؤلف. بی جا: بی نا، بی تا.

(11). شاردن، سفرنامۀ شاردن، ترجمۀ حسین عریضی، تهران: انتشارات نگاه، 2631-

(21). تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامۀ تاورنیه، ترجمۀ ابو تراب نوری. اصفهان: انتشارات کتابخانۀ سنایی و کتابفروشی تأیید، 3631-

(31). صاحبی، محمد جواد، «قم از نگاه بیگانگان »، ماهنامۀ کوثر، شماره های 1 تا 21- فروردین-اسفند 1376



٢٢:٥٣ - چهارشنبه ١٢ آذر ١٣٩٩    /    شماره : ١١٤٧٢٢    /    تعداد نمایش : ٤٦٩


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





مقالات گروه

صفات حضرت معصومه (س)

حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی:مهم ترين صفاتي که در زندگي شان بوده ۱- هجرت عظيمش است ۲- ولايت پذيري اش است به دنبال امامش آمد ۳- عبوديتش است هفده روز در اين قم مشغول عبادت بود خانه شان است يکي موضوع مقام شفاعت ايشان است معجزات و کرامات هم خيلي زياد است من خودم چقدر چيزها شنيدم ديدم علما بزرگان شخصيت‌ها از اين بانوي بزرگوار.

هویت شیعه مدیون فاطمه معصومه‌(س) است

حجت الاسلام دکتر محسن الویری: مرحوم محمدتقی شوشتری در "قاموس الرجال" ذکر کرده‌اند با این‌که امام کاظم‌(ع) کثیر الاولاد بودند، در بین همه دختران و پسران حضرت موسی بن جعفر‌(ع) بعد از امام رضا‌(ع) هیچ کس هم شأن حضرت معصومه‌(س) نیست.