شکرستان تاریخی

لطایفی از شکرستان

در خانه صاحبان خود بودند

روزی هارون الرشید عباسی و وزیر او، جعفر برمکی در بیرون بغداد به راهی سواره می رفتند. در این بین قافله ای از دور نمایان شد. هارون سوال کرد: که این قافله چیست و از کجاست؟ ...


ادامه...

ای ذوالقرنین

روزی از کودکان و سنگ جفای ایشان می گریخت به خانه ای پناه برد که درش باز بود. صاحب خانه ایستاده بود و او دو زلف آویخته (ضفیره) بود. فریاد بر کشید که چرا وارد خانه من شدی؟ بهلول گفت: ای ذوالقرنین ، یاجوج و ماجوج در زمین به فساد پرداخته اند. فوات الاعیان، 155/1. ...


ادامه...

دزد آرد و طلب کرایه

روزی جحی آرد خرید و به باربر داد تا به خانه ببرد اما باربر آرد را برداشت و فرار کرد. چند روز بعد زمانی که جحی او را دید خود را پنهان کرد. گفتند: چرا چنین می کنی؟ گفت: برای این که می ترسم کرایه خود را از من بخواهد. ابن جوزی، اخبار الحمقی، 27. ...


ادامه...

به خانه ما می برند

جنازه ای را به راهی می بردند. جحی همراه با پدر خود ایستاده بود. از پدر پرسید: بابا در این جا چیست؟ گفت: آدمی. گفت: او را به کجا می برند؟ ...


ادامه...

خانه ظالمان

چون عمرو لیث صفاری (حک: 265 -287ق) به نیشابور آمد لشکریان او در منازل مردمان فرود می آمدند و کار بر اهل شهر تنگ شده بود. ...


ادامه...

صبحک الله

فرستاده از پیش خلیفه نزد عمرو لیث صفاری آمد. عمرو به ازهر گفت: امروز حرف مزن تا از این فرستاده پذیرایی کنم. ساعتی ساکت بود. فرستاده عطسه ای کرد. ازهر خواست به او بگوید: یرحمک الله اما گفت: صبحک الله. عمرو لیث گفت: مگر من به تو نگفته بودم که حرف نزنی؟ ازهر گفت: نخواستم که او به بغداد برگردد و بگوید که اینان زبان عربی نمی دانستند. اخبار الحمقی و المغفلین، 28، چاپ قاهره. ...


ادامه...

شوخی پیامبر (ص) و علی (ع)

روزي حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ با اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ نشسته بودند و با يكديگر خرما مي‌خوردند. هر خرما كه آن حضرت مي‌خورد به دور از چشم حضرت امير ـ عليه السّلام ـ دانه آن را نزد او مي‌گذارد. وقتي خرماها تمام شد ...


ادامه...

عزیزترین نوشیدنی ها

يكي از فضلاي عرب مهمان امام حسن مجتبي ـ عليه السّلام ـ شد و در منزل او غذا خورد و پس از خوردن طعام گفت: براي من يكي نوشيدني بياوريد. امام ـ عليه السّلام ـ فرمود: چه نوشيدني ميل داري؟ مرد فاضل گفت: آن نوشيدني كه چون ناياب شود عزيزترين نوشيدنيهاست و چون فراوان گردد پايين‌ترين آنهاست. امام ـ عليه السّلام ـ به خادم خود فرمود: به او آب بدهيد. علی صفی، لطائف الطوائف، ص 37. ...


ادامه...

در ماه سه روز صرع می گیرم

روزی حجاج بن یوسف (40-95 ق) -والی حجاز و عراق در عهد بنی امیه- در صحرایی با گروهی از خاصان خود می گشت. از دور شبانی را دید که گوسفند می چرانید. به همراهان گفت: همین جا بمانید تا من با آن شبان صحبتی کنم. سوار بر اسب خود شد و به سوی او رفت. بر او سلام کرد و شبان نیز پاسخ داد. ...


ادامه...

شهر شما بهشت است

سالي گذر شيخ جعفر کاشف الغطاء ( م 1227 ق) به شهری افتاد. اهل آن شهر خواستند نماز را با او به جماعت گذارند. مساجد شهر كوچك بود و براي جمعيت فراوان نمازگزار كافي نبود ناچار در ميدان شهر اجتماع كردند و با شيخ جعفر نماز جماعت خواندند.پس از نماز مردم از آن بزرگوار درخواست كردند تا آنها را موعظه كند. ...


ادامه...

کنیز آگاه

روزي يكي از كنيزان امام سجاد(ع) روي دست امام، آب مي‌ريخت تا حضرت آماده نماز شود. ظرف آب از دست كنيز افتاد و سر مبارك حضرت، آسيب ديد. حضرت امام سجاد سر بلند كرد و نگاهي به كنيز انداخت. ...


ادامه...

یخرجون فی دین الله

یکی از دیوانگان فرزانه نزدیک معاویه شد. معاویه به او گفت: از قرآن چیزی می دانی؟ گفت: خوب می دانم. گفت: بخوان تا بشنوم. ...


ادامه...

پرخوري

«بنان طفيلي» از مشاهير ظرفا است كه به شكم‌پروري و پرخوري معروف بود. از او سؤال كردند: از آيات قرآن كريم كدام را بيشتر دوست داري؟ جواب داد: از آيه «ما لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُوا» (يعني شما را چه مي‌شود كه نمي‌خوريد؟). انعام/119 گفتند: ...


ادامه...

خدا را مهلت می دهی، مرا مهلت نمی دهی؟

شخصی نزد خلیفه بغداد رفت که من پیغمبرم. خلیفه گفت: معجزه تو چیست؟ گفت: هرچه اراده کنی. گفت: تخم خربزه را در پیش من بکار که فی الفور سبز شود و گل کند و خربزه بندد و پخته گردد. (رسیده شود.) ...


ادامه...

تو فرعون باش، من نیز عصا را اژدها می کنم

مردی در بغداد دعوی پیغمبری کرد. او را پیش خلیفه بردند وقتی که عصایی بلند در دست داشت. خلیفه از او پرسید: کیستی و چه می گویی؟ گفت: من موسی بن عمرانم و این عصای من است. ...


ادامه...

آگاه بر باطن افراد

شخصی را که دعوی نبوت می‌کرد پیش مأمون آوردند. به او گفت آیا علامتی یا معجزه‌ای داری؟ پاسخ داد:آری. گواه من آن است که بر آنچه که در درونت می‌گذرد آگاهم ...


ادامه...

آنها دو نفر بودند همراه، ما صد نفر بودیم تنها

کاروانی از شهری که به ترسویی مشهورند به حاکم شکایت بردند که: دو راهزن، کاروان صد نفری ما را غارت کردند. حاکم با تعجب پرسید: چگونه صد کس با دو تن برنیامده اند؟ یکی از آنان در پاسخ گفت: آن ها دو نفر بودند همراه، ما صد نفر بودیم تنها. امثال و حکم دهخدا، ج1، ص69. ...


ادامه...

صدایش صبح به گوش می رسد

شبی دزدی به خانه ای رفت و به کندن نقب و سوراخ کردن دیوار مشغول شد. یکی از همسایگان که از بیماری خوابش نبرده بود صدای تق تق آهسته او را شنید. رفت روی بام. سرش را به طرف پایین گرفت و پرسید: چه می کنی؟ ...


ادامه...

میان پیغمبران جرجیس را پیدا کرده

گویند روباهی خروسی را ربود. خروس در دهان روباه گفت: حال که از خوردن من چشم نپوشی نام نبی یا ولی ای را بر زبان ران تا مگر به حرمت آن، سختی جان کندن بر من آسان آید. و قصد خروس آن بود که روباه دهان به گفتن کلمه ای بگشاید و او بگریزد. روباه دندان ها را بر هم فشرده نام جرجیس برد. امثال و حکم دهخدا، ج4، ص 1765. ...


ادامه...

گربه را پای حجله کشتن

دختر تنبل و بداخلاقی بود که کسی جرات نمی کرد از او خواستگاری کند. تا این که جوانی داوطلب شد او را به زنی بگیرد. شب عروسی، چون آن ها را وارد حجله کردند مرد بدون مقدمه به گربه ای که در خانه بود رو کرد و گفت: برو یک ظرف آب بیاور و گرنه سرت را می برم!. اما گربه از جای خویشتن تکان نخورد. مرد فورا خنجر برکشید و سر گربه را برید. آن گاه روی به زن کرد و گفت: برو یک ظرف آب بیاور. زن فورا آب را حاضر کرد و از آن پس هیچ نافرمانی و بداخلاقی از او در برابر شوهرش دیده نشد. تمثیل و مثل، ج2، ص 162 ...


ادامه...

ویژه نامه ها

بخش های دیگر

سایت های مفید تاریخی

کتب گروه

تألیفات اساتید

تألیفات دانش آموختگان

خواندنی های تاریخی

اولین سفیر امریکا در ایران
IMAGE

مناسبات سیاسی و دیپلماتیک بین دو کشور در ژوئن سال ۱۸۸۳ میلادی بر قرار شد .
سفره افطار دربار ناصری
IMAGE

سند پیوست صورت مخارج اغذیه دربار ناصری در ماه رمضان سال 1304 است که به شیوه خط سیاق توس
حرمت رمضان
IMAGE

سند پیوست یکی از اعلانهای اداره نظمیه (استان خراسان) است که پیش از ماه رمضان در دوره قا
نامه 95 سال پیش کنسولگری ایران در کربلا به وزارت امور خارجه
IMAGE

سر جون سالمند، فرمانده کل قوای نظامی انگلیس در عراق هفته گذشته از بغداد به نجف رفت که ب
آگاهی‌هایی در باره امامزاده قاسم تجریش در یک نسخه خطی
IMAGE

کتبه العبد المذنب محمدباقرخان ولد حاجی محمدباقر خان بیگلر بیگی قاجار امامزاده قاسم در

جدیدترین دیدگاه ها

گروه تاریخ اسلام

دروس و سرفصل ها

معرفی اساتید

پایان نامه ها و تحقیقات

مجله سخن تاریخ

مقالات

دانش آموختگان

سفرهای علمی

آمار بازدیدکنندگان

 بازدید این صفحه : 22153
 بازدید امروز : 858
 کل بازدید : 3261365
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 1/9400

ورود کاربران

برای استفاده از امکانات سایت مانند ارسال و پیگیری مقالات ، دانلود کتب و نقشه ها و دریافت خبرنامه سایت باید در سایت عضو شده، با نام کاربری خود وارد شوید!

نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]