صفحه اصلی ویژه نامه



  چاپ        ارسال به دوست

مقالات ویژه روز تاریخ

عوامل پیروزی انقلاب اسلامی؛ دین اسلام

اسلام یک دین است و از آخرین آن و به همین دلیل کامل ترین دین الهی است.این دین، بر اصول و فروعی استوار است.اصول دین اسلام عبارت است از توحید،نبوت و معاد.توحید یعنی اعتقاد به این که خدایی وجود دارد و آن خدا یکتاست و شریکی ندارد.

 

نبوت یعنی اعتقاد به این که آمدن پیامبران از جانب خدا ضروری است و خدا پیامبران زیادی را در گذشته فرستاده است و آخرین پیامبر خدا، حضرت محمد (ص) است و بعد از او پیامبری نخواهد آمد و معاد یعنی اعتقاد به این که خداوند متعال عالم دیگری آفریده است که مردگان در آن عالم زنده می شوند و به جزای نیک وبد اعمال خود می رسند . افزون بر این سه اصل،دو اصل دیگر نیز وجود دارند که آن ها از اصول مذهب شیعه امامیه است که عبارتند از : عدل و امامت.عدال یعنی اعتقاد به این که کار خدا بر اساس عدل است و ظلم از خدا سر نمی زند و امامت یعنی اعتقاد به این که علی و یازده نفر از نسل او جانشینان پیامبر اسلامند و آخرین آنها مهدی است که زنده و در پرده غیبت است و روزی ظهور خواهد نمود.فروع دین عبارتند از احکام فقهی مثل واجبات، محرمات،مستحبات و مکروحات و حلال و حرام و نجاسات و مطهرات و...که در رساله های عملیه مراجع تقلید ذکر می شوند مثل وجوب نماز ، روزه ، حج ، جهاد ، امربه معروف ونهی از منکر، حجاب ومثل حرمت غیبت و دروغ و ...

هر یک از این اعتقادات،با ظلم و ستم،فساد و تباهی به مخالفت اند.مثلا:عادل بودن از صفات خدای واحد(توحید) است.خدای عادل نه ظلم می کند و نه ظلم را می پذیرد و لذا اعتقاد به خدای واحد،فرد معتقد را مبارزه دائم با ظلم می کشاند.ایمان به نبوت،فرد مسلمان را به پیروی از پیامبری وامی دارد که علیه بیداد برخاست.معاد این باور را در مسلمان پدید می آورد که دفاع از عدالت اگر در این دنیا پاداش نیابد در دنیای دیگر بی پاداش باقی نمی ماند.در فروعات هم چنین است.امر به معروف از او می خواهد که ستم کاران را دوری از ستم دعوت نماید و نهی از منکر مسلمان را در یک مبارزه دائمی در نفی و طرد نواهی چون فساد قرار می دهد.جهاد،تبری و تولی نیز چنین اند.این تأثیرات هم فردی است و هم جمعی.گاهی فردی را علیه جور برمی انگیزد و گاهی جمعی را به قیام برمی خیزاند،اما این اسلام،گاه تحریف شده و گاه به دست نااهلان افتاده و ...و لذا نتواسته است به نقش خود در جدال با ظلم و ستم به خوبی جامه عمل بپوشاند بنابراین،ارائه چهره جديدى از اسلام كه از آن به اسلام حسينى(ع) ياد مى‏شود، از مهم‏ترين عوامل قیام ها و نیز قیام علیه رژیم پهلوی بوده است.

در حقيقت، اسلامى را كه امام خمينى(ره) به كار گرفت، با اسلام محمدرضا پهلوی، تفاوت داشت،اما اسلام حسينى(ع) و اسلام خمينى(ره) چه تفاوت‏هايى با اسلام پهلوى داشت. به برخى از اين تفات‏ها بنگريد:

بدعت زدايى: اسلام امام قيام كربلا و اسلام امام قيام پانزده خرداد، با بدعت‏گزارى دينى به مخالفت برخاسته‏اند. امام حسين(ع)در نامه‏اى به بزرگان بصره نوشت: "شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش دعوت مى‏كنم همانا سنت مرده و بدعت زنده شده است."[1] امام خمينى‏قدس سره نیز که با بدعت هایی چون"حجاب، در اسلام، واجب نیست.""اسرائیل،مصداق سلطه جورنیست.""دین و دولت، پیوندی با هم ندارند.""فروش شراب، منع شرعی ندارد." و ... مواجه بود به قیام علیه رژیم شاه برخاست و در افشای بدعت های دینی رژیم با معرفی چهره واقعی اسلام کوشید.مثلا:

الف- امام خمینی(ره) بارها بر این که اسلام با ترقی زنان مخالف نیست بلکه با فساد مخالف است،تلاش کرد تا با تکیه بر لزوم و ضرورت حفظ حجاب، فعالیت سالم زنان را در عرصه اجتماعی نشان دهد.

ب- امام خمینی(ره) اسلام را یک دین سیاسی می دانست و بر آن بود که در اسلام،هیچ جدایی بین دین و سیاست وجود ندارد و لذا کسانی که معتقد بودند در اسلام سیاست نیست را ناآگاه از دین یا مغرض برمی شمرد. 

شهادت‏خواهى: اسلام حسينى‏عليه السلام و اسلام خمينى‏قدس سره، بر عنصر شهادت‏طلبى استوارند. در يكى از نيايش‏هاى امام حسين‏عليه السلام در روز عاشورا چنين مى‏خوانيم: "خدايا! دوست دارم كه كشته شوم و زنده گردم، هفتاد هزار بار در راه اطاعت و محبت تو، به خصوص اگر در كشته شدنم نصرت دين تو و زنده شدن فرمانت و حفظ ناموس شريعت تو نهفته باشد."[2]امام‏قدس سره نيز به تاثير از قيام عاشورا گفت: "مرگ سرخ، به مراتب بهتر از زندگى سياه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته‏ايم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهانى با سرافرازى بايستند."[3]

حكومت اسلامى: يكى از مهم‏ترين انگيزه‏هاى قيام مردمى، ميل به استقرار حكومت اسلامى بود. حكومت اسلامى، از يك سو به آنان، ساختار سنتى - اسلامى و نقشى دائمى در زندگى سياسى - اجتماعى عطا مى‏كرد و از طرف ديگر، اين امكان را فراهم مى‏كرد تا آنها بتوانند معنويت را در زندگى سياسى - اجتماعى خود وارد كنند. به اين طريق، آنان از يك دوره تقريباً طولانى كه اجازه عمل آشكار به احكام اسلامى را به طور واقعى نداشتند، رهايى مى‏يافتند. از اين رو، حكومت اسلامى در نزد آنان، يك ايده‏آل و آرمان قلبى و تاريخى بود و تجلى و تبلور حكومت پيامبرصلى‏اللَّه عليه‏وآله و على عليه‏السلام  به شمار مى‏آمد.

عدالت‏طلبى: حركت امام حسين‏عليه السلام و قيام امام خمينى‏قدس سره بر پايه عدالت قرار داشتند. در زيارت اباعبدالله الحسين‏عليه السلام مى‏خوانيم: "شهادت مى‏دهم كه تو به قسط و عدالت دستور دادى و به اين دعوت كردى."[4] مسلم هم پس از دستگيرى، خطاب به ابن زياد فرمود: "ما آمده‏ايم تا به عدالت فرمان دهيم و به حكم قرآن فرا بخوانيم."[5] امام خمينى‏قدس سره سخنى مشابه به اين سخنان دارد: "مگر خون ما رنگين‏تر از خون سيدالشهدا است. ما چرا بترسيم از اين كه خون بدهيم يا اين كه جان مى‏دهيم؟ آن هم در ماجراى دفع سلطان جائرى كه مى‏گفت مسلمانم. مسلمانى يزيد هم مثل مسلمانى شاه بود. اگر بهتر نبود، بدتر نبود."[6]

نفی سبیل:خداوند راهی را برای سلطه کفار،مشرکین،یهود و نصاری بر مسلمانان باقی نگذاشته[7] بلکه از مسلمانان خواسته است به سلطه آنان تن ندهند و سیطره شان را براندازند،این اعتقاد،ایرانیان مسلمان را نسبت به حاکمیت بهائیان و یهودیانی چون القانیان ها،پاسال ها و هویداها از یک سو و آمریکایی های نصرانی و اسرائیلی های صهیونیست برانگیخت.نقض مکرر و مستمر قوانین اسلامی که ناشی از نفوذ مخالفان اسلام در کشور بود از دیگر دلایل مخالفت مردم و روحانیون با نظام پهلوی به شمار می رفت.احیاء شعارهای مجوسی،تغییر تاریخ هجری،آزادی زنان و نظایر آن تنها بخشی از رخنه اجانب را بر ایران نشان می داد که مردم را ناخشنود می ساخت.[8]  

عزادارى ها: گردآمدن در مراسم عزادارى سالار شهيدان، امام حسين عليه السلام، قدرتى عظيم به مردم مى‏داد وآن را به صورت يكى از صحنه‏هاى نمايش قدرت مردم ايران درمى‏آورد. امام خمينى نيز محرم و صفر را عامل و وسيله‏اى براى پيشبرد قيام عليه رژيم پهلوى مى‏دانست. حتى يكى از مشاوران هيئت حاكمه آمريكا گفته بود كه اگر در محرم و صفر 1357 مقاومت كنيم و بتوانيم شاه را در اين دو ماه بر سر قدرت نگه داريم، همه چيز را مى‏توان نجات داد.  قدرت مراسم عزادارى در جمع‏آورى و به حركت درآوردن مردم، به حدى بود كه حتى قشرهاى نه چندان مذهبى را به خيابان‏ها مى‏كشاند. عزادارى در گستره‏اى وسيع، در سراسر ايران به پا مى‏شد و اين عامل، توانست همه مردم را در سراسر كشور، به قيام عليه استبداد شاهنشاهى برانگيزد.

تقيه: تقيه كه ريشه در قرآن و سنت دارد، يك حكم قطعى براى همه زمان‏ها و مكان‏ها نيست. به همين دليل، امام حسين(ع) و امام خمينى(ره) سکوت را در شرایطی که بیداد، بیداد می کرد، حرام و قيام عليه حكومت ظلم و جور را آغاز و ادامه دادند.

"روز هشتم ذى‏الحجه 61 هجرى، با تبديل حج تمتع به عمره تصميم به قيام علنى عليه يزيد گرفت و عزم خروج به سوى كوفه را داشت. عمرو بن سعيد ايشان را از اين كار خطرناك!منع كرد و پرسيد: "اى حسين از خدا تقيه نمى‏كنى؟ از جماعت بيرون مى‏آيى و بين امت تفرقه مى‏اندازى؟ امام‏عليه السلام در پاسخ، اين آيه را قرائت فرمود:"لى عَمَلى وَ لَكُم عَمَلُكُمْ أنتُم بريئونَ مِمّا اَعمَلُ وَ اَنَا بَرىٌ مِمّا تَعْمَلُون؛ عمل من براى من، و عمل شما براى خودتان، شما از كار من بيزاريد و من از كارهاى شما بيزارم"[9]

 

پاسخ امام حسین(ع) نشان می دهد که تقیه به معنای ترس را از عمرو بن سعید نمی پذیرد بلکه به معنای رایج تقیه هم تن نمی دهد و به درستی کار خود در آن شرایط که ظلم فراگیر شده بود، تأکید می کند. 

امام خمينى(ره)نيز، پس از حمله دژخيمان شاه به مدرسه فيضيه در1342 در تلگرافى به آيات عظام تهران نوشت:

 

"اينان با شعار شاه دوستى به مقدسات مذهبى اهانت مى‏كنند. شاه دوستى يعنى غارت‏گرى، هتك اسلام، تجاوز به حقوق مسلمين، سوزاندن نشانه‏هاى اسلام، محو آثار اسلاميت، شاه دوستى يعنى تجاوز به احكام اسلام و تبديل احكام قرآن كريم، شاه دوستى يعنى كوبيدن روحانيت و اضمحلال آثار رسالت، حضرات آقايان توجه دارند، اصول اسلام در معرض خطر است، قرآن و مذهب در مخاطره است، با اين احتمال، تقيه حرام است و اظهار حقايق واجب (ولو بلغ ما بلغ)"[10]

 

حرمت تقیه در کلام و اندیشه امام خمینی(ره)در صورتی است که احتمال تأثیر وجود نداشته نباشد و کاربست تقیه به خطر بزرگ تری برای اسلام و مسلمین نینجامد. 

تبلیغ پیوند دین و سیاست:سال ها تبلیغ جدایی دین از سیاست،نتیجه ای جز شکست برای رژیم شاه نداشت.در واقع،سکولاریسم ریشه در غرب مدرن داشت که از سوی نظام پهلوی متمایل به غرب، به شدت به کار گرفته می شد.آنان برای خارج کردن مخالفان دین دار،القاء می کردند که دین، امری جدا از سیاست است زیرا: سیاست سخن روز است اما سخن دین، ازلی و ابدی است.سیاست،امروز چیزی می گوید و فردا سخنی دیگر در حالی که دین در همه حال، یک سخن دارد و اگر این دو جدا از هم نباشند ترقی های دنیای غرب در ایران پدید نمی آید ولی مردم تنها فساد غرب را می دیدند و از ترقی آنان خبری نبود به علاوه،مردم متأثر از سخنان امام خمینی(ره) باور نداشتند که اسلام دینی است که به سکولاریسم تن داده است!

برای تبیین و شناخت بیشتر نقش و جایگاه اسلام در پیروزی انقلاب اسلامی،،به گوشه ای از پیام ها و سخنرانی های امام خمینی(ره) نظر می افکنیم شخصیتی که که به پشتوانه اسلام،انقلاب را رهبری کرد و به پیروزی رساند:

 

"این قدرت اسلام بود که همه را با هم صدا کرد و همه را با هم بسیج کرد برای این که پیروز بشود و پیروز شد.ملت ما عاشق اسلام بود که در همه اطراف با دست تهی سینه های خودشان را سپر کردند جوان های خودشان را بردند در میدان،زن ها و مردها رفتند و مبارزه کردند و پیروز شدند."[11]

 

"اسلام این کار[انقلاب] را انجام داد مگر غیر اسلام می توانست یک مملکتی را از اول تا آخر از بچه تا بزرگ بسیج کند."[12]

 

"ملت ایران مسلمان است و اسلام را می خواهد،آن اسلامی که در پناه آن آزادی و استقلال است،رفع ایادی اجانب است.هدم پایگاه ظلم و فساد است،قطع کردن دست های جنایت کار و جنایت کاران است."[13]

 

 


[1]- جواد محدثى، پيام‏هاى عاشورا (قم: پژوهشكده تحقيقات اسلامى، 1377) ص 44، به نقل از: حياة الامام الحسين بن على، ج 2، ص 322.

[2]- محدثى، همان، ص 115.

[3]- امام خمينى، همان، ج 14، ص 266.

[4]- محدثى، همان، ص 182. به نقل از مفاتيح الجنان.

[5]- همان. به نقل از: شيخ مفيد، ارشاد، ج 2، ص 39.

[6]- امام خمينى، همان، ج 2، ص 218.

[7]- نساء/141.

[8]- حمید روحانی،بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی(ره)،ج1(تهران:موسسه تنظیم و نشر امام خمینی،1383)ص283.

[9]- رضا موسوى ،"اسوه تقيه و مقتداى متقين،" مجموعه مقالات دومين كنگره بين‏المللى امام خمينى(ره) و فرهنگ عاشورا، دفتر دوم (تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ره)، 1376) ص 599.

[10]- عليرضا زهيرى، عصر پهلوى به روايت اسناد (تهران: معارف، 1379) ص 222.

[11]- امام خمینی(ره)،همان،ج13،ص308.مرجان کاظم زاده،بلاغ؛سخنان موضوعی امام خمینی،ج3(تهران:امیرکبیر،1366)ص99-98.

[12]- امام خمینی(ره)،همان،ص27.کاظم زاده، همان،ص107.

[13]- امام خمینی،همان،ج1،ص250.


١٠:١١ - سه شنبه ٣ تير ١٣٩٣    /    شماره : ٥١٠٩٢    /    تعداد نمایش : ٦٨٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 







مقالات ویژه روز تاریخ
سلطه استعمار انگلیس بر مسلمانان سند و پنجاب تا شکل گیری پاکستان: علت ها و پیامدها
اولتیماتوم 1911روسیه، علل و نتایج آن
جنگ جهانی اول و آثار آن بر ایران
قرارداد اوت 1919 و مخالفت های داخلی با آن
سقوط خلافت عثمانی، دلایل و آثار آن
کودتای رضاخان؛ علت ها و روندها
غائله جمهوری و مسأله شیخ خزعل
سیاست های ضدمذهبی رضا شاه
مخالفت با بازتاب های غرب زدگی
اشغال ایران و آثارکوتاه و بلند مدت آن
نهضت ملی شدن نفت در ایران و پیامدها
نقش احزاب و نخبگان سیاسی در دهه 20
تاریخ کشورهای اسلامی در دهه 20
سلطه آمریکا و افزایش استبداد
تحولات سال های 1339 تا 1341 در ایران
جنبش اسلامی فلسطین و مواضع کشورهای اسلامی
زمینه های سیاسی – اقتصادی انقلاب اسلامی
زمینه های فرهنگی - اجتماعی انقلاب اسلامی
زمینه های نظامی – امنیتی انقلاب اسلامی
جریان فکری- سیاسی اسلامی در آستانه انقلاب اسلامی
عوامل پیروزی انقلاب اسلامی؛ دین اسلام
عوامل پیروزی انقلاب اسلامی؛ امام خمينى(ره)
عوامل پیروزی انقلاب اسلامی؛ مردم مسلمان