بازگشت به سخن تاریخ|گوناگون|نقد و معرفی کتاب|کتاب شناسی|آثار منسوب به امام|سیره، سخن و اندیشه|اصحاب امام|عصر امام |زندگی نامه|صفحه اصلی ویژه نامه
مقالات ویژه نامه امام عسگری-ع
امام حسن عسکری و نگهبانى از انديشه اسلامى
ماجرای عقیم بودن امام حسن عسکری(ع)
امام حسن عسکری (ع) چگونه به شهادت رسید و وصیتش چه بود؟
حکومت در سیره امام حسن عسکرى(ع )
قرآن منسوب به امام حسن عسکری(ع) در موزه آستان قدس رضوی
دو دیدگاه درباره تفسیر امام حسن عسکری در کتاب الذریعه
امام حسن عسکری و فرقه های هم عصر
نقش اصحاب ايراني امام حسن عسگري(ع) در علم الحديث
کتب منسوب به امام عسکري(ع)
تفسیر امام حسن عسکری(ع) در دانشنامه جهان اسلام
درنگی در تفسیر امام حسن عسکری(ع)
امام حسن عسکری(ع) از چند منظر
رفتار اقتصادی و سیاسی امام حسن عسکرى(ع)
انتظارات امام حسن عسکری از شیعیان
زمينه سازي امام حسن عسگري(ع) برای غيبت امام زمان(عج)
گوشه ای از اقدمات فرهنگی سیاسی امام حسن عسکری علیه السلام
چهل حديث از امام حسن عسکري(ع)
امام عسکری(ع) و تبيين جايگاه آل محمد در جامعه
نگاهی به زندگی ابوهاشم جعفری
ابو هاشم جعفری
عالمان شیعه (از سال 255 هجری به بعد)
قم در عصر امام حسن عسکری
مسائل فکری و سیاسی عصر امام حسن عسگری
تکاپوهای شیعیان سده سوم برای شناخت امام معصوم
امام عسكرى(ع) و تصوّف
گذری بر جعفر کذاب
نیم نگاهی به وکالت در عصر امام حسن عسکری(ع)
خلاصه زندگی نامه امام عسکری(ع)
تحلیلی از ازدواج حضرت امام حسن عسکری(ع)
درنگی در کرامات امام حسن عسکری(ع)
بحثی درباره فاطمه دختر امام عسکری
امام عسکرى (ع) و زندانهاى طاغوت


  چاپ        ارسال به دوست


اخبار تاريخي


امام حسن عسکری و نگهبانى از انديشه اسلامى

دوران امام يازدهم، يكى از دوران‏هاى سخت و دشوارى بود كه افكار گوناگون از هر سو «جامعه اسلامى» را تهديد مى‏ كرد. و با اينكه امام در نهايت فشار به سر مى‏برد، اما وى همانند پدران خود، لحظه‏ اى از اين مسأله غفلت نورزيده و در برابر گروه‏ ها و مكتب‏هاى التقاطى و انديشه‏ هاى وارداتى و ضدّ اسلامى از جمله: صوفيان، غُلات، مُفَوّضه، واقفيه، دوگانه پرستان و ساير دگرانديشان، سخت موضع گرفته و با شيوه‏ هاى خاصّ خود، كارهاى آنها را خنثى نموده و نقش بر آب مى‏ كرد.

برخورد با غلات و مُفَوِّضه
از ديگر برخوردهايى كه امام حسن عسكرى عليه‏ السلام با منحرفان فكرى داشت، همانا موضع‏ گيرى در برابر غلات و مفوّضه بود؛ يعنى همان‏ هايى كه عقيده داشتند: خداوند در ابتداى آفرينش با خلقت كردن پيامبر، همه چيز را به او واگذار كرده، سپس اين پيامبر است كه دنيا و هر آنچه كه در او هست را آفريده است. و برخى گفته‏ اند: خداوند اين اختيار را به علىّ بن ابي طالب عليه‏ السلام داده است.1
و چون اين انديشه انحرافى لطمه شديدى بر عقايد مسلمانان مى ‏زد، و پيامدهاى ناگوارى در پى‏داشت، بدين جهت از آغاز پيدايش اين تفكّر غلط، مورد نكوهش معصومان عليهم ‏السلام قرار گرفت و اين طايفه را بدتر از يهود و كفّار قلمداد كردند. زيرا چيزى مدّعى شده بودند كه حتّى يهود و نصارا هم نگفته بودند. چرا كه يكى از آثار اين تفكّر غلط، غُلوّ درباره پيامبر و معصومان عليهم‏ السلام بود. از اين‏ رو، امام عسكرى عليه‏ السلام مسلمانان را از پيروى چنين افرادى با چنين افكارى بر حذر مى‏داشت و گاهى با برخى از ساده‏انديشان و فريب خوردگان بسيار بزرگوارانه برخورد مى‏ كرد، به اميد آنكه از باور خود دست بردارند.

امام عسكرى عليه ‏السلام و ادريس بن زياد
علاّمه مجلسى از «ادريس بن زياد كَفَر توثايى» نقل كرده كه وى مى‏ گفت: من از جمله افرادى بودم كه درباره آنها غُلوّ مى‏كردم. روزى براى ديدار با ابومحمّد عسكرى عليه ‏السلام روانه سامرّا شدم؛ وقتى كه وارد شهر شدم، از فرط خستگى خود را بر پلّكان حمّامى انداخته و كمى به استراحت پرداختم. در اين بين خواب چشمان مرا ربود؛ پس بيدار نشدم مگر با صداى كوبيدن آرامى كه به وسيله چوب‏دستى كه در دست امام عسكرى عليه‏ السلام بود. پس با همان اشاره از خواب بيدار شده و او را شناختم. فوراً از جاى برخاسته و در حالى كه آن حضرت سوار بر اسب و غلامان و پيشكاران اطرافش را گرفته بودند، پا و زانوى مباركش را بوسه زدم، اوّلين سخنى كه امام در اين ملاقات كوتاه به من فرمود، اين بود:
«يا ادريس! بل عباد مكرمون، لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون»؛2 اى ادريس! بلكه آنان بندگان مقرّب خدايند و در گفتار بر او سبقت نمى‏ گيرند و به فرمان وى عمل مى‏كنند.
در اين‏جا حضرت با عنوان كردن اين آيه خواستند به او بفهمانند كه انديشه غُلوّ درباره ما باطل است و ما از خود هيچ اختيارى جز آنكه خداوند اراده كند، نداريم؛ چرا كه ما به دنبال امر و اراده خدا بوده و فرمان او را انجام مى‏ دهيم.
ادريس كه از جواب كوتاه امام عسكرى عليه‏ السلام كاملاً آگاه شده بود، در پاسخ امام گفت: اى مولاى من! مرا همين كلام بس است؛ زيرا آمده بودم تا اين مسأله را از شما بپرسم.3
امام عسكرى عليه‏ السلام و كامل بن ابراهيم در ملاقاتى كه «كامل بن ابراهيم» به نمايندگى گروهى از مفوّضه با امام داشت، وى پاسخ سؤالات خود را از امام عصر عليه‏ السلام چنين دريافت كرد: مفوّضه دروغ گفته‏ اند، بلكه دلهاى ما ظرفهاى مشيّت الهى است. پس اگر او بخواهد، ما مى‏ خواهيم.
امام عسكرى عليه‏ السلام در جهت تأييد گفتار فرزندش امام عصر عليه‏ السلام و ردّ گفته مفوّضه، به كامل بن ابراهيم فرمود: «پاسخ خود را دريافت كردى، ديگر براى چه اينجا نشسته‏اى، از جاى برخيز...»4
موضع‏گيرى در برابر واقفيّه
يكى ديگر از گروه‏ هاى انحرافى كه پس از شهادت امام موسى بن جعفر عليه‏ السلام پديد آمد، آنهايى بودند كه ادّعا داشتند: موسى بن جعفر عليه‏ السلام هنوز از دنيا نرفته است.
بنيانگذاران اين طايفه، زياد بن مروان قندى، على بن أبى‏ حمزه و عثمان بن عيسى مى‏ باشند و علّت انكار آنان در آغاز كار، اين بود كه نزد اين سه نفر، اموالى از حضرت موسى بن جعفر عليه ‏السلام وجود داشت، چون نمى‏ خواستند اموال امام كاظم عليه‏ السلام را به فرزندش امام رضا عليه‏ السلام تحويل دهند، شهادت امام كاظم عليه ‏السلام را منكر شدند.
در پاسخ نامه امام رضا عليه‏ السلام ـ كه به آنها نوشته بود تا اموال را بازگردانند، زيرا او قائم مقام پدرش موسى بن جعفر عليه‏ السلام است ـ زياد قندى و ابن ابى‏ حمزه، منكر چنين پولى در نزد خود شدند و اما عثمان بن عيسى به حضرت نوشت: پدرت هنوز زنده است و هر كه چنين ادّعايى كند، سخن باطلى گفته و تو هم اينك به گونه‏ اى عمل كن كه خود مى‏ گويى از دنيا رفته است. ولى او به من دستور نداده چيزى به تو بدهم...5
آرى، اين گروه با توقّف در امامت موسى بن جعفر عليه‏ السلام از همان ابتدا مورد لعن، نفرين و برائت امامان عليهم‏ السلام بوده و به گروه «مَمْطوره» نيز اشتهار يافتند.6
علاّمه مجلسى از «احمد بن مطهّر» روايت كرده: برخى از ياران ما به امام حسن عسكرى عليه‏ السلام نامه نوشته و از وى درباره كسى كه بر حضرت موسى بن جعفر عليه‏ السلام توقّف كرده ـ و فراتر نرفته است ـ سؤال كرده بود كه: آيا آنها را دوست داشته باشم يا از آنان بيزارى جويم؟ حضرت در پاسخ فرمود: «آيا براى عمويت آمرزش مى‏ خواهى؟ خداوند عمويت را نيامرزد، از او بيزارى بجوى و من در پيشگاه خداوند از آنها بيزارى مى‏ جويم. پس با آنان دوستى نداشته باش، از بيماران‏شان عيادت مكن و در تشييع جنازه‏ هاى مردگان‏شان حاضر مشو و بر امواتشان نماز نخوان، خواه امامى را از سوى پروردگار منكر شوند، و يا امامى را كه از سوى خداوند نمى‏ باشد، بر آنها اضافه كند و يا قائل به تثليث باشند.
بدان، كسى كه تعداد ما را اضافه بداند، مانند كسى است كه از تعدادمان كاسته باشد و امامت ما را انكار كند».
تا قبل از اين مكاتبه و جريان، شخص سؤال كننده نمى‏ دانست كه عمويش هم در رديف «واقفيان» است و حضرت او را از اين موضوع آگاه ساخت. 7
پی نوشت مطالب
1 - شرح باب حادى عشر، ص 99.
2 - سوره انبياء، آیات 26 و 27.
 3- بحارالانوار، ج 50، ص 283.
 4- الغيبة، شيخ طوسى، ص 148.
 5- الغيبة، شيخ طوسى، ص 148.
6 - بحارالانوار، ج 5، ص 267.
 7-  كشف الغمّه، ج 3، ص 219.


١٩:٢٧ - چهارشنبه ١٣ آذر ١٣٩٨    /    شماره : ٤٨٩٩٦    /    تعداد نمایش : ١٣٢٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





کتاب شناسی، معرفی و نقد کتاب
امام حسن عسکری(ع) در کتاب حیات فکری سیاسی امامان شیعه
«چهره های درخشان سامرا»
کتابشناسی امام حسن عسکری(ع)
امام حسن عسکری در نرم افزار معصومین
معرفي کتاب «موسوعة الامام العسکري عليه‌السلام»
معرفی کتاب زندگانی احمد بن اسحاق قمی
نگاهی به کتاب «حیاه الامام العسکری(ع)» و پاسخ مولف
امام عسکری(ع) در نرم افزار عسکریین