بازگشت به سخن تاریخ|گوناگون|نقد و معرفی کتاب|کتاب شناسی|آثار منسوب به امام|سیره، سخن و اندیشه|اصحاب امام|عصر امام |زندگی نامه|صفحه اصلی ویژه نامه
مقالات ویژه نامه امام عسگری-ع
امام حسن عسکری و نگهبانى از انديشه اسلامى
ماجرای عقیم بودن امام حسن عسکری(ع)
امام حسن عسکری (ع) چگونه به شهادت رسید و وصیتش چه بود؟
حکومت در سیره امام حسن عسکرى(ع )
قرآن منسوب به امام حسن عسکری(ع) در موزه آستان قدس رضوی
دو دیدگاه درباره تفسیر امام حسن عسکری در کتاب الذریعه
امام حسن عسکری و فرقه های هم عصر
نقش اصحاب ايراني امام حسن عسگري(ع) در علم الحديث
کتب منسوب به امام عسکري(ع)
تفسیر امام حسن عسکری(ع) در دانشنامه جهان اسلام
درنگی در تفسیر امام حسن عسکری(ع)
امام حسن عسکری(ع) از چند منظر
رفتار اقتصادی و سیاسی امام حسن عسکرى(ع)
انتظارات امام حسن عسکری از شیعیان
زمينه سازي امام حسن عسگري(ع) برای غيبت امام زمان(عج)
گوشه ای از اقدمات فرهنگی سیاسی امام حسن عسکری علیه السلام
چهل حديث از امام حسن عسکري(ع)
امام عسکری(ع) و تبيين جايگاه آل محمد در جامعه
نگاهی به زندگی ابوهاشم جعفری
ابو هاشم جعفری
عالمان شیعه (از سال 255 هجری به بعد)
قم در عصر امام حسن عسکری
مسائل فکری و سیاسی عصر امام حسن عسگری
تکاپوهای شیعیان سده سوم برای شناخت امام معصوم
امام عسكرى(ع) و تصوّف
گذری بر جعفر کذاب
نیم نگاهی به وکالت در عصر امام حسن عسکری(ع)
خلاصه زندگی نامه امام عسکری(ع)
تحلیلی از ازدواج حضرت امام حسن عسکری(ع)
درنگی در کرامات امام حسن عسکری(ع)
بحثی درباره فاطمه دختر امام عسکری
امام عسکرى (ع) و زندانهاى طاغوت


  چاپ        ارسال به دوست

زندگی نامه

امام عسکرى (ع) و زندانهاى طاغوت

هرچند حضور اجبارى امام حسن (ع) در محله «عسکر» شهر سامرا که شهرت عسکرى را برایش به ارمغان آورد، نوعى زندان شمرده مى‏شود؛ اما طاغوتیان به این مقدار بسنده نکردند و بارها حضرت را به زندانهاى مخوف افکندند. بى‏تردید این زندانها نتیجه رویارویى آن بزرگوار به چهار خلیفه عباسى (المستعین بالله، المعتز بالله، المهتدى بالله، المعتمد بالله) بود؛ مبارزاتى که نگاهى گذرا بدان سودمند مى ‏نماید:

 

1- مرحوم کلینى مى‏نویسد: امام عسکرى (ع) را نزد على بن «نارمش‏» زندانى کردند. او ناصبى بود و بر آل ابى طالب سخت مى‏گرفت. درباریان به وى سفارش کردند که بر حضرت سخت‏بگیرد؛ ولى هنوز یک روز از زندانى شدن امام نگذشته بود که ابن نارمش تحول یافت و چنان شد که از هیبت و عظمت امام چشم از زمین برنمى‏داشت. چندى بعد، المستعین، خلیفه عباسى، تصمیم گرفت‏حضرت را به قتل برساند. او به سعید دربان دستور داد امام (ع) را سمت کوفه برده، در راه نابود سازد. این خبر میان شیعیان منتشر شد. پاکدلان ضمن نامه‏اى حضرت را از این تصمیم آگاه ساختند. امام در پاسخ آنان چنین نوشت: من از خدا خواستم این طاغوت را تا سه روز دیگر از میان بردارد. دعاى امام به اجابت رسید و روز سوم ترکها المستعین را از خلافت‏برکنار کردند.

2- ابى هاشم جعفرى مى‏گوید: من همراه امام عسکرى (ع) در زندان مهتدى بودم. حضرت به من فرمود: ابو هاشم، این طاغوت مى‏خواهد امشب مرا به قتل برساند؛ ولى در این شب، عمرش پایان مى‏یابد. او فرزندى ندارد؛ ولى خداوند به من فرزندى عنایت‏خواهد کرد. خلیفه، بامداد، به وسیله‏ى ترکان به قتل رسید، ناآگاهان با معتمد بیعت کردند و ما سالم ماندیم.

سالهاى زندان بر امام بسیار سخت مى‏گذشت. رفتار زندانبانان اغلب بسیار وحشت‏زا بود. در یکى از زندانها همسر زندانبان شوهرش را نصیحت کرد و ضمن یادآورى شخصیت الهى حضرت، او را از بدرفتارى باز داشت. مرد گفت: تصمیم دارم وى را میان درندگان بیفکنم. آنگاه از مسؤولان اجازه گرفت و حضرت را میان درندگان افکند. البته درندگان حرمت فرزند فاطمه (س) را نگاه داشتند و بى‏هیچ آزارى پیرامونش حلقه زدند.

شیخ مفید مى‏نویسد: امام عسکرى(ع) را به نحریر، یکى از غلامان مخصوص خلیفه و مسئول نگهدارى ازحیوانات درنده و شکارى دربار، سپردند؛ نحریر بسیار بر او سخت مى‏گرفت و آزارش‏مى ‏داد. همسرش گفت: واى بر تو، از خدا بترس؛ مگر نمى‏دانى چه شخصیتى به خانه‏ ات‏ گام نهاده؟

آنگاه گوشه ‏اى از فضایل حضرت را بازگو کرد و گفت: من در مورد او و رفتارى که‏ با وى مى‏کنى، بر تو بیمناکم.نحریر گفت: به خدا سوگند، او را در میان درندگان خواهم افکند و چنین نیزکرد. پس از مدتى، وقتى به جایگاه درندگان مراجعه کرد تا دریابد چه بر سرامام آمده، دید حضرت میان درندگان به نماز ایستاده است.[1]

احمد بن ‏حارث قزوینى مى‏گوید: با پدرم در سر من راى (سامرا) بودیم. پدرم دراصطبل امام عسکرى(ع) کار مى ‏کرد.

مستعین عباسى استرى داشت که از نظر زیبایى و زرنگى بى ‏نظیر بود، ولى وحشى‏ مى‏نمود و سوارى نمى‏داد. وقتى تلاش مسوولان براى رام ساختنش بى‏نتیجه ماند، یکى‏از ندیمان خلیفه گفت: چرا این کار را به حسن(ع) واگذار نمى‏کنى تا بیاید یاسوار استر شود و رامش سازد یا استر او را هلاک کند و تو آسوده‏ خاطر شوى. خلیفه‏ در پى حضرت فرستاد.

پدرم نیز همراه حضرت رفت. پدرم گفت: وقتى وارد شدیم، امام نگاهى به استر، که در حیاط ایستاده بود، افکند، پیش رفت و بر کفلش دست‏ نهاد. در این لحظه عرق از پیکر استر سرازیر شد. سپس حضرت نزد مستعین رفت. مستعین او را پیش خویش نشاند و گفت: ابومحمد، این‏ استر را مهار کن!

حضرت به پدرم فرمود: غلام، استر را مهار کن.مستعین گفت: خودت مهار کن.

حضرت پوستین بر زمین نهاد، برخاست، بر استر دهنه زد و به جاى خویش بازگشت.

 مستعین گفت: ابومحمد، استر را زین کن. حضرت فرمود: غلام، زینش کن.

 اما خلیفه گفت: خودت زینش کن. پس امام برخاست؛ استر را زین کرد و بازگشت.

مستعین گفت: آیا صلاح مى‏دانى که سوارش شوى؟ حضرت فرمود: آرى.

آنگاه سوارش شد، آن را دوانید .... سپس برگشت و پایین آمد. مستعین گفت: ابومحمد، استر را چگونه دیدى؟ فرمود: استرى به این خوبى و چالاکى ندیده بودم؛ جز براى خلیفه شایسته نیست. مستعین‏ گفت: خلیفه آن را به شما واگذار کرد. حضرت به پدرم فرمود: غلام، استر را بگیر. پدرم گرفت و برد.[2]

به هر حال تعيين دفعات و نيز مدت زمان زنداني شدن امام دشوار است اما از برخي نقلهاي تاريخي مي توان دفعات و تا حدودي مقدار زنداني شدن امام عليه السلام را به دست آورد. ظاهرا آنحضرت نخستين بار در زمان مهتدي به زندان افتاده است[3]چرا كه بنابر نقلي عباسيان به صالح بن وصيف كه مسئوليت زندان امام عسكري عليه السلام را بر عهده داشته است اعتراض كردند و او گفت چه كنم من دو تن از بدترين مردان را كه مي شناختم در زندان بر ابا محمد گمارده ام اما آندو در عبادت و نماز و روزه به جاي مهمي رسيده اند[4]و... با توجه به اينكه صالح بن وصيف در سال 256 قمري كشته شده است[5] و سال 256 قمري دوران حكومت مهتدي عباسي بوده است پس آنحضرت در زمان وي به زندان افتاده است. زندگاني امام حسن عسكري ع چنان نقشي در حركت و رهبري شيعيان داشت كه مهتدي عباسي به زنداني كردن آنحضرت بسنده نكرد و قصد كشتن آنحضرت را داشت اما پيش از اين كه موفق به اين كار شود تركان بر او شوريدند و او را كشته و معتمد را به جاي او نشاندند.[6] بر اساس نقل شيخ طوسي، ابو هاشم جعفري(نواده جعفر طيار) زنداني شدن خود را به همراه امام حسن عسكري (ع) نقل و تصريح كرده كه در زمان مهتدي بوده است[7]كه اگر آن را به جز زندان صالح بن وصيف بدانيم بايد زندان دوم امام حسن عسكري ع باشد . همچنين علي بن اوتامش در زمان معتمد براي سومين بار امام حسن عسكري را به زندان افكند كه شيخ مفيد آنرا نقل كرده است. نيز علي بن جزين در دوران معتمد آن حضرت را براي بار چهارم به زندان انداخت.با توجه به مطالب ياد شده و زندانهاي مكرر امام حسن عسكري بايد بيشتر دوران امامت آنحضرت در زندان يا دست كم در وضعيتي دشوار سپري شده باشد به ويژه آنكه حكومت عباسي از ولادت فرزند آنحضرت به عنوان آخرين حجت الهي مطالبي شنيده بود و شايد مي خواست مانع ولادت او شود.
 

بخش هایی از این مقاله به قلم دوست عزیزم سید آیت الله احمدی است.

 


[1]- شیخ عباس قمی، محمدی اشتهاردی، انوار البهیه، ص491.

[2]- مفید، ارشاد، ج 2، صص 327-328.

[3]- مجلسی، بحار الانوار ج 50 ص 311.

[4]- کلینی، كافي ج 1 ص578.

[5]- ابن اثیر، الكامل في التاريخ، ج7، ص219.

[6]- الغيبه ص 134

[7]- رجال نجاشي ص 156


١٣:٣١ - چهارشنبه ١٧ ارديبهشت ١٣٩٣    /    شماره : ٤٨٩٧٠    /    تعداد نمایش : ٧٠٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





کتاب شناسی، معرفی و نقد کتاب
امام حسن عسکری(ع) در کتاب حیات فکری سیاسی امامان شیعه
«چهره های درخشان سامرا»
کتابشناسی امام حسن عسکری(ع)
امام حسن عسکری در نرم افزار معصومین
معرفي کتاب «موسوعة الامام العسکري عليه‌السلام»
معرفی کتاب زندگانی احمد بن اسحاق قمی
نگاهی به کتاب «حیاه الامام العسکری(ع)» و پاسخ مولف
امام عسکری(ع) در نرم افزار عسکریین