باز گشت به سخن تاریخ|سایت و نرم افزار|پایان نامه ها|کتاب شناسی|صفحه اصلی ویژه نامه امام سجاد (ع)
مقالات ویژه نامه امام سجاد-ع


  چاپ        ارسال به دوست

مقالات ویژه نامه امام سجاد (ع)

از خدا پرستی تا خود پرستی خواص

از حساس ترين موضوعات عصر ما كه همواره نگراني انبيا و اوليای الهي را در پي داشته است موضوع خود پرستي به جاي خدا پرستي در ميان خواص است. امام سجاد علیه السلام شديدا نگراني خود را از انحراف و خود پرستي تلاشگران عرصه جهاد و مبارزه ابراز داشته است.

کلید واژه:

امام سجاد علیه السلام ، خدا پرستي، خود پرستي، ريا، مراقبت از سابقه نيك، عالمان خودپرست.

مقدمه

رسم عاشق نيست با يك دل دو دلبر داشتن

يا ز جانان يا زجان بايد كه دل برداشتن

يا اسير بند جانان باش يا در بندِ جان

زشت باشد نو عروسي را دو شوهر داشتن

از حساس&zwnjترين موضوعات عصر ما كه همواره نگراني انبياء و اولياء الهي علیهم السلام را در پي داشته است، موضوع خودپرستي خواص به جاي خدا پرستي است. متأسفانه اين مشكل روحي دامنگير بسياري از اقشار جامعه به&zwnjويژه دينداران و اهل ايمان مي&zwnjباشد. خطر اين رذيله اخلاقي زماني بيش تر احساس مي&zwnjشود كه بدانيم لبه تيز ريا و خودپرستي كساني را بيش تر تهديد مي&zwnjكند كه در عرصه دينداري و ارزشمداري بيش ترين زحمت را كشيده&zwnjاند و سابقه درخشاني در دفاع از ارزشهاي اسلامي داشته&zwnjاند. چون تأثيرگذارترند، شيطان بيش تر روي آنان سرمايه&zwnjگذاري مي&zwnjكند.

حضرت زين العابدين علیه السلام در مناجات بيست و هفتم صحيفه سجاديه، شديداً نگراني خود را از انحراف و خودپرستي تلاشگران عرصه جهاد و مبارزه ابراز داشته و از حضرت پروردگار عاشقانه درخواست مي&zwnjكند كه: «اللَّهُمَّ وَأيُّمَا غَازٍ غَزَاهُمْ مِنْ أهْلِ مِلَّتِكَ أوْ مُجَاهِدٍ جَاهَدَهُمْ مِنْ أتْبَاعِ سُنَّتِكَ لِيَكُونَ دِينُكَ الْأعْلَي وَحِزْبُكَ الْأقْوَي وَحَظُكَ الْأوْفَي... وَ اعْزِلْ عَنْهُ الرِّيَاءَ وَخَلِّصْهُ مِنَ السُّمْعَةِ وَ اجْعَلْ فِكْرَهُ وَ ذِكْرَهُ وَ ظَعْنَهُ وَ إِقَامَتَهُ فِيكَ وَ لَكَ؛1 خدايا! هر رزمنده&zwnjاي از معتقدان به دين تو كه به رزم برخاست، (جهادگران فرهنگي و سياسي، نظامي و...) يا هر مجاهدي از پيروان احكام تو كه به جهاد با دشمنان پرداخت تا دين تو برتر و حزب تو نيرومندتر و دستورات تو گسترده&zwnjتر شود...، ريا و خودنمايي و خودپرستي را از او دور كن و او را از شهرت&zwnjطلبي برهان، و فكر و ذكر و سفر و حضر او را پاك و خالص براي خودت قرار ده!»

امام علیه السلام در دعاي ديگري نگراني خود را از نابود شدن سابقه اعمال نيك در اثر خودپرستي و آلودگيهاي بعدي اين&zwnjگونه اظهار مي&zwnjدارد: «وَ لَا تُحْبِطْ حَسَنَاتِي بِمَا يَشُوبُهَا مِنْ مَعْصِيَتِكَ؛2 [پروردگارا!] كارهاي نيك مرا به سبب معصيت و نافرماني كه &zwj[بعدا] با آنها آميخته مي&zwnjشود، تباه مساز!»

بنابر اهميت موضوع در عصر ما، در اين مقاله، همين فراز از دعاي امام چهارم علیه السلام در موضوع خودپرستي (ريا) در مقابل خداپرستي (اخلاص) را شرح خواهيم داد. ضمن شرح اين دعا، به راه هاي ترك خودپرستي و تقويت خداپرستي در وجود انسانهاي ارزشمدار خواهيم پرداخت. ناگفته نماند كه در اين گفتار از ريا به عنوان خودپرستي نام مي&zwnjبريم؛ چرا كه در حقيقت رياكار به دنبال خودپرستي و تبعيت از بت نفس است، نه خداپرستي. امام خميني قدّس سرّه مي&zwnjفرمايد: «ريا، عبارت از نشان دادن و وانمود كردن چيزي از اعمال حسنه يا خصال پسنديده يا عقايد حقه است به مردم، براي منزلت پيدا كردن در قلوب آنها و اشتهار پيدا كردن پيش آنها به خوبي و صحت و امانت و ديانت بدون قصد صحيح الهي.»3

 

الف. مراقبت از سابقه نيك

تكرار اين دعاي حضرت سجاد علیه السلام در خلوت و جلوت براي همۀ مؤمنين به&zwnjويژه كساني كه سوابق نيك و درخشان در زندگي خود دارند، همچون آنان كه در گذشته اهل جهاد و مبارزه و فداكاري در راه احياي معارف بلند قرآن و اهل بيت علیهم السلام بوده&zwnjاند، لازم و ضروري است؛ چرا كه نگهداري اخلاص در عمل و محافظت از سوابق درخشان گذشته، كاري بس مشكل و فقط در سايه پناهندگي به درگاه احديت و كسب لطف و رحمت حق، امكان&zwnjپذير است. حضرت علي علیه السلام فرمود: «تَصْفِيَةُ الْعَمَلِ أشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ؛4 خالص كردن عمل از خود عمل سخت&zwnjتر است.» امام صادق علیه السلام هم مي&zwnjفرمايد: «الْإِبْقَاءُ عَلَي الْعَمَلِ حَتَّي يَخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ؛5 باقی ماندن بر عمل تا خالص شود، سخت&zwnjتر از خود عمل مي&zwnjباشد.»

امام خميني قدّس سرّه اين روايات را چنين شرح مي&zwnjدهد: «انسان از اعمالي كه مي&zwnjكند، بايد مراعات و مواظبت نمايد، چه در حين اتيان آن و چه بعد از آن؛ زيرا كه گاه شود كه انسان در حال اتيان عمل، آن را بي&zwnjعيب و نقص تحويل دهد و خالي از ريا و عجب و غير آن باشد، ولي بعد از عمل به واسطه ذكر آن به ريا مبتلا شود.»6

و نيز مي&zwnjفرمايد: «انسان تا آخر عمرش هيچ&zwnjگاه از شرّ شيطان و نفس مأمون نيست. گمان نكند كه عملي را كه به&zwnjجا آورد براي خدا و رضاي مخلوق را در آن داخل نكرد، ديگر از شرّ نفس خبيث در آن محفوظ مي&zwnjماند؛ اگر مواظبت و مراقبت از آن ننمايد، ممكن است نفس او را وادار كند به اظهار آن. و گاه شود كه اظهار آن را به كنايه و اشاره نمايد؛ مثلاً نماز شب خود را بخواهد به چشم مردم بكشد، با حقه و سالوس از هواي خوب يا بد سحر و مناجات يا اذان مردم ذكري كند، و با مكايد خفيه نفس، عمل خود را ضايع و از درجه اعتبار ساقط كند.

انسان بايد مثل طبيب و پرستار مهربان، از حال خود مواظبت نمايد و مهار نفس سركش را از دست ندهد كه به مجرد غفلت، مهار را بگسلاند و انسان را به خاك مذلّت و هلاكت كشاند و در هر حال، به خداي تعالي پناه برد از شرّ شيطان و نفس امّاره؛ «إِنَّ النَّفْسَ لَأمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي»؛7 «نفس آدمي او را پيوسته به بدي فرمان دهد، مگر آنكه پروردگارم رحم نمايد.»8

 

پاسبان حرم دل شده&zwnjام شب همه شب

تا در اين پرده جز انديشه او نگذارم

دوش مي&zwnjگفت كه حافظ همه روي است و ريا

بجز از خاك درش با كه بود بازارم

 

ب. ترك خودپرستي با اصلاح نفس

امام خميني قدّس سرّه در شرح حديث اخلاص حضرت صادق علیه السلام به اين نكتۀ حساس اشاره مي&zwnjفرمايد كه: «طريق تخليص اعمال از جميع مراتب شرك و ريا و غير آن، منحصر به اصلاح نفس و ملكات آن است كه آن سرچشمه تمام اصلاحات و منشأ جميع مدارج و كمالات است؛ چنانچه اگر انسان حبّ دنيا را به رياضات علمي و عملي از قلب خارج كند، غايت مقصد او دنيا نخواهد بود و اعمال او از شرك اعظم، كه جلب انظار اهل دنيا و حصول موقعيت در نظر آنها است، خالص شود و جلوت و خلوت و سرّ و علن او مساوي شود. و اگر با رياضات نفسانيه بتواند حبّ نفس را از دل بيرون كند، به هر مقداري كه دل از خودخواهي خالي شد، خداخواه شود و اعمال او از شرك خفي نيز خالص شود. و مادامي كه حب نفس در دل است و انسان در بيت مظلم نفس است، مسافر إلي الله نيست؛ بلكه از مخلّدين إلي الارض است. و اوّل قدم سفر إلي الله ترك حبّ نفس است.»9

ج. توجه به اهميت ريا گريزي

حضرت سجاد علیه السلام در مورد ويژگيهاي اهل ايمان فرمود: «لَا يَعْمَلُ شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ رِيَاءً؛10 مؤمن واقعي هرگز كارهاي نيك را به&zwnjخاطر ريا انجام نمي&zwnjدهد.» او تمام اعمالش را خالصانه براي خداي خويش انجام مي&zwnjدهد. امام صادق علیه السلام هم در معناي خلوص نيت و دوري از ريا مي&zwnjفرمايد: «الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِي لَا تُرِيدُ أنْ يَحْمَدَكَ عَلَيْهِ أحَدٌ إِلَّا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ؛11 عمل خالص كاري را مي&zwnjگويند كه اراده نکنی جز خدا كسي برای آن از تو تقدير و ستايش کند.»

مبلّغي كه هستي&zwnjاش را براي اخلاص فدا كرد

خاطره&zwnjاي از ميرزاي شيرازي رحمه الله اين معنا را واضح&zwnjتر مي&zwnjنماياند. مرحوم ميرزاي شيرازي بزرگ در مجلسي حضور داشت كه يك پيرمرد روحاني وارد شد. مرحوم ميرزا براي او احترام فوق العاده&zwnjاي كرد؛ به&zwnjطوري كه حاضرين تعجب كردند و سبب آن را پرسيدند. فرمود: «در اين روحاني روحيه عجيبي وجود دارد؛ او هستي خود را در راه اخلاص گذاشت.»

پس از آن فرمود: «من و اين شخص روحاني هم&zwnjدرس و هم&zwnjبحث بوديم. پس از آنكه ايشان به درجه رفيعي از اجتهاد رسيد، قصد مهاجرت به شهر خودش را نمود تا در آنجا مرجع و مقتداي مردم باشد وليكن در بين راه به دهكده&zwnjاي برخورد كرد كه اهالي آن "علي اللهي" بودند؛ يعني كساني كه علي علیه السلام را خدا مي&zwnjدانند. اين عالم بزرگوار بر خود واجب شرعي دانست كه در آنجا بماند تا آن مردم را از آن گمراهي به راه راست هدايت كند. او از رياست معنوي و ظاهري مرجعيت دست شست و در آن دهكده ماند.

در مسجد آنجا اعلام نمود كه: مردم! من استاد و معلم شما و بچه&zwnjهايتان هستم و اجرت و مزد هم به اندازه امرار معاش مي&zwnjگيرم و به اين نحو توانست بسياري از بچه&zwnjها را گرد آورد. پس ايشان مشغول تعليم بچه&zwnjها به خواندن و نوشتن درس و عقايد خداشناسي و ساير برنامه&zwnjهاي اسلامي شد و به اندازه&zwnjاي اين طرح نتيجه بخش بود كه عده زيادي مؤمن شدند و اهالي اين آبادي كه همه علي اللهي بودند، تمامي موحد و مؤمن و خداشناس شدند.»12

 

گريه پيامبر صلی الله علیه و آله از رياكاران امت

شداد بن اوس از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله مي&zwnjگويد: پيامبر صلی الله علیه و آله را گريان ديدم. عرض كردم: چرا گريه مي&zwnjكنيد؟ فرمود: «اِنِّي تَخَوَفْتُ عَلَي اُمَّتِي الشِّرْكَ اَمَا اِنَّهُمْ لَا يَعْبُدُونَ صَنَماً وَلَا شَمْساً وَلَا قَمَراً وَلَا حَجَراً وَلَكِنَّهُمْ يُرَائُونَ بِاَعْمَالِهِمْ؛13 من بر امتم از شرك و چندگانه پرستي بيمناكم! بدانيد آنها بت نخواهند پرستيد و نه خورشيد و ماه و [قطعات] سنگ را؛ ولي در اعمالشان ريا مي&zwnjكنند [و از اين طريق وارد وادي شرك مي&zwnjشوند].»

اين سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله برگرفته از قرآن كريم است كه چنان به موضوع رياكاري اهميت داده است كه آن&zwnjرا در رديف شرك و بت&zwnjپرستي قلمداد مي&zwnjكند و مي&zwnjفرمايد: «فَمَنْ كَانَ يَرجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أحَداً»؛14 «پس هر كه به لقاي پروردگارش اميد دارد، بايد كاري شايسته انجام دهد و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند.»

ما نه رندان رياييم و حريفان نفاق

آن كه او عالم سر است بدين حال گواست

فرض ايزد بگذاريم و به كس بد نكنيم

و آنچه گويند روا نيست نگوييم رواست15

شناخت نشانه&zwnjهاي خودپرستان

امير المؤمنين علیه السلام نشانه&zwnjهاي رياكاران خودپرست را اين&zwnjگونه بيان كرده و فرمود: «ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ لِلْمُرَائِي يَنْشَطُ إِذَا رَأيَ النَّاسَ وَ يَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ يُحِبُّ أنْ يُحْمَدَ فِي جَمِيعِ اُمُورِهِ؛16 براي رياكارِ [خودپرست] سه نشانه است:&zwnj وقتي كه مردم را ببيند، بهجت و نشاط دارد و زماني كه تنها است، [اعمال نيك را با بي&zwnjحالي انجام مي&zwnjدهد] و کسل است و در همۀ کارهایش دوست دارد او را تعريف و تمجيد كنند.»

آن گرامي در كلام گهربار ديگري نشانه&zwnjهاي افراد رياكار و خودنما را چنين معرفي فرمود: «لِلْمُرائِي أرْبَعُ عَلَامَاتٍ: يَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ يَنْشَطُ إِذَا كَانَ فِي النَّاسُ وَ يَزِيدُ فِي الْعَمَلِ إِذَا اُثْنِيَ عَلَيْهِ وَ يَنْقُصُ مِنْهُ إِذَا لَمْ يُثْنَي عَلَيْهِ؛17 ريا كار چهار علامت دارد: اگر تنها باشد، اعمال خود را با كسالت به&zwnjجا مي&zwnjآورد و اگر در ميان مردم باشد، با نشاط انجام مي&zwnjدهد و هر گاه مردم او را مدح و ثنا گويند، بر عملش مي&zwnjافزايد و هر گاه ثنا نگويند، از آن مي&zwnjكاهد.»

هـ . تشخيص خودپرستي از خداپرستي

امام خميني قدّس سرّه در تشخيص خودپرستي از خداپرستي مي&zwnjفرمايد: «چون اين سيّئه خبيثه (ريا) گاهي چنان مخفي است كه انسان خودش بي&zwnjخبر است از آن ـ&zwnj در باطن اهل ريا است و گمان مي&zwnjكند عملش خالص است ـ&zwnj لهذا براي آن علامت ذكر فرموده&zwnjاند كه انسان به واسطه آن علامت اطلاع بر سريره خود پيدا كند و در صدد معالجه برآيد.»18

ايشان در ادامه توضيحاتش مي&zwnjفرمايد: «اگر انسان كارهايش محض رضاي خدا يا براي جلب رحمت يا براي خوف از جهنم و شوق به بهشت است، چرا ميل دارد هر كاري مي&zwnjكند، مردم مداحي او را بكنند؟ گوشش به زبان مردم و دلش پيش آنها است كه ببيند كي از او مدح مي&zwnjكند، كي مي&zwnjگويد آقا چه آدم مقدس مواظب به اوّل وقتي مراقب مستحبّاتي است! حاجي آقا چه آدم صحيح درستي است! در معاملات كذا و كذا است! اگر خدا منظور است، اين حب مفرط چيست؟ اگر بهشت و جهنم تو را به عمل وادار كرده است، اين حبّ چه مي&zwnjگويد؟ ملتفت باش كه اين حب از همان شجره خبيثه ريا است و تا مي&zwnjتواني در صدد اصلاح برآ و خود را اگر ممكن است، از امثال اين محبتها خالص كن!»19

خاطره&zwnjاي آموزنده

امام خميني قدّس سرّه در دوران زندگي خويش كوچك&zwnjترين گامي در راه به&zwnjدست آوردن مقام و مسند برنداشتند. عكس و رساله خود را تا روزهاي آغاز نهضت (كه مردم چاپ و پخش كردند) اجازه چاپ و پخش ندادند و تازه در آن شرايطي كه فرياد مقلدين از نداشتن توضيح المسائل ايشان به آسمان بلند شده بود، فقط چاپ آن را اجازه دادند؛ &zwnjولي از وجوهات شرعيه صرف چاپ آن نكردند و بودجه اولين چاپ توضيح المسائل ايشان از طرف خود مردم جمع آوري و تأمين گرديد و تا روزي كه در قم مي&zwnjزيستند، حتي يك جلد رساله به&zwnjطور رايگان در اختيار كسي نگذاشتند و اصولا در منزل ايشان رساله يافت نمي&zwnjشد.20

و اين مصداق كلام امام صادق علیه السلام است كه مي&zwnjفرمايد: «مَا أنْعَمَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَي عَبْدٍ أجَلَّ مِنْ أنْ لَا يَكُونَ فِي قَلْبِهِ مَعَ اللَّهِ تَعَالَي غَيْرُهُ؛21 خداوند متعال نعمتي بزرگ&zwnjتر از اين به بنده&zwnjاي نداده است كه در قلبش با خدا، ديگري نباشد.»

برخورد امام ششم علیه السلام با رياكار

سفيان ثوري از مقدس مآبان رياكار، در مسجد الحرام، امام صادق علیه السلام را ديد كه لباس با ارزش خوبي بر تن دارد. گفت: والله! به نزد او مي&zwnjروم و توبيخش مي&zwnjكنم...! آن&zwnjگاه نزديك حضرت رفت و گفت: يابن رسول الله! به خدا قسم! لباسي را پوشيده&zwnjاي كه نه رسول خدا صلی الله علیه و آله همانندش را پوشيده، نه علي علیه السلام و نه هيچ&zwnjيك از پدرانت!

امام علیه السلام فرمود: «در عصر پيامبر صلی الله علیه و آله مردم دست به گريبان فقر و تنگدستي بودند؛ اما بعدا دنيا رو به گشايش نهاد و شايسته&zwnjترين اهل دنيا در استفاده از نعمتهاي فراوان الهي، نيكان مي&zwnjباشند. پس اين آيه را خواند: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللهِ الَّتِي أخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ»؛22 «بگو زيورهايي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و نيز روزيهاي پاكيزه را چه كسي حرام گردانيده؟»

حضرت ادامه داد: پس ما شايسته هستيم كه آنچه را خدا عطا فرموده، مورد استفاده قرار دهيم. اي سفيان! آنچه را كه مي&zwnjبيني من پوشيده&zwnjام، به&zwnjخاطر مردم و حفظ آبرو است. آن&zwnjگاه او را گرفت و لباس خود را عقب زد و لباس زيرينش را كه زبر و خشن بود، نشان داد و فرمود: اين را براي خودم و آن&zwnjرا كه ديدي براي مردم پوشيدم. آن&zwnjگاه لباسهاي ريائي سفيان را نشان داد كه بر عكس امام، لباس زيرينش لطيف و لباس رويي&zwnjاش خشن بود و فرمود: تو اين لباس را براي مردم پوشيده&zwnjاي و لباس زيرين را كه مخفي است، براي راحتي و تن&zwnjپروري پوشيده&zwnjاي.»23

 

و. تعارض خودپرستي با خداپرستي

در حديثي از امير مؤمنان علي علیه السلام مي&zwnjخوانيم: «كَيْفَ يَسْتَطِيعُ الْاِخْلَاصَ مَنْ يَغْلِبُهُ الْهَوَي؛24 چگونه توانايي بر اخلاص دارد كسي كه هواي نفس بر او غالب است؟»

در حديث ديگري از همان امام بزرگوار مي&zwnjخوانيم: «قَلِّلِ الْآمَالَ تَخْلُصُ لَكَ الْاَعْمَالُ؛25 آرزوها را كم كن تا اعمال تو خالص شود.»

مرحوم سلطان الواعظين شيرازي نقل مي&zwnjكند: «زماني كه كتاب مفاتيح الجنان تازه منتشر شده بود، روزي در سرداب سامراء آن را در دست داشتم و مشغول زيارت بودم. ديدم شيخي با قباي كرباس و عمامه كوچك نشسته و مشغول ذكر است. شيخ از من پرسيد: اين كتاب از كيست؟ گفتم: از محدث قمي، آقاي حاج شيخ عباس است و شروع به تعريف وي كردم.

شيخ گفت: اين&zwnjقدر هم تعريف ندارد، بي&zwnjخود تعريف مي&zwnjكني! من ناراحت شدم و گفتم: آقا! برخيز و برو!

كسي كه پهلوي من نشسته بود، دست زد به پهلويم و گفت: مؤدب باش! ايشان خود محدث قمي، آقاي حاج شيخ عباس هستند. من فورا برخاستم با آن مرحوم روبوسي كردم و عذر خواستم و خم شدم كه دست ايشان را ببوسم، ولي آن مرحوم نگذاشت و خم شد دست مرا بوسيد و گفت: شما سيّد هستيد.»26

هشدار قرآن به رياكاران خودپرست

يك انسان ارزشمدار همواره اين سرزنش و هشدار شديد قرآن به رياكار را نصب العين خود قرار مي&zwnjدهد كه: «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ الَّذِينَ هُمْ يُرآؤُنَ وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ»؛27 «واي بر نمازگزاراني كه در نماز خود سهل&zwnjانگاري مي&zwnjكنند؛&zwnj همان كساني كه ريا مي&zwnjكنند و ديگران را از وسائل ضروري زندگي منع مي&zwnjنمايند!»

 

شب&zwnjزنده&zwnjداريِ خودپرست

در حالات شخصي نوشته&zwnjاند كه شبي با خود گفت: به مسجد بروم و شبي را با اخلاص تا صبح به عبادت بپردازم. در تاريكي گوشه مسجد سرگرم نماز و ذكر و دعا بود كه صدايي از گوشه مسجد به گوشش خورد. با خود گفت: لابد ديگري نيز مثل من اينجا آمده است تا عبادت كند؛ پس خوب شد، مرا مي&zwnjبيند و فردا براي مردم تعريف مي&zwnjكند كه فلاني براي خدا شب&zwnjزنده&zwnjداري مي&zwnjكرد. لذا نشاطش بيش تر شد و صدايش را نازك&zwnjتر كرد و با حزن بيش تری به راز و نياز پرداخت تا اينكه صبح شد. وقتي كه هوا روشن شد، ديد گوشه مسجد سگي بوده كه از سرما به مسجد پناهنده شده است. معلوم شد تمام شب را به&zwnjخاطر سگي به عبادت گذرانده! يعني در حقيقت او را پرستيده است.28

تأثير خطيبِ خداپرست

روزي يكي از منبريهايي كه در فن خطابه در سطح عالي بود، به محدث قمي اعتراض كرد كه اين چه منبري است كه داري! پي در پي روي منبر از كتب علماي سلف مطلب نقل مي&zwnjكني و روايات بهشت و جهنم و عذاب و عقاب مي&zwnjخواني! چرا منبر خطابي و فني نمي&zwnjروي؟! محدث فرمود: شما با آن منابر خطابي و آن همه لفاظي چند نفر نمازخوان و متدين تربيت كرده&zwnjاي؟ در حالي كه به لطف الهي من با همين منبرهاي ساده، چقدر نمازخوان درست كرده&zwnjام، چقدر افراد را به راه آورده و متنبه كرده و به توبه واداشته&zwnjام!»29

 

دليل عدم تدثير و بي&zwnjفايده بودن اعمال ريائي و خودنمايي

در كتاب شرح چهل حديث امام خميني قدّس سرّه چنين آمده است: «خداي تبارك و تعالي به&zwnjواسطه احاطه قدرتش در جميع موجودات و بسط سلطنتش در تمام كائنات و احاطه قيّوميش به كافّه ممكنات، تمام قلوب بندگان در تحت تصرف او و به يد قدرت و در قبضه سلطنت او است و كس ديگر را در قلوب بندگان بدون اذن قيّومي و اجازه تكويني او تصرفي نيست و نخواهد بود. خود صاحبان قلب نيز بي&zwnjاذن و تصرف حق تعالي تصرف در قلوب خود ندارند. پس خداي تبارك و تعالي صاحب قلب و متصرف در او است و شما كه يك بنده ضعيف عاجز هستيد، نمي&zwnjتوانيد تصرف در قلوب كنيد بي&zwnjتصرف حق؛ بلكه اراده او قاهر است بر اراده شما و همه موجودات؛&zwnj پس ريا و سالوس شما اگر براي جلب قلوب عباد است و جانب دلها نگاه&zwnjداشتن و منزلت و قدر در قلوب پيدا كردن و اشتهار به خوبي يافتن است، اين از تصرف شما به&zwnjكلي خارج و در تحت تصرف حق است. خداوند قلوب و صاحب دلها به هر كس مي&zwnjخواهد، قلوب را متوجه مي&zwnjفرمايد؛ بلكه ممكن است شما نتيجه به&zwnjعكس بگيريد. ديديم و شنيديم اشخاص سالوس دورو كه قلوب آنها پاك نبود، آخر كار رسوا شدند و آنچه مي&zwnjخواستند نتيجه بگيرند، به&zwnjعكس اتفاق افتاد.»30

پاسخ يك شبهه در باره خودپرستي

شايد افراد ظاهربين، تصوّرشان اين باشد كه اگر عمل انسان خوب باشد، چه فرق مي&zwnjكند، نيّت او هر چه مي&zwnjخواهد باشد. فرض كنيد شخصي بيمارستان، مسجد، جادّه و پل يا مانند اينها را براي رفاه مردم بسازد، نيّتش هرچه باشد، بالاخره عمل او نيكو است. به فرض كه قصدش رياكاري باشد، خدمت او به مردم در جاي خود ثابت است. بگذاريم مردم كار خير و خدمت كنند، نيّتشان هر چه مي&zwnjخواهد، باشد.

ولي اين اشتباه بسيار بزرگي است؛ زیرا اوّلاً، هر عملي داراي دو نوع تأثير است: تأثيري در خود انسان مي&zwnjگذارد و تأثيري در بيرون. رياكار با عمل خود درون خود را ويران مي&zwnjسازد و از مقام والاي توحيد دور مي&zwnjشود و در قعر درّه شرك سقوط مي&zwnjكند؛ مردم را وسيله عزّت و احترام خود مي&zwnjبيند و قدرت خدا را به دست فراموشي مي&zwnjسپارد و اين رياكاري كه نوعي بت&zwnj پرستي است، سر از مفاسد بي&zwnjشمار اخلاقي درمي&zwnjآورد.

ثانياً، از نظر عمل بيروني و خدماتي كه به ظاهر انجام داده و قصد او تظاهر و رياكاري بوده نيز جامعه دچار خسارت مي&zwnjشود؛ چرا كه سعي او اين است كه ظاهر عملش را درست كند و اهمّيّتي به باطن عمل نمي&zwnjدهد و چه بسا اين امر سبب مي&zwnjشود كه آن اسباب رفاه تبديل به اسباب عذاب براي مردم گردد و لطمه&zwnjهاي جبران&zwnjناپذيري از آن ببينند.

به عبارت ديگر، هنگامي كه جامعه&zwnjاي عادت به رياكاري و تظاهر كند، همه چيز او از محتوا تهي مي&zwnjشود؛ فرهنگ، اقتصاد، سياست، بهداشت، نظم و نيروهاي دفاعي همه تو خالي و تهي مي&zwnjگردد و همه جا به ظاهر&zwnjسازي قناعت مي&zwnjكنند و دنبال خير و سعادت جامعه نيستند؛ بلكه به سراغ چيزي مي&zwnjروند كه ظاهر جالبي داشته باشد و اين طرز كار، ضربات هولناكي بر جامعه وارد مي&zwnjكند كه بر هوشمندان مخفي و پنهان نيست.31

خطر خودپرستي (حب نفس) در عالمان ديني

امام خميني قدّس سرّه مي&zwnjنويسد: «تحصيل علم ديانت كه از مهمات اطاعات و عبادات است، انسان گاهي مبتلا مي&zwnjشود در اين عبادت بزرگ به ريا؛ در صورتي كه خودش هم ملتفت نيست به&zwnjواسطه همان حجاب غليظ حب نفس. انسان ميل دارد در محضر علما و رؤسا و فضلا، مطلب مهمي را حل كند؛ به&zwnjطوري كه كسي ديگر حل نكرده باشد و خود او متفرد باشد به فهم آن و هر چه مطلب را بهتر بيان كند و جلب نظر اهل مجلس را بنمايد، بيش تر مبتهج است و هر كس با او طرف شود، ميل دارد بر او غلبه كند و او را در بين جمعيت خجل و سرافكنده كند و حرف خود را حق يا باطل، به حلق خصم فرو ببرد و بعد از غلبه يك نحو تدلل و فضل&zwnjفروشي در خود ادراك مي&zwnjكند. اگر يكي از رؤسا هم تصديق آن كند، نور علي نور مي&zwnjشود. بي&zwnjچاره غافل از آنكه اينجا در نظر علما و فضلا موقعيت پيدا كرده؛ ولي از نظر خداي آنها و مالك الملوك همه عالم افتاد و اين عمل را به امر حق تعالي وارد سجّين كردند. در ضمن، اين عمل ريايي مخلوط به چندين معصيت ديگر هم بود؛ مثل: رسوا كردن و خوار نمودن مؤمن، اذيت كردن برادر ايماني، گاهي جسارت كردن و هتك كردن از مؤمن كه هر يك از آنها از موبقات و براي جهنمي كردن انسان، خود مستقل&zwnjاند.»32

 

از خداپرستي تا خودپرستي

امام خميني قدّس سرّه &zwnjدر ادامه رهنمود اخلاقي خويش مي&zwnjفرمايد: «يكي از عبادات بزرگ اسلام، جماعت است، و فضل امامت بيش تر است و از اين جهت، شيطان در اين عبادت بزرگ بيش تر رخنه مي&zwnjكند و با امام جماعت بيش تر دشمن، و در صدد است كه او را از اين فضيلت باز دارد و عمل او را از اخلاص تهي كرده، وارد سجّين كند و او را مشرك به خدا نمايد و لهذا وارد مي&zwnjشود در قلب بعضي از امامها از طريقهاي مختلف؛ مثل «عجب» ـ كه بعدها إن شاء الله ذكري از آن مي&zwnjشود ـ و مثل «ريا» كه آن نشان دادن به مردم است اين عبادت بزرگ را براي منزلت پيدا كردن در قلوب و اشتهار به عظمت و بزرگي پيدا كردن؛ مثلا مي&zwnjبيند فلان مقدس به نماز جماعت حاضر شده است، براي جلب قلب او خضوع را بيش تر كرده از راههاي مختلفي و حيله&zwnjهاي كثيري او را به دام مي&zwnjكشد و در مجالس براي رساندن به غايبين مقام خود را ذكري از آن مقدس به ميان مي&zwnjكشد يا يك طوري به مردم مي&zwnjرساند كه فلاني در جماعات من حاضر شده. در قلب خود هم به&zwnjطوري به اين شخص ارادت پيدا كرده كه در نماز او حاضر شده است و اظهار حب و اخلاص به او مي&zwnjكند كه در عمرش به خداي تعالي و اولياء او يك لحظه نكرده، خصوصاً اگر از تجار محترم باشد! و اگر خداي نخواسته يكي از اشراف راه را گم كرده به صف جماعت ملحق شود، مصيبت زيادتر مي&zwnjگردد! در عين حال، شيطان از امام جماعت كم جمعيت نمي&zwnjگذرد؛ پيش او رفته به او مي&zwnjگويد: به مردم بفهمان كه من از دنيا گذشته&zwnjام و در مسجد كوچك محله با فقرا و ضعفا مي&zwnjگذرانم! اين هم مثل آن يا بدتر است؛ زيرا كه رذيله حسد را هم در قلب او بارور مي&zwnjكند. از دنيا كه بهره&zwnjاي ندارد، مايه آخرت را از او مي&zwnjگيرد، ورشكست در دنيا و آخرت مي&zwnjشود.»33

هشدار به مبلّغان

امام خميني قدّس سرّه در ادامه با دلسوزي تمام توصيه مي&zwnjكند:

«بايد به خداي تعالي از شرّ مكايد نفس پناه ببريم كه مكايد آن خيلي دقيق است؛ ولي اجمالا مي&zwnjدانيم كه اعمال ما خالص نيست. اگر ما بنده مخلص خداييم، چرا شيطان در ما اين&zwnjقدر تصرف دارد؟&zwnj با آنكه او با خداي خود عهد كرده است كه به «عباد الله المخلصين» كار نداشته باشد و دست به ساحت قدس آنها دراز نكند.34 به قول شيخ بزرگوار ما35 ـ دام ظلّه ـ شيطان، سگ درگاه خدا است، اگر كسي با خدا آشنا باشد، به او عوعو نكند و او را اذيت نكند. سگ در خانه، آشنايان صاحبخانه را دنبال نكند. شيطان نمي&zwnjگذارد كسي که آشنايي با صاحبخانه ندارد، وارد خانه شود.

پس اگر ديدي شيطان با تو سر و كار دارد، بدان كارهايت از روي اخلاص نيست و براي حق تعالي نيست. اگر شما مخلص&zwnjايد، چرا چشمه&zwnjهاي حكمت از قلب شما به زبان جاري نشده با اينكه چهل «سال» است به خيال خود قربة إلي الله عمل مي&zwnjكنيد؟! پس بدان اعمال ما براي خدا نيست و خودمان هم ملتفت نيستيم و درد بي&zwnjدرمان همين جا است.»36

 

واي به حال عالمانِ خودپرست

واي به حال اهل طاعت و عبادت و جمعه و جماعت و علم و ديانت كه وقتي چشم بگشايند و سلطان آخرت خيمه بر پا كند، خود را از اهل معاصي كبيره، بلكه از اهل كفر و شرك، بدتر ببينند و نامه اعمالشان سياه&zwnjتر باشد!

كسي كه رياست ديني خود و امامت خود، تدريس خود، تحصيل خود، روزه خود، نماز خود و بالاخره اعمال صالحه خود را ارائه به مردم دهد براي منزلت در قلوب، مشرك است و به موجب اخبار اهل بيت عصمت ـ صلوات الله عليهم ـ و به موجب آيه شريفه مشمول غفران حق نمي&zwnjشود. پس اي كاش اهل معاصي كبيره بودي و متجاهر به فسق بودي و متهتّك حرمات ظاهره بودي و موحّد بودي، شرك به خدا نمي&zwnjآوردي!»37

همائي چون تو عالي&zwnjقدر حرص استخوان تا كي

دريغ آن سايه همت كه بر نااهل افكندي

 

فهرست منابع

ـ قرآن کریم.

تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و درر الکلم، دارالکتب الاسلامیه، تهران.

جزائری، محدث، انوار نعمانیه، اسلامیه، تهران.

جمعی از نویسندگان، ستارگان حرم، نشر زائر، قم.

دانی، علی، مفاخر اسلام، امیر کبیر، تهران، 1363ش.

روحانی، سید حمید، تحلیلی از نهضت امام خمینی قدّس سرّه ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1372ش.

عاملی، شیخ حرّ، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم، 1409ق.

فیض الاسلام، صحیفه سجادیه، نشر فقیه، قم.

کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1388ق.

لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، دارالحدیث، قم.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1403ق.

معتزلی، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، داراحیاء التراث العربی، بیروت.

مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، انتشارات مدرسۀ الامام علی بن ابی طالب، قم، 1387ش.

موسوی الخمینی قدّس سرّه ، سید روح الله، شرح چهل حدیث، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدّس سرّه ، قم.

پی نوشت:

1) صحيفه سجاديه، فيض الاسلام، دعاي 27، فرازهاي 13 و 14.

2) همان، دعاي 47، فراز 131.

3) شرح چهل حديث، امام خميني قدّس سرّه ، ص&rlm35.

4) بحار الانوار،&zwnj محمدباقر مجلسي، ج&rlm74، ص&rlm290، ح 1.

5) همان، ج&rlm67، ص&rlm230، ح 6.

6) شرح چهل حديث، ص&rlm329.

7) يوسف / 53.

8) شرح چهل حديث، ص&rlm330.

9) شرح چهل حديث، ص&rlm332.

10) وسائل الشيعة، شيخ حر عاملي، ج&rlm15، ص&rlm186.

11) بحار الانوار، ج&rlm67، ص&rlm230.

12) پندهايي از رفتار علماي اسلام، ص&rlm56. در برخي نقلها آمده است كه ميرزاي شيرازي فرمود: من آرزو دارم پاداش زحمات و خدمات خود را در راه اسلام (اگر خداوند پذيرفته باشد) با پاداش اين مرد عوض كنم.

13) شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج&rlm2، ص&rlm180.

14) كهف / 110.

15) حافظ.

16) الكافي، محمد بن يعقوب الكليني، ج&rlm2، ص&rlm295.

17) شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج&rlm2، ص&rlm180.

18) شرح چهل حديث، ص&rlm55.

19) همان، ص&rlm56.

20) تحليلي از نهضت امام خميني قدّس سرّه ، سيد حميد روحاني، ج&rlm1.

21) تفسير امام حسن عسكري علیه السلام ، ص&rlm328.

22) اعراف / 32.

23) بحار الانوار، ج&rlm47، ص&rlm360.

24) عيون الحكم و المواعظ، علي بن محمد ليثي واسطي، ص&rlm383.

25) غرر الحكم و درر الكلم، عبد الواحد بن محمد تميمي آمدي، ص&rlm821، ح 2906.

26) ستارگان حرم، جمعي از نويسندگان، ج&rlm4، ص&rlm176، مقاله نگارنده.

27) ماعون / 4 ـ 7.

28) انوار نعمانيه، محدث جزائري، ص&rlm351.

29) مفاخر اسلام، علي داني، ج&rlm11، ص&rlm370.

30) شرح چهل حديث، ص&rlm40.

31) اخلاق در قرآن، مكارم شيرازي، ج&rlm1، ص&rlm289.

32) شرح چهل حديث، ص&rlm49.

33) همان، ص&rlm49 ـ 50.

34) اشاره است به آيه مباركه «قَالَ... لَأغْويَنَّهُمْ اَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ»؛ «ابليس گفت: خدايا!... همه آنان را گمراه كنم، مگر بندگان خالص تو را.» (حجر / 40 ـ 41).

35) مراد مرحوم آيت الله شاه آبادي قدّس سرّه است.

36) شرح چهل حديث، ص&rlm52.

37) همان، ص&rlm53.

منبع: مبلغانشماره154.


١٤:٤٩ - شنبه ٤ آبان ١٣٩٢    /    شماره : ٤٠١٠٣    /    تعداد نمایش : ٣٦٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





تمام اخبار برگزیده...
موضوع بندی مقالات
تاریخی
شخصیتی
سیره
تفسیری قرآنی
اعتقادی
درباره صحیفه سجادیه
درباره رساله حقوق
فعالیت های امام
امام از نگاه دیگران
امام از نگاه مستشرقان
اصحاب حضرت
ویژه نامه های سخن تاریخ
ویژه نامه امام رضا (ع)
ویژه نامه امام جواد (ع)
ویژه نامه عید غدیر خم
ویژه نامه ماه محرم
ویژه نامه پیامبراعظم (ص)
ویژه نامه امام صادق (ع)
ویژه نامه امام عسگری (ع)
ویژه نامه روز تاریخ
ویژه نامه فاطمه زهرا(س)
ویژه نامه امام علی (ع)
ویژه نامه امام سجاد (ع)
ویژه نامه امام مهدی (ع)
ویژه نامه امام مجتبی (ع)
پربازدیدترین مطالب