طفیلیان و پرخواران|طمعکاران|خسیسان|دزدان|ابلهان|مدعیان نبوت|طبیبان|بانوان|حکومتیان|حاکمان|ظریفان|ادیبان|مثل ها|استشهادات قرآنی|لطایف بزرگان دین|صفحه اصلی

لطایفی از ظریفان

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

حکومت داران و حکومتیان

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10


  چاپ        ارسال به دوست

صبحک الله

فرستاده از پیش خلیفه نزد عمرو لیث صفاری آمد.

عمرو به ازهر گفت: امروز حرف مزن تا از این فرستاده پذیرایی کنم.

ساعتی ساکت بود. فرستاده عطسه ای کرد.

ازهر خواست به او بگوید: یرحمک الله اما گفت: صبحک الله.

عمرو لیث گفت: مگر من به تو نگفته بودم که حرف نزنی؟

ازهر گفت: نخواستم که او به بغداد برگردد و بگوید که اینان زبان عربی نمی دانستند.

اخبار الحمقی و المغفلین، 28، چاپ قاهره.


١٥:١٤ - يکشنبه ٢١ مهر ١٣٩٢    /    شماره : ٣٩٢٩٠    /    تعداد نمایش : ٤٣٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 






لطایفی از بزرگان دین

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

داستان ها و مثل ها

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10