طفیلیان و پرخواران|طمعکاران|خسیسان|دزدان|ابلهان|مدعیان نبوت|طبیبان|بانوان|حکومتیان|حاکمان|ظریفان|ادیبان|مثل ها|استشهادات قرآنی|لطایف بزرگان دین|صفحه اصلی

لطایفی از ظریفان

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

حکومت داران و حکومتیان

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10


  چاپ        ارسال به دوست

داستان ها و مثل ها

گربه را پای حجله کشتن

دختر تنبل و بداخلاقی بود که کسی جرات نمی کرد از او خواستگاری کند. تا این که جوانی داوطلب شد او را به زنی بگیرد.

شب عروسی، چون آن ها را وارد حجله کردند مرد بدون مقدمه به گربه ای که در خانه بود رو کرد و گفت:

برو یک ظرف آب بیاور و گرنه سرت را می برم!.

اما گربه از جای خویشتن تکان نخورد. مرد فورا خنجر برکشید و سر گربه را برید.

آن گاه روی به زن کرد و گفت: برو یک ظرف آب بیاور.

زن فورا آب را حاضر کرد و از آن پس هیچ نافرمانی و بداخلاقی از او در برابر شوهرش دیده نشد.

تمثیل و مثل، ج2، ص 162

 


١٠:٠٤ - يکشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٢    /    شماره : ٣٠١٧٥    /    تعداد نمایش : ٤٦٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 






لطایفی از بزرگان دین

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

داستان ها و مثل ها

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10