بازگشت به سخن تاریخ|ویژه نامه ها|کتابخانه های دیجیتال|پایگاههای اینترنتی|کتاب شناسی|معرفی کتاب|پایان نامه ها|مقالات دیگر|مقالات گروه|صفحه اصلی ویژه نامه
مقالات تحلیلی
مسئله آب در کربلا
کتاب زندگانی حضرت ابالفضل العباس (ع)
نقش آفرینی حضرت عباس(علیه السلام) در حماسه عاشورا
امام حسين عليه السلام و حکومت ديني
عزت طلبى در نهضت امام حسين(ع)
چرا امام حسين(ع) به روزگار حکومت معاويه قيام نکرد
قيام عاشورا: بايدها و پيامدها
عزادارى، سنت يا بدعت؟
جزئیات اخبار شهادت امام حسین در منابع کهن
تاريخ عزادارى براى امام حسين(عليه السلام)
بازخوانی رزم نوجوان ماه‌رو در کربلا
عاشورا در آينه آمار و ارقام
از مرثيه تا تعزيه (بازخوانى تاريخى - هنرى تعزيه)
جريان شناسي تاريخي رويكرد و قرائت حماسي ـ اسطوره‌اي از واقعة عاشورا
عزاداري امام حسين عليه السلام در محضر امامان شيعه عليهم السلام
بازخوانيِ چند حديث مشهور درباره عاشورا
علت عدم حضور سليمان بن صرد در کربلا
عاشورا در آينه آمار و ارقام
عزادارى، سنت يا بدعت؟
عزاداري امام حسين عليه السلام در محضر امامان شيعه عليهم السلام
بستر تاريخي‌ عزاداري امام حسين(ع)‌ در اهل‌ سنت‌
هدف قيام امام حسين از زبان امام
عوامل و انگيزه هاي تحريف در تاريخ عاشورا- بخش اول
عنصر آزادگي در نهضت حسيني
چرا امام حسين(ع) به روزگار حکومت معاويه قيام نکرد
عبدالله بن جعفر و قيام كربلا
شهيد مطهري، پيامهاي عاشورا و خطر تحريف، مروري دوباره
شبهه زدايي از قيام امام حسين
زمينه هاي اجتماعي واقعه عاشورا
چرا امام حسين در روزگار معاويه قيام نکرد؟
جزئیات اخبار شهادت امام حسین در منابع کهن
نهضت عاشورا، پيام ها و پيامدها
پژوهشى درباره نام، سن و كيفيّت شهادت طفل شيرخوار امام حسين(ع)
محمد بن حنفيه و قيام کربلا
فلسفه قيام عاشورا
قيام حسيني و عبدالله بن عباس
عوامل و انگيزه هاي تحريف در تاريخ عاشورا- بخش اول
پژوهشي درباره فرجام و محل دفن سر مطهر امام حسين(ع) و سرهاي ديگر شهدا
عنصر آزادگي در نهضت حسيني
شهيد مطهري، پيامهاي عاشورا و خطر تحريف، مروري دوباره
شبهه زدايي از قيام امام حسين
روي کردي هدف شناختي به نهضت عاشورا (نقد ديدگاه ها)
تحريفات عاشورا در مكتب تاريخ‏ نگارى شام
پژوهشى در اربعين حسينى(عليه السلام)
بن مايه ها و درون مايه هاي رخداد عاشورا (بررسي تاريخي)
از عاشوراي حماسه تا عاشوراي مرثيه
علت عدم حضور سليمان بن صرد در کربلا
روي کردي هدف شناختي به نهضت عاشورا (نقد ديدگاه ها)
بازخوانی رزم نوجوان ماه‌رو در کربلا
زمينه هاي اجتماعي واقعه عاشورا
پربازدید ترین مطالب
کتابشناسی امام حسن عسکری(ع) ( 3462 )
زندگينامه حجت الاسلام و المسلمین ناصر باقری بیدهندی ( 2734 )
تعامل امام عسکری(ع) با فرقه‌ها و جریان‌های شیعی ( 2503 )
فهرست جلسات بررسی تاریخ کلام امامیه در عصر حضور ائمه (ع) ( 2462 )
آثار منسوب به امام صادق (ع) ( 2210 )
آنه ماری شمیل و کتاب محمد رسول خدا (ص) ( 2131 )
جایگاه غدیر در سقیفه ( 1927 )
نکات اصلی و کلیدی در مطالعات غدیر شناسی ( 1790 )
امام‌کاظم(ع) استقلال اداری و سیاسی شیعه را تثبیت کرد ( 1781 )
قم در عصر امام حسن عسکری ( 1741 )


  چاپ        ارسال به دوست

مقالات تحلیلی

از مرثيه تا تعزيه (بازخوانى تاريخى - هنرى تعزيه)

با گذشت حدود نيم قرن از زمان رحلت خاتمِ رسولانِ الهى, به دليل استيلاى ظالمانه شجره خبيثه بنى اميه, ابرهاى تيره و تار تحريف, آسمان حقيقت را فرا گرفت. شرايط آن چنان آشفته و دگرگون گرديد که نشانه مسلمانى مخالفت با مظهر اسلام و جانشين راستين پيامبر(ص) به شمار مى آمد. مشتاقانِ خاندان عصمت و طهارت(ع) و شيفتگان حقايق ناب و ارزش هاى اصيل, در محاق اختناقى شديد, رنجى جانکاه و شديدترين مجازات ها, روزگار نگران کننده و ناگوارى را سپرى مى نمودند.

در آن يلداى بيداد و اموى, عده اى از خواص با چاپلوسى به نفع نظام حاکم, به جعل احاديث و مدح ستمگران روى آوردند و تمجيد و ستايش دشمنان خاندان وحى را همچون مبانى آموزشى و تربيتى, در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان مى آموختند و آنان را براى مقابله با اسوه هاى پرهيزگارى و پارسايى پرورش مى دادند. فضايِ آلوده و آشفته جهان اسلام, چون توفانى مهيب هرگونه آرامش و امنيت را از حاميان راستين حقيقت گرفته بود. فرهنگ والا و پوياى اسلام که منشأ تحرک, سازندگى و تحول بود, به صورت قوانينى خشک و بى مغز و آميخته به جمود و خمود, تبليغ و ترويج مى گرديد و مجال هرگونه تفکر, تعقل و بحث هاى زاينده و رشددهنده از فرزانگان, صاحبان خرد و اهل معرفت گرفته مى شد و به موازات اين ميرايى و خاموشى چراغ انديشه و رو به افول رفتن ستارگان فروزان, آداب و رسوم زمان جاهليت, خرافات و تعصب هاى قومى و قبيله اى همچون قارچ هاى مسموم در حال احيا بود.
با شهادت امام حسن مجتبى(ع) و فرارسيدن دوران امامت سومين اختر فروزان آسمان ولايت, اين آشفتگى ها رو به فزونى گذاشت. قدرت حاکم, به منظور تثبيت پايه هاى عنکبوتى و پوشالى خود, در صدد ايجاد بدعت و انحراف از موازين قرآنى و روايى و سنت هاى مسلّم دينى و اعتقادى برآمد و اوضاع به گونه اى گرديد که فروغ معنويت که رسول خدا(ص) براى برپا داشتن آن مرارت هاى زيادى را تحمل کرده بود, رو به خاموشى نهاد. اوضاع آن چنان نگران کننده شد که حضرت امام حسين(ع) در مدت ده سال از دوران امامت خود که با حکمرانى تبهکارى چون معاويه مصادف شد, شرايط را براى ايجاد يک جنبش و قيام در مقابل توفان استبداد و تباهى مناسب نديد و چنين حرکتى را به صلاح اجتماع اسلامى ندانست.
با روى کار آمدن جنايتکارى چون يزيد و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنى گشتن آلودگى هاى غيرقابل اغماض, تعليمات و فرهنگ اسلامى در مخاطره اى جدى قرار گرفت. از اين جهت موضع امام در مقابل چنين شرايطى, که استمرار آن محور ديانت و معنويت را به دنبال داشت, برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاريکى دهشت زا, روشنى بيافريند و نيز از لهيب آن آذرخش, کاخ استبداد بسوزد. به همين دليل حضرت رسول اکرم(ص) در روايتى امام حسين(ع) را چراغ هدايت و کشتى نجات معرفى کرده اند. اِنّ الحسين مصباح الهدى و سفينة النجاة (عيون اخبار الرضا, ج1, ص60) امام حسين(ع) نيز در اين خصوص فرموده اند: اَلا تَرون اَنّ الحق لايُعمل به و انّ الباطل لايتناهى عنه. ليرغب المؤمن فى لقاء الله حقاً فانى لا ارى الموت الا السعاده ولا الحيوة مع الظالمين الا بَرَما1:
(آيا مشاهده نمى کنيد که به حق عمل نمى شود و از باطل جلوگيرى به عمل نمى آيد. در اين صورت به طور مسلم انسان با ايمانِ جوينده حق, بايد طالب ديدار خدا و لقاى حق باشد. من مرگ را جز سعادت نمى بينم و زندگى با ستمگران را جز ملالت و کسالت نمى نگرم.)
از اين جهت آن خورشيد فروزان با حماسه اى پرشکوه و سرنوشت ساز جامعه اسلامى را متوجه اسلام واقعى نمود و به اتفاق اهل بيت, ياران و اصحاب فداکارش, به داد اسلام رسيد و مکتب حيات بخش اسلام را احيا کرد و چشمه ناب حقيقت را از غبارى که گرفته بود, رهايى بخشيد و در واقع خداوند مکتب وحى را از طريق قيام عاشورا حفظ کرد و تعبير قرآنى انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون2 (ما قرآن را فرو فرستاديم و به تحقيق حافظ آن هستيم) درباره اش مصداق پيدا کرد:
مصطفى را وعده داد الطاف حق
گر بميرى تو, نميرد اين سبق

امام خمينى(ره) خاطرنشان نموده اند:
(…امام حسين(ع) نجات داد اسلام را, ما براى يک آدمى که نجات داده اسلام را و رفته کشته شده, هر روز بايد گريه کنيم, ما هر روز بايد منبر برويم براى حفظ اين مکتب. محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است. فداکارى سيدالشهدا(ع) است که اسلام را براى ما زنده نگه داشته است…)3
بر اين اساس نهضت مقدس کربلا, فرازى درخشان و باشکوه در تاريخ اسلام است و چون خورشيد پر فروغ در حال پرتوافشانى است و هرچه از آن مى گذرد انوارش افزون تر و گسترده تر مى شود; حماسه اى که مبدأ و منشأ و الهام بخش قيام هاى گوناگونى در تاريخ اسلام گرديد و نهضت هاى سلحشوران علوى را در ستيز با ستمگران تقويت نمود.
آن امام بزرگوار با فرياد (مرگ با شرافت بهتر از زندگى ننگين است و اگر دين نداريد, لااقل آزاده باشيد)4 انسان هاى غافل را از خواب گران بيدار نمود.
پديدآورنده قيام کربلا در اين ماجراى جاويدان, حقيقت ايمان و واقعيت بندگى را به نمايش گذاشت و در تمامى لحظات اين قيام مقدس, به ارزش هاى معنوى در عرصه انديشه و عمل نظر داشت و نهايت اخلاص را از خويشتن بروز داد و کوشيد تا از سيرت جدش پيروى کند و سنت با برکت امر به معروف و نهى از منکر را احيا نمايد:
اُريد اَن آمر بالمعروف وانهى عن المنکر اسير بسيرة جدّى و ابى على بن ابى طالب.5 و در سخنى جاويدان, حضرت امام حسين(ع) فرمود: اللهم انّى احبّ المعروف واُنکر المنکر.6 به همين دليل در زيارت عاشورا مى خوانيم: اشهد انک قد اقمت الصلوة و اتيت الزکوة وامرت بالمعروف ونهيت عن المنکر…

مناجات آن حضرت نيز چنين است:
(اى پروردگار بزرگ, همه مردم را جملگى در راه دوستى تو ـ کسب رضايت تو ـ رها کردم و خانواده ام را براى ديدارت آوردم. اگر مرا در راه وصالت قطعه قطعه کنى, قلبم به غير تو تمايلى پيدا نخواهد کرد.)7
حادثه عاشورا بدان جهت که خود حق است و در جهت حفظ ارزش هاى الهى و زنده نمودن مکتب اسلام صورت گرفته است در اوج قله ايثار و با صلابت و خروشان همچنان باقى مانده و مى ماند. از اين جهت با ارج نهادن به حماسه سازان عاشورا و بزرگداشت اين قيام شکوهمند انسان ها, با فضايل و کمالات انس يافته و در مکتب حسينى خوب زيستن و نيکو زندگى کردن, روى آوردن به معروف و اعراض از منکرات را فرامى گيرند و فرهنگ فضايل و مکارم در جامعه به صورت سنتى حسنه رواج مى يابد. از سويى امام حسين(ع) با آن شايستگى هاى ذاتى و نسبى, شعله هاى محبت را در قلوب مؤمنين برمى افروزد و اين نکته در واقع تداعى کننده فرمايش رسول اکرم(ص) است که فرموده اند:
انّ لقتل الحسين حرارة فى قلوب المومنين لاتبرد ابداً8 (کشته شدن امام حسين(ع) در دل هاى اهل ايمان حرارتى ايجاد کرد که هيچگاه به سردى نمى گرايد).
سوگوارى در سيره اهل بيت(ع)
سيره ائمه هدى(ع) در برپا نمودن مجلس سوگوارى براى سالار شهيدان, حضرت امام حسين(ع), و تشويق و تحريض شيعيان در احياى اين برنامه, بدان جهت است که واقعه کربلا روشنى بخش جان انسان هاى طالب فضايل باشد و گريستن براى امامى که در مقابل باطل مقاومت کرد و از ارزش ها صيانت نمود, فرياد قلب و مبارزه عاطفى با ستمگران در هميشه تاريخ است. امام سجاد(ع) در فرصت هاى مقتضى و به صور گوناگون خاطره عاشورا را در اذهان مردم زنده نگاه مى داشت و گريه هاى طولانى آن امام همام بود که خون ها را به جوش مى آورد و سرها را پرشور مى نمود و اين موضوع موجب گرديد تا مشعل حماسه جاويد کربلا هيچگاه خاموش نشود.
نخستين کسى که وقايع عاشورا را بيان مى نمود و با اين گزارش سوزناک دل سنگ را مى گداخت, امام چهارم و پس از او حضرت زينب کبرى(س) بود. رواياتى که از حضرت امام سجاد(ع) در اين خصوص در مآخذ روايى ضبط گرديده, همه از منابع معتبر و موثق مى باشد و هر آنچه آن فروغ امامت درباره حوادث نينوا مى فرمود, از شهودات خودش بود نه از شنيده ها و منقولات ديگران.
تشکيل مجلس عزادارى براى شهيدان کربلا, از همان زمانى که اين رويداد اسفناک به وقوع پيوست با دستور اهل بيت(ع) آغاز گرديد و به تدريج با تأثيرپذيرى از سنت هاى بومى و مقتضيات زمان در سير تاريخ تا امروز استمرار يافت و در شکل هاى گوناگون حضور خود را نشان داد. مشهور است که چون اهل بيت امام حسين(ع) از شام به مدينه بازگشتند, در حوالى اين شهر مدتى کوتاه اقامت نمودند, ساکنين مدينه با هيجان و التهاب خاصى به استقبال آن عزيزان شهرشان رفتند. امام سجاد(ع) بشير بن جَذْلَمْ را در ميان مستقبلين مشاهده نمود و او را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى بشير پدرت شاعر بود, آيا تو هم از اين توانايى بهره اى دارى؟ او پاسخ داد: آرى خود نيز شاعرم. حضرت فرمودند: در حالى که ابياتى را مى سرايى جلوتر از ما به مدينه برو و خبر ورود اهل بيت(ع) و مصيبت جانگداز کربلا را به مردم شهر جدّم نبى اکرم(ص) اعلان کن. بشير فرمايش امام را اجابت کرد و اشعارى سرود و با گريه و صداى بلند به حالت نوحه و ندبه براى مردم مدينه خواند که دو بيت از آن چنين است:
يا اهل يثرب لايُقام لکم بها
قُتل الحسين فادمُعى مدْراراً
الجسم منه بکربلا مفرّج
والرّاس منه على القناة بدار9

يعنى: اى اهل مدينه ديگر در اين شهر نمانيد; چون آقايتان حسين بن على(ع) را کشتند. پس سرشک از ديدگاه خود فرو ريزيد. اگر خبرى از بدنش مى خواهيد بدانيد که بدنش در زمين کربلا آغشته به خون گرديد و سر مطهرش را بر روى نيزه گردانيدند.
بنابراين نخستين مرثيه سرايى بر مصايب کربلا, مربوط به سال 61هجرى بوده است.
در برخى منابع آمده است: وقتى حضرت زينب کبرى(س) بر بالين بدن برادرش حضرت امام حسين(ع) آمد, جملاتى بر زبان جارى نمود که حالت مرثيه داشت و با شنيدن آن, دوست و دشمن گريست و در واقع در همان صحراى کربلا, نوعى ماتم سرايى صورت گرفت که زينب کبرى(س) آن را ترتيب داد. او با گفتن عبارت (بأبى المهموم حتى قضى بابى العطشان حتى مضى) آن چنان دلسوز ناليد که فأبکت والله کلّ عدواً وصديق.10 با اين وصف اولين مجلس عزاى امام حسين(ع) را آن هم بر بالين بدن بى سر آن حضرت خواهرش زينب کبرى(س) پديد آورد.
شيخ مفيد در کتاب امالى خود به اسنادى از ابراهيم بن داحه ذکر نموده که نخستين شعرى که در رثاى حسين بن على(ع) سروده شد, مرثيه عقية بن عمرو سهمى است که در بيتى از آن سروده است:
مرت على قبر الحسين بکربلا
ففاض عليه من دموعى غذيرها11
(وقتى بر مرقد امام حسين در کربلا عبور کردم,
اشک فراوانى از ديدگانم جارى گشت.)

ابومخنف اَزْدى (83 ـ 148ق) صاحب مقتل معروف که اصل آن مفقود گرديده و برخى گزارش هايش از کربلا در منابعى چون تاريخ طبرى درج گرديده است, از مورخان و اصحاب امام صادق(ع) مى باشد. وى موفق گرديد يک جلد کتاب درباره حادثه کربلا بنويسد.
ابوالفرج اصفهانى در کتاب الاغانى نوشته است: روزى سيد حميرى (متوفى به سال 179ق) به محضر امام صادق(ع) مشرف گرديد. حضرت با مشاهده وى به زنان اهل منزل دستور دادند پشت پرده نشسته و آن وقت از سيد مذکور خواستند شعرى در رثاى امام حسين(ع) بگويد. او امر امام را تحقق بخشيد و اشعارى سوزناک سرود که ترجمه بخشى از آنها چنين است:
(…بر مزار حسين(ع) بگذر و خطاب به استخوان هاى مطهرش بگو: اى ابرهاى پر باران, سيراب شويد. هرگاه بر آرامگاه او گذر کنى لحظه اى درنگ نما و آنگاه از چشمان پاک خود بر اين انسان پاک باخته اشک بريز.)
سيد حميرى خود مى گويد با شنيدن اين اشعار مشاهده کردم که چون ابر بهارى اشک از ديدگان امام بر گونه هاى مبارکشان فرو مى ريخت و صداى ضجّه زنان از اندرون به گوش مى رسيد تا آن که امام فرمودند کافى است. امام صادق(ع) به عبدالله بن حماد بصرى فرمود:
(به من خبر رسيده که در نيمه ماه شعبان گروهى از ساکنين نواحى کوفه و مردمى از ديگر نقاط بر سر مزار امام حسين(ع) در کربلا مى آيند و نيز زنانى براى آن حضرت نوحه گرى مى کنند, عده اى قرآن مى خوانند و گروهى ديگر حوادث کربلا را بيان مى کنند و دسته اى نوحه گرى کرده و پاره اى افراد مرثيه مى خوانند. عبدالله عرض کرد: فدايت شوم. آرى من نيز بخشى از آنچه فرموده ايد ديده ام. امام فرمود: (سپاس خداوندى را که در ميان مردم گروهى را قرار داد که به نزد ما مى آيند و برايمان مرثيه مى خوانند و دشمنان ما را کسانى قرار داد که بر آنان گروهى از خويشاوندان ما يا غير آنها, خرده مى گيرند.)12 همچنين از ششمين فروغ امامت نقل شده که آن حضرت فرموده اند: وَمَن بَکى اَو ابکى واحداً فله الجنه ومن تباکى فله الجنه.13 يعنى: کسى که گريه کند يا بگرياند يا خود را گريان بنماياند, جزايش بهشت است.

حضرت امام رضا(ع) نيز فرموده اند:
(هرکس مصيبت ما را يادآور شود و گريه کند بر آنچه بر ما گذشته است, در روز قيامت با ما و در درجه ما خواهد بود و هر که مصيبت ما به او تذکر داده شود و گريه کند و ديگرى را به گريه وادار نمايد, روزى که ديده ها گريان است, چشمانش اشکبار نخواهد بود و هر که در مجلسى که امر ما احيا مى شود, بنشيند, روزى که قلب ها مرده است قلب او نمى ميرد و زنده دل خواهد بود.)14
راز اين تأکيدها و توصيه ها در برپايى مراسم سوگ و ماتم براى شهيدان کربلا در آن است که مردم در چنين مجالسى با فداکاران نينوا پيوندى عاطفى برقرار مى نمايند که اين ارتباط مى تواند موجب جذب معنويات از اسوه هاى عاشورا گردد. همچنين تشکيل چنين اجتماعاتى جان هاى تشنه حقيقت را سيراب مى نمايد, افراد فرو رفته در انواع غفلت ها را هوشيار مى نمايد و باعث رويش و سرسبزى بوستان فضيلت مى گردد. در مجالس عزادارى اهتمام بر آن است که مردم به ريسمان الهى چنگ زنند و اتحاد خويش را براى محو آثار شرک, ستم و نفاق افزون نموده و اجر رسالت را با دوستى دودمان پيغمبر از اين طريق به خاتم رسولان بپردازند. هم احساس گرديدن با حماسه حسينى و خود را نزديک نمودن به تنديس هاى ايثار ضمن پالايش جان ها و روان ها, اصلاح جامعه را نيز پديد مى آورد و سوگوارى اگر اين مزايا و محسنات را دربر نداشته باشد, از