بازگشت به سخن تاریخ|پایان نامه ها|دانلود کتاب|کتابشناسی|معرفی و گزارش|مصاحبه |مقالات دیگر|مقالات گروه|صفحه نخست ویژه نامه
مقالات حضرت زهرا (س)
فدک؛ یادگاری از بانوی آب و آیینه
فرزانگی در سیره فاطمی
خطبه فدکیه تفسیری بر آیات قرآن کریم
رنج‌های فاطمه(س) از زبان علی(ع)
فاطمه(س) و رسالتهای اجتماعی
بررسي سيره عملي حضرت زهرا (سلام الله عليها) در دفاع از ولايت
درباره حديث فاطمه(س) پاره تن پيامبر گرامى(ص)
جامعه آرماني در کلام حضرت فاطمه زهرا(س)
حضرت زهرا عليهاالسلام و روايت حديث(در منابع اهل سنت)
اصول موثر در تحكيم زندگي حضرت علي(ع) و حضرت زهرا(س)
پژوهشگونه ای درباره مصحف فاطمه(س)
سیمای حضرت فاطمه(ع) در آینه شعر حکیم سنایی و ناصر خسرو
فاطمه علیهاالسلام تجلی تمام زنان مقدس قرآنی(بر اساس آیه مباهله)
در جستجوی استناد به حدیث غدیر در کلمات نورانی فاطمه زهرا(ع)
فاطمه(س) در قرآن کریم
بينش سياسي حضرت زهرا(عليها السلام)
امام شناسی فاطمه زهرا (علیها‌ السلام)
ابعاد شخصیت فاطمه زهرا (س) از منظر پیامبر اکرم(ص)
فاطمه زهرا(س) از دیدگاه امام خمینی(ره)
زنان راوی حضرت زهرا علیهاالسلام
ارزيابي حديث «نحن معاشر الانبيا لانورث»
حضرت فاطمه (س) در دایرة المعارف قرآن لیدن
تبارشناسي منابع فريقين درباره مصائب وارده بر فاطمه (عليهاالسلام)


  چاپ        ارسال به دوست

گام های پنجگانه حضرت زهرا (س) در دفاع از ولایت و جلوگیری از فراموشی غدیر

انجام مصاحبه توسط: داوود کاظم پور


سایت سخن تاریخ به مناسبت فرارسیدن ایام سوگواری شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها گفتگویی را با حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر ناصر رفیعی رئیس مدرسه عالی تاریخ و ادیان مجتمع آموزش عالی امام خمینی (ره) ترتیب داده است که ازنظر خوانندگان گرامی می‌گذرد.

 

آقای دکتر رفیعی در ابتدا تأکید کرد: سخن گفتن در مورد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها مشکل است؛ زیرا مدح و ثنای ایشان را کسانی گفته‌اند که خودشان برگزیدگان عالم هستند؛ مانند پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و امام صادق علیه‌السلام و امام علی علیه‌السلام.

 

مراجعه‌ای به روایاتی که از ائمه علیهم‌السلام رسیده است و در روایات فریقین نیز آمده است شاهدی بر مدعای بنده است. به‌عنوان‌مثال در روایات داریم که وقتی ایشان بر پیامبر صلی‌الله علیه و آله وارد می‌شد حضرت چهار کار می‌کردند:

یکی این‌که «قام الیها» به‌سوی او می‌شتافت.

 

همین‌جا خاطره‌ای از مقام معظم رهبری عرض کنم. سال گذشته در محضر ایشان گفتم که وقتی حضرت وارد بر پیامبر می‌شد ایشان جلوی پای حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها برمی‌خاست. وقتی از منبر پایین آمدم ایشان فرمودند: «قام» با «الی» متعدی شده است و معنایش این است که می‌شتافت؛ نه این‌که برمی‌خاست. اگر می‌گفت: «قام لها» به معنای برخاستن بود. مثل آن آیه قرآنی که می‌فرماید: «اذا قمتم الی الصلوة» یعنی می‌شتابید به‌سوی نماز.

 

کار دوم این بود که «رَحِبَ بِها» پیامبر صلی الله علیه و آله خوش‌آمد می‌گفت. سوم این‌که «قَبَّلَ یَدَیها» دست او را می‌بوسید و چهارم «أجلَسها فی مَجلِسِه» او را در جای خودش می‌نشاند.

 

این یکی از روایاتی است که از رفتار پیامبر در مورد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها رسیده است.

 

یا در حدیث داریم که وقتی آیه نازل‌شده که پیامبر را مانند خودتان صدا نزنید: «لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضًا» حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها وقتی وارد بر پدر شد صدا زد: «السلام علیک یا رسول‌الله» همیشه می‌گفت: «یا ابتاه». پیامبر صلی الله علیه و آله خیلی تعجب کرد فرمود: دخترم! «قولی یا أبَه». تو همان باباجان به من بگو «فانه احیی للقلب» قلب من زنده می‌شود «و ارضی للرب» خدا نیز خشنود می‌شود که تو مرا به این نام صدا می‌زنی.

 

آقای دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود نویسنده مصری که کتابی بنام «امام علی بن ابیطالب» نوشت که مورد استقبال واقع شد. به ایران آمد و شهید مفتح و دیگران با او ملاقات کردند. مرحوم شیخ مرتضی حائری آیت‌الله‌زاده می‌فرماید: من در آن جلسه بودم که عبدالفتاح به خاطر این کتابش دعوت شد. ایشان کتابی بنام «زهرا ام‌ابیها» نوشت و یک جمله زیبایی می‌گوید: «کانت فاطمه مرآة لابیها» فاطمه سلام‌الله‌علیها آیینه تمام نمای پیامبر صلی الله علیه و آله است. همه حرف را در این جمله زده است؛ یعنی اگر حرف می‌زد گویا پیامبر صلی الله علیه و آله حرف زده است و اگر راه می‌رفت گویا پیامبر صلی الله علیه و آله راه‌رفته است؛ نحوه عبادتش مانند پیامبر صلی الله علیه و آله است همان‌طور که قدم‌های پیامبر صلی الله علیه و آله ورم می‌کرد ایشان نیز همین‌طور؛ «تورم قدماها»

 

این‌همه حرف را در این یک جمله زده است.

 

طبیعتاً نمی‌خواهم همه مصاحبه را به این بخش اختصاص بدهم ولی فقط اشاره می‌کنم. نامه 28 نهج‌البلاغه را ملاحظه کنید. در این نامه امام علی علیه‌السلام میان امتیازات بنی‌هاشم و بنی‌امیه مقایسه‌ای کرده است. در آنجا چند محور را برای معاویه برمی‌شمارد:

1-   پیامبر از ما است و ابوجهل از شما است؛ منا النبی المختار و منکم المکذب

2-   حمزه از ما است و ابوسفیان از شما است؛

3-   حسن و حسین از ما است و عقبه از شما است؛

4-   تا آنجا که می‌رسد به این جمله: منا خیر نساء العالمین فاطمه سلام‌الله‌علیها از ما است.

 

این حرفی است که حضرت امیر علیه‌السلام سال‌ها بعد از شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به آن می‌بالد. این قابل‌توجه و تأمل است.

 

فرمایش‌های معصومین نیز الی‌ماشاءالله است. یک‌وقت حضرت امام خمینی رحمة‌الله‌علیه رهبر کبیر انقلاب فرمود: «یک‌چیزی در مورد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها قابل‌توجه می‌دانم و آن این‌که جبرئیل بعد از رحلت پیامبر در این دو سه ماه ارتباطش را با حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها قطع نکرد.»

 

من متن روایتش را نیز دیدم: «کان یاتیها جبرئیل» جبرئیل در این دو سه ماه نزد فاطمه سلام‌الله‌علیها می‌آمد و سه چهار کار می‌کرد:

اول «یحسن عزائها» به او تسلیت می‌گفت؛

دوم «یطیب نفسها» به او آرامش می‌داد؛

سوم «یخبرها بما یکون بعدها فی ذریتها» اخبار ذریه اش را به او می‌رساند که در آینده چه اتفاقاتی برایشان می‌افتد؛

چهارم این‌که جایگاه پدر را در برزخ به او می‌گفت.

 

این‌ها مطلب ساده‌ای نیست. به نظرم آن‌قدری که در بعد مصائب حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها مانده‌ایم که لازم هم هست، حتی درصدی به فضایل ایشان دسترسی پیدا نکرده‌ایم. این مقامات، خیلی عالی است.

 

 سید محمود آلوسی تفسیری بنام «روح المعانی» دارد. او گرایش‌های تندی در مباحث شیعه دارد ولی ذیل این آیه که «ان الله اصطفاک و طهرک» که راجع به حضرت مریم است یکی دو صفحه نوشته است. غوغا کرده است. می‌گوید: «فاطمه افضل نساء المتقدمات و المتؤخرات» فاطمه برترین زن‌های گذشته و آینده است؛ و آن‌وقت ادله‌اش را می‌آورد.

 

آلوسی از اهل سنت و موردتوجه است. یک‌وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمودند این فرد سید است و گرایش‌های ضد شیعی نیز دارد ولی جالب است که چنین تعبیری در مورد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها دارد.

 

در کتاب شریف کافی آمده است که امام کاظم علیه‌السلام می‌فرمایند: «ان فاطمه صدیقة شهیدة»

 

فکر می‌کنم به همین میزان کافی باشد و اگر بخواهم به فضایل حضرت بپردازم کل وقت را باید به آن بپردازم.

 

راجع به مباحث تاریخی نیز یک بحثی را خدمت مخاطبین سایت عرض می‌کنم.

 

من اعتقادم این است که یکی از مهم‌ترین امور و نقش‌ها در زندگی زهرای مرضیه سلام‌الله‌علیها نقش هویت بخشی به مسئله شیعه و امامت و ولایت است.

 

در زمان همه انبیاء الهی انحرافاتی پیش آمد؛ مثلاً زمان حضرت موسی علیه السلام از میقات برگشتند و انحراف اعتقادی پیش آمد و مردم گوساله‌پرست شدند. خودش ایستاد و اصلاح کرد.

 

در زمان حضرت شعیب علیه السلام با انحراف اقتصادی مواجه شد. ایستاد و فریاد زد کم فروشی نکنید.

 

زمان حضرت لوط علیه السلام  انحراف جنسی پیش آمد و ایشان مقاومت کرد و تذکر داد که این کار را نکنید.

 

در خانواده یعقوب پیامبر علیه السلام، انحراف پیش آمد و خودش ایستاد و برخورد کرد.

 

همین‌طور بقیه انبیاء مانند حضرت نوح علیه السلام. حضرت عیسی علیه السلام با تهمت‌ها مواجه شد و با انحراف اخلاقی مقابله کرد.

 

می‌خواهم بگویم انحراف در همه دوران انبیاء بوده است و خودشان نیز بوده‌اند. یا اعتقادی یا اخلاقی یا سیاسی یا اجتماعی بوده است. ولی رسول خدا صلی‌الله علیه و آله از دنیا رفت و بعد از او انحراف از غدیر پیش آمد و به بوته فراموشی سپرده شد و موضوع خلافت بجای امامت و منا امیر و منکم امیر مطرح شد. خودش در جامعه نبود و یک کسی باید در این جامعه نقش ایفا می‌کرد و از این موضع غدیر دفاع می‌کرد. ممکن بود این فرد موفق نشود کما این‌که انبیاء گذشته گاهی موفق نشدند ولی باید حرفش را می‌زد که امروز سر این سفره نشسته‌ایم بگوییم به این دلیل از غدیر دفاع می‌کنیم که فاطمه سلام الله علیها دفاع کرد. اگر او سکوت می‌کرد موضوع غدیر به بوته فراموشی سپرده می‌شد.

 

حال چرا حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها؟ حضرت امیر علیه‌السلام که اجازه حرف زدن نداشت؛ زیرا نمی‌گذاشتند و حضرت در معرض اتهام بود. سلمان و مقداد و دیگران را نیز اجازه نمی‌دادند. تنها حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها بود که به خاطر جایگاهش می‌توانست حرف بزند و اگر اقدامی می‌کرد نمی‌توانستند با ایشان برخورد کنند. لذا با بصیرت و آگاهی این موضوع را انتخاب کرد و ایستاد و به نظر من پنج گام برای اثبات این ادعا (برخورد با جریان سقیفه و دفاع از غدیر و موضوع امامت امام علی علیه‌السلام) برداشت. حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها به‌عنوان صحابی نمی‌تواند بدون امام باشد و بدون امام از دنیا نرفته است. ایشان باید نقش مدافع را ایفا کند؛ همانند نقشی که مریم در مورد عیسی علیه السلام و نقشی که خدیجه کبری سلام الله علیها در مورد حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله و نقشی که آسیه در مورد حضرت موسی علیه‌السلام ایفا کرد.

 

این را می‌گویم برای این‌که عزیزان ما بدانند برای دفاع از ولایت این گام‌ها را برداریم. بحث ما توهین به مقدسات دیگران نیست. مقام معظم رهبری فرمودند اهانت درست نیست. ما خودمان محضر ایشان برای همایش حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها رسیدیم ایشان فرمودند: من راضی نیستم که به همسران پیامبر صلی‌الله علیه و آله توهین شود ولی نقل تاریخی غیر از توهین است. ما می‌خواهیم مباحث تاریخی را مطرح کنیم.

 

گام اول حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها گام سخن بود. اولین ابزار برای دفاع گفتار است. انسان حرف بزند. قرآن می‌گوید: «قل». به پیامبر صلی الله علیه و آله می‌گوید: مرتب بگو.

 

ابن طیفور متوفای 280 است و کتابی بنام «بلاغات النساء» دارد. شما تاریخی‌ها به قدمت کتاب بسیار اهمیت می‌دهید. این کتاب 120 سال قبل از گردآوری نهج‌البلاغه نوشته شده است. ایشان اولین خطبه‌ای که آورده است خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها است. خطبه حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را دارد و خطبه خانم‌های دیگر را نیز دارد.

 

خواهشم این است که دوستانی که این مطلب را می‌بینند واقعاً با نگاه خریداری با خطبه فدک برخورد کنند. خطبه فدک خطبه هویت بخشی به تشیع است. بحث دفاع از ولایت است. دفاع از فدک در آخر آن مطرح است.

 

فریاد زد: «اعلموا انی فاطمه بنت محمد» اول خوش را معرفی کرد. کسی نگوید که او شخص دیگری است که دارد صحبت می‌کند. ممکن بود کسی صدای او را نشناسد. بعد شروع کرد و به زیبایی با آیات قرآن از امام علی علیه‌السلام دفاع کرد: «افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع من لا یهدی»

 

شروع به بیان نقطه‌ضعف جامعه آن روز کرد. فرمود شما حرمت پیامبر را شکستید. نقاط ضعف جامعه آن روز را بیان کرد؛ نفاق، پیروی از شیطان و کهنه شدن دین، کند شدن شمشیرها یعنی ابزار کند شده است و آن‌هایی باید حرف بزنند سکوت کرده‌اند.

 

خطبه گام اول است. این یک خطبه است و یک خطبه نیز در جمع‌زنان مهاجر و انصار است.

 

گام دوم حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها گام حرکت است. باید حرکت کرد و خطبه کافی نیست. امام رحمة‌الله‌علیه اگر گفتند شاه باید برود به ترکیه و نجف و پاریس رفتند و به ایران آمدند و در مدرسه رفاه خودشان رهبری کردند. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها شب‌ها در خانه مهاجر و انصار و خواص آن‌ها می‌رفتند. یکی‌یکی با آن‌ها صحبت کردند. با محمود بن لبیب و سعد و دیگران صحبت کردند.

 

گام سوم گام عاطفی است. گام گریه است. زنی که پدر از دست داده است در خانه گریه می‌کند. در بقیع چکار می‌کند؟ در احد چکار می‌کند؟ احد و بقیع محل رفت‌وآمد است. مردم می‌آیند و می‌بینند فاطمه نشسته است و بچه‌هایش دورش دارد اشک می‌ریزد. محمود بن لبیب می‌گوید به ایشان عرض کردم که چرا این‌قدر گریه می‌کنید؟ فرمود: به خاطر فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله و ظلم‌هایی که به علی علیه‌السلام شده است. همان‌جا فرمودند که مردم غدیر را فراموش کردند. آیا پدرم در غدیر عذری برای کسی گذاشت؟

صراحتاً وقتی گریه می‌کند روی موضوع غدیر می‌رود.

 

گام چهارم تحریم است. خدا رحمت کند آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی حرف زیبایی زدند. ایشان فرمودند: «عزاداری عاشورا تولی است ولی عزاداری فاطمیه تولی و تبری است.» بالاخره شما در این عزاداری خط قرمز دارید و مشخص می‌کنید که پیرو چه چیزی هستید و از چه کسی دفاع می‌کنید؟ حضرت با وصیت‌نامه سیاسی و این توصیه‌هایی که دارند مبنی بر مخفی بودن قبر یا شبانه دفن شدن یا همه در تشییع حاضر نشوند عملاً افرادی را تحریم کردند و با آن‌ها مقابله کردند.

 

گام پنجم هزینه کردن برای دفاع از ولایت است. گرچه بحث ما در مورد فاطمیه است این مطلب را با حضرت ابوالفضل علیه‌السلام نیز تطبیقی بدهم.

 

اول گفتار: این جمله از ایشان است که و الله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابدا عن دینی

دوم حرکت: به طرف نهر علقمه و مقابل دشمن رفت.

سوم بحث عاطفی: تمام ناراحتی‌اش ناراحتی امام حسین علیه‌السلام است. شب عاشورا به برادرانش گفت مبادا فردا به امام حسین علیه‌السلام لطمه‌ای وارد شود. اگر بر زمین می‌افتد و اشک می‌ریزد برای غربت امام حسین علیه‌السلام است.

چهارم تحریم: وقتی شمر امان‌نامه آورد هم به خودش لعنت کرد و هم به امان‌نامه‌اش.

پنجم هزینه دادن: دست داد، فرق داد و چشم داد.

 

امام علی علیه‌السلام فرمودند: «شیعتنا متباذلون فی ولایتنا» شیعیان ما باید در ولایت ما هزینه کنند. یکی از این بذل‌ها بذل مالی است. گاهی بذل قلمی است مانند علامه امینی. گاهی نیز بذل جانی است افرادی مانند میثم و عمار و مالک اشتر.

 

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بذل جانی کرد. بالاخره می‌توانست دو سه ما در خانه بنشیند. پشت در آمدن و تهدید شدن و حوادثی که برای ایشان پیش آمد همگی بذل است. در نهایت نیز جانش هزینه شد. کسی نگفته است که بیمار شد و از دنیا رفت. یک خانم جوانی در جا بیفتد و چهار بچه را بگذارد و از دنیا برود. تاریخ می‌گوید آن‌قدر نحیف شده بود که شناخته نمی‌شد و مثل یک شبحی در بستر افتاده بود. با این وضعیت برای امام علی علیه‌السلام هزینه کرد.

 

این‌ها برای ما پیام دارد و آن این‌که اگر می‌خواهیم به موضوع معرفی شیعه به دنیا ورود پیدا کنیم باید هزینه کنیم. شما می‌دانید که الآن در دنیا مسئله اسلام هراسی و شیعه هراسی را ترویج کرده‌اند. شیعه یک مکتب اخلاقی و استدلالی و مبتنی بر آگاهی و بصیرت است. مکتب مبتنی بر احتجاج و گفتگو و مناظره است. کتاب‌های ما را نگاه کنید. از اول تاریخ احتجاج المراجعات احقاق الحق الغدیر و عقبات. داب و روش علمای ما این بوده است که از مسائل به‌صورت علمی دفاع کنند.

 

قبول هم داریم که در هر مکتبی خرافات نیز وارد می‌شود. یک‌چیزهایی که خود آقایان نیز قبول ندارند. اما چیزی که مهم است این است که در معرفی شیعه ابزار، ابزار ایجابی است؛ یعنی معرفی. بالاخره این حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها چرا سه ماه ساکت ننشست. اگر یک درصد احتمال می‌داد غدیر قابل دفاع نیست سکوت می‌کرد. آقای مادلونگ آلمانی یک کتاب بنام «جانشین محمد» دارد. البته نمی‌خواهم این کتاب را صد در صد تائید کنم. هر کتابی غیر از قرآن ممکن است اشکالاتی داشته باشد. این آقا می‌گوید هرکسی که با تاریخ آشنا باشد می‌فهمد که غیر از علی بن ابیطالب کسی جانشین پیامبر نیست.

 

می‌گوید انبیاء گذشته یک نفر از ذریه خودشان را می‌گذاشتند؛ حضرت موسی هارون، حضرت یعقوب یوسف را، حضرت داوود سلیمان را، حضرت ابراهیم اسحاق را. از ذریه خودشان برای این جایگاه پرورش می‌دادند. البته به اذن خدا بود.

 

می‌گوید رسول خدا صلی‌الله علیه و آله از اول امام علی علیه‌السلام را برای این کار پرورش داد. او را در کودکی ده سال بزرگ کرد. بعدازآن غار حراء بود و بعدازآن کتابت قرآن و بعدازآن بدر و احد و خندق و خیبر و مأموریت به یمن و شکستن بت‌ها و درجاهای متعددی نیز گفت که او جانشین من است.

 

خواهش من این است که حدیث یوم الانذار را ساده نگیرید. در منابع تاریخی همچون طبری و دیگران آمده است. همان اول زمانی که خانواده خود را جمع کرد گفت: «انت وصیی و خلیفتی». در تبوک فرمود: «انت منی بمنزله هارون من موسی.»

 

حالا ممکن است یک کسی بگوید ما همه این‌ها را قبول داریم ولی اصحاب به این عمل نکردند و ما نیز طبق تاریخ می‌گوییم مسیر بعد از پیامبر صلی‌الله علیه و آله این شد. عرض من این است که هرچه مسیر شد دلیل بر صحیح بودن آن نیست. موسی نیز به میقات رفت و بازگشت. دید مردم مسیر را عوض کردند. آیا باید گفت که چون تاریخ این مسیر را پذیرفته است ما نیز باید بپذیریم؟ در طول تاریخ انبیاء خیلی جاها مسیر عوض شده است ولی مورد تائید نبوده است.

 

من می‌گویم میان اصحاب پیامبر صلی‌الله علیه و آله کسی بالاتر از حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها نیست. خود حسن بصری می‌گوید: کسی عابدتر از فاطمه نمی‌شناسیم؛ «ماکان فی هذه الامه اعبد من فاطمه»

 

خود آقایان می‌گویند حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها پاره تن پیامبر است. این فاطمه‌ای که شما در منابع مختلف از او تعریف کرده‌اید صحابی است. چرا او به این جریان تن نداد؟ این برای ما کافی است. حجت است. شما نگویید که هزار نفر دیگر این کار را کردند. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها برای ما فرق می‌کند. قصه ایشان قصه اسوه حسنه است.

 

سید بن طاووس می‌نویسد که شخصی از اولاد برامکه خدمت امام رضا علیه‌السلام آمد و راجع به قضایای آن زمان پرسید. امام علیه‌السلام خواست به دلایلی نخواست جواب بدهد. پرسشگر اصرار کرد. امام علیه‌السلام فرمود: کانت لنا ام صالحه ماتت و هی علیهما ساخطه ما یک مادر صالحی داشتیم و از دنیا رفت درحالی‌که بر این جریان‌ها غضبناک بود و لم یاتنا بعد موتها خبر انها رضیت عنهم دیگر روایتی به ما نرسیده است که حضرت از این غضبش دست برداشته است؛ یعنی بلند شو برو و بدان که مادر ما از این مسئله رضایت نداشت.

 

 

سوال: شبهه ای که مخالفین به ما می گیرند می‌گویند پیامبر صلی الله علیه و آله دختران دیگری نیز داشته است چرا این‌قدر به حضرت زهرا سلام الله علیها اهمیت می‌دهید؟ حتی شیعیان شاید نام دیگر دختران ایشان را ندانند.

 

پاسخ: خود پیامبر صلی الله علیه و آله ایشان را برجسته کرده است. دست بوسیده است و مسافرت می‌رفته است ابتدا به خانه حضرت می‌رفته است و هر وقتی که باز می گشته است اولین جا به خانه ایشان می‌رفته است. داستان کساء در این خانه اتفاق افتاده است. احساس غم که می‌کرد نزد این دختر می‌رفته است تا به او اظهار شادی کند. «ام‌ابیها» و «فداها ابوها» را به او گفته است.

کفو حضرت امیر علیه‌السلام و مادر یازده امام علیهم السلام قرار گرفته است. ضمن این‌که دختران دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله مورد احترام ما هستند و از آن‌ها نام می بریم. ضمن این‌که برخی از این دختران، ربیبه پیامبر صلی الله علیه و آله و دختران حضرت خدیجه سلام الله علیها هستند.

 


٢٣:٠٣ - يکشنبه ٢٩ بهمن ١٣٩٦    /    شماره : ٩١٢٦٠    /    تعداد نمایش : ٥١٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





مقالات گروه

نسب ذريه زهرا(س) در روايات شيعه و سني

نوشته شده توسط سید علیرضا عالمی*
چكيده: بديهي است از نظر سببي ذريه زهرا(س) فرزندان پيامبر(ص)هستند. اما رواياتي از رسول خدا(ص) در منابع معتبر شيعه و سني وجود دارد كه اثبات كننده

فرانقش هدایتگری و سیره اجتماعی فاطمه (س)؛ درآمدی روش شناختی

سیره اجتماعى فاطمه(علیهاالسلام) را بر اساس تعامل بین شبکه ارتباطات اجتماعى آن حضرت و مؤلفه هاى مؤثر بر منزلت ایشان، مى توان به دست آورد.

فاطمه(س) در كلام معصومان

نوشته شده توسط سيد مرتضي حسيني شاه‌ترابي*/ زهرا اخوان صرّاف
حضرت فاطمه(س) به عنوان دخت پيامبر(ص)، همسر اميرالمؤمنين(ع)، مادر ائمه‌ي اطهار و يكي از زنان نمونه‌ي اسلام همواره مورد توجه مسلمانان بوده‌ است.

ماجرای فدک

نوشته شده توسط نعمت الله صفری فروشانی
آنچه در ادامه می آید نوشتاری است پاسخ گونه به پرسش از «فدک» که پیش از این در نشریه پرسمان انتشار یافته و